کاوش باستانشناسی محوطۀ اشکانی تشویر طارم استان زنجان

| باستان شناس

مقدمه
طارم یکی از شهرستان های هفتگانۀ استان زنجان است که در سال ۱۳۷۶به مرکزیت آب بر شکل گرفت و شامل دو بخش، پنج دهستان و ۱۵۰ آبادی است که ۱۰۲ آبادی آن دارای سکنه اند. مساحت این شهرستان ۲۲۳۵ کیلومترمربع است و از شمال به استان اردبیل و از شرق و شمال شرقی به استان قزوین و استان گیلان، از جنوب به شهرستان ابهر و از غرب به شهرستان زنجان محدود می شود. این شهرستان ناهمواری های بسیاری دارد و رود پرآب و خروشان قزل اوزن درۀ عمیقی در آن ایجاد کرده است. عمق کف این رودخانه در گیلوان به کمتر از ۴۰۰ متر از سطح دریا می رسد و طرفین آن رشته کوه هایی قرار دارند که ارتفاع برخی از قلل آن به بیش از ۲۸۰۰ متر بالغ می شود (شکل ۱).۱

کاوش در روستای تشویر به دنبال کشف آجرهای بزرگی به ابعاد ۱۲×۱۵× ۴۹ سانتی متر هنگام کندن پی و عملیات خانه سازی و نیز کشف بقایای دیوار و آثار معماری در مدخل روستای تشویر آغاز شد، در حالی که بیل مکانیکی راه سازی حین خاک برداری و تعریض این قسمت از مسیر بخش هایی از آن را تخریب کرده بود.

گمانه زنی به منظور مستندسازی و نجات بخشی آثاری تخریب یا در معرض تخریب صورت گرفت، لذا در ابتدا مبتنی بر فرضیۀ خاصی نبود، اما بعد از بررسی محوطه ها وگمانه زنی در این محل که منجر به کشف قسمتی از یک سازه و بنای عظیم شد، معتقدم که این آثار نشان دهندۀ اهمیت این محوطه در دورۀ اشکانی و ساسانی از نظر سیاسی، تجاری و مذهبی است. کاوش های گسترده و جدیدتر ممکن است این فرضیه را ثابت کند.

در سال ۱۳۸۹ در طرحی با همکاری میراث فرهنگی زنجان و ادارۀ راهسازی استان اقدام به کاوش نجات بخشی این محوطه کردم.۲ پیش تر این شهرستان کمتر مورد توجه باستان شناسان بود و فقط عرض الله نجفی در ۱۳۸۶ و ابوالفضل عالی در ۱۳۸۷ آن را بررسی کرده بودند.

این مقاله دربرگیرندۀ مقدمه و تاریخچۀ مطالعات باستان شناسی، جزئیات کامل معماری، شرح لوکوس ها، لایه نگاری و جداول تهیه شده از سفال های شاخصی است که در طول کاوش ترانشۀ A به دست آمده اند. همچنین، این یافته ها با یافته هایی از این دست مقایسه خواهند شد که از محوطه های هم روزگار دیگری در شمال غرب، غرب و مناطق همجوار فرهنگی دیگر به دست آمده اند. در پایان جمع بندی مطالب عرضه شده است.

 شکل ۱. موقعیت محوطۀ تشویر و کاوش نجات بخشی.

اهداف، روش کاوش و ثبت داده ها
چهار ترانشۀ TA، TB، TC و TD را، که به ترتیب زمان حفاری نام گذاری شده اند، در برش دیوارۀ شرقی جاده ایجاد کردم.۳ هدف از باز کردن این ترانشه ها دستیابی به موقعیت و شکل قرارگیری آثار در کنار جاده و مستندسازی آثار و بقایای معماری در معرض خطری بود که در محدوده تعریض راه قرار گرفته بودند (شکل ۳). این ترانشه ها در لبۀ برش دیوارۀ شرقی جاده و اطراف قسمتی از محدودۀ تعریض جاده مکان یابی شدند که به سبب وجود پل فلزی و لولۀ آب سالم مانده بود. در طول کاوش ترانشۀ A، B، C  و D   از روش ماتریس هریس استفاده شد که بهترین روش برای ثبت و ضبط داده ها و آثار معماری حین حفاری است.۴ با به کار بستن این روش در زمان کاوش و با ثبت و طراحی، مستندسازی سفال ها و آثار معماری به دست آمده و انجام لوکوس بندی و لایه نگاری، همراه با تغیرات لوکوس ها و سفال ها توانستم به چشم انداز نسبتاً دقیقی از وضعیت قرارگیری، پراکنش آثار، لایه ها، معماری و گاه نگاری این محوطه دست پیدا کنم.

موقعیت محوطۀ تشویر
موقعیت جغرافیایی محوطه ۴۸ درجه و ۵۹ دقیقه و ۵۹,۸۴ ثانیۀ شرقی و ۳۶ درجه و ۴۷ دقیقه و ۳۱,۷۷ ثانیۀ شمالی است و در ارتفاع ۵۹۱ متر از سطح دریا واقع شده است. ارتفاع محوطه از سطح جاده ۴۴۰ سانتی متر است. قسمت های شمالی این محوطه امروزه زیر کشت درخت زیتون قرار دارد. در شرق و اطراف آن خانه های روستایی ساخته شده، در ضلع غرب و شمال غرب به مسیر آسفالتۀ گیلوان به تشویر منتهی می شود. این محوطه در شمال و ابتدای روستای تشویر و شرق جادۀ آسفالتۀ گیلوان به تشویر در محل سه راهی تشویر به چمله قرار دارد (شکل ۱).

محوطه هنگام عملیات راه سازی و تعریض جادۀ گیلوان- تشویر در کیلومتر ۴۹,۷ تا ۴۹,۸ و هنگام خاک برداری کنارۀ شرقی این مسیر شناسایی شد. هنگامی که بیل مکانیکی مشغول عملیات خاک برداری از این قسمت مسیر بود، به آثاری برخورد کرد و به عرض ۸ متر از آثار، از لبۀ کنار جادۀ قدیمی تا دیوارۀ کنار جاده ای تازه احداث شده، کاملاً ازبین رفت و فقط آثار پراکنده ای شامل آجرها و لاشه سنگ ها در این قسمت قابل مشاهده بود.۵

شکل ۲. محوطۀ تشویر. عکس از علی نوراللهی.
شکل ۳. وضعیت آثار به دست آمده در ترانشه های B ،A و C. ترسیم از علی نوراللهی.

به گفتۀ اهالی روستای تشویر، در محل کنونی جادۀ آسفالته آثاری وجود داشت که هنگام جاده سازی در سال های ۱۳۶۲-۱۳۶۳، که برای اولین بار جاده را ایجاد می کرده اند، با ماشین های راه سازی از بین رفتند و قسمتی از آثار هم که به صورت دیوار لاشه سنگی باقی مانده بود طی تعریض راه جدید همراه با قسمتی از سازۀ آجری نابود شد (لوکوس های TBL12 و TBL13). اهالی روستا وقتی مشاهده می کنند که تیغۀ بیل مکانیکی آجرهای بزرگی را همراه خاک بالا می آورد، از ادامۀ عملیات ممانعت به عمل می آورند. با این همه، به نظر می رسد که دیر شده بود و بیشتر آثاری که در محدودۀ شرقی جاده تا فاصلۀ ۸ متری از جادۀ قدیم قرار گرفته بودند تخریب شدند (شکل های ۲ و ۳).

برای مستندسازی، کشف دامنۀ گسترش آثار و روشن کردن وضعیت دوره های فرهنگی این محوطه ۴ ترانشۀ پیش گفته در دیوارۀ شرقی و قسمت های دست نخوردۀ محدودۀ جاده باز شد. ترانشۀ A در عمق ۴۵۰ سانتی متری، ترانشۀ B در عمق ۱۸۷ سانتی متری از سطح بالای محوطه (برش شرقی کنار جاده)، ترانشۀ C در عمق ۱۵۰ سانتی متری و ترانشۀ D در عمق ۴۵۰ سانتی متری (برش شرقی کنار جاده) از سطح بالای محوطه به خاک بکر رسیدند.

ترانشۀ A 
ترانشۀ A اولین گمانه ای بود که در محوطۀ تشویرحفاری شد. این ترانشه در لبۀ برش کنارۀ شرقی جاده و در ۶ متری پل فلزی انتقال آب بخش شمالی روستا مکان یابی شد. در مکان یابی TA  سعی شد محلی انتخاب شود که هم تاحدودی سالم مانده باشد و هم اطلاعاتی از بخش تخریب شده به دست دهد تا بتوان از آن بیشترین اطلاعات وداده هایی از سبک معماری لایه نگاری محوطه به دست آورد.

ترانشۀ A در ابتدا به سبب قرارگیری بر روی برش کنارۀ شرقی جاده که در جهت جنوب شرق شمال غربی ایجاد شده بود و نسبت به جهت شمال واقعی انحراف داشت، حالت ذوزنقه ای داشت. ضلع جنوبی آن ۱۰۰، ضلع شرقی ۳۵۰ و ضلع شمالی آن هنگام نخ کشی بالای برش کنار جاده ۲۳۰ سانتی متر بودند. حفاری با برداشتن خاک این ترانشه به ضخامت ۳۰ سانتی متر از بالا شروع شد که به طور منظم تا عمق ۴۵۰ سانتی متری  از لبۀ بالای برش کنار جاده ای ادامه یافت. به هرکدام از ضخامت های ۳۰ سانتی متری و فیچرهای به دست آمده برای ارجاع وتوصیف داده های این عمق ها در طول حفاری یک لوکوس تعلق گرفت. ابعاد این ترانشه در عمق ۴۵۰ تا۴۸۰ سانتی متری روی خاک بکر ۴۰/۳×۵/۵ است (شکل ۲).

این ترانشه به ۳۸ لوکوس تقسیم شد که از TA L1 تا TA L38 از بالا به پایین نام گذاری شدند. از میان آنها، TA L5 تنور،TA L7 آجرهای ریخته، TA L12 کف گچی و TA L8 و TAL21-38 رج های آجر دیوارند و بقیۀ لوکوس ها ضخامت های اختیاری ۳۰ سانتی متری بودند شکل های ۱۴ تا ۱۶).

شرح لوکوس ها
لوکوس ۱ (TA L1): (
سی)۳۰ سانتیمتر ضخامت دارد و اولین لوکوسی محسوب می شود که تا عمق ۲۰ سانتی متری شامل خاک سطحی است و بارها با ابزار و ماشین آلات کشاورزی جابه جا شده است. رنگ خاک قهوه ای تیره مایل به زرد است. خاک آن بافت دانه درشت با دانه بندی ۳ تا ۵ میلی متر دارد که در آن ریشۀ گیاهان مشاهده می شود.

سفال ها: در این لوکوس، در عمق۲۰ سانتی متری از بالا ۹ تکه سفال همراه قطعات خردشدۀ کوچک آجر به دست آمد. سفال ها همگی بدنه اند و هیچ کدام شاخص نیستند و شامل بدنه با لعاب آبی فیروزه ای در روی بدنه و لعاب آبی کمرنگ و رنگ پریده در قسمت داخلی می شوند که تا حدودی لعاب آن ریخته است. همچنین، به علت حرارت بعضی نمونه ها نخودی مایل به کرم شده اند. سفال های دیگر شامل نخودی آجری با مخلوط ماسۀ نرم هستند که ذرات میکا در خمیر آنها دیده می شود و مربوط به خاک رسی است که خمیرۀ سفال از آن ساخته شده است. همۀ این سفال ها چرخ سازند (شکل ۴).

شکل ۴. سفال های لوکوس ۱ ترانشۀ A. عکس از علی نوراللهی.

لوکوس۲ (TA L2)خاک این لوکوس (۳۰ تا ۶۰ سانتی متر) دارای بافت دانه درشت و متراکم با دانه بندی ۳ تا ۵ میلی متر ورنگ آن قهوه ای تیره مایل به زرد است.

سفال ها: در این لایه، مانند لایۀ فوقانی، داده های سفالی کمی به دست آمد که شامل ۷ قطعه سفال در برگیرندۀ لبه با لعاب سبز زیتونی و سفید در روی بدنه و داخل، بدنه با لعاب آبی فیروزه ای کم رنگ و خمیرۀ کرم بود که تا حدودی آثار ریختگی در لعاب آن دیده می شود.

سفال جلینگی (کلینکی): یک بدنه با دسته و خمیرۀ شتری رنگ با بافت فشرده و سخت یافت شد که مغز سفال به علت حرارت خاکستری شده است.

سفال های آشپزخانه ای: سه سفال بدنه نخودی آجری با مخلوط شن زیاد یافت شد که شن با چشم روی بدنه قابل مشاهده است. کاه با دانه های سفید آهک برای جذب حرارت بیشتر به آنها افزوده شده و بیرون آنها به علت حرارت سیاه شده است که نشان می دهد حرارت برای پخت کافی نبوده است. برخی از آنها با شیئی کاردک مانند یا هنگام ساخت به دست سفالگر صاف شده اند (شکل ۵).

شکل ۵. سفال های لوکوس ۲ ترانشۀ A. طرح از علی نوراللهی.

جدول ۲. کاتالوگ سفال های لوکوس ۲ و شکل ۵ (عمق ۳۰ تا ۶۰ سانتی متر)

لوکوس۳ (TA L3)عمق این لوکوس (۶۰ تا ۹۰ سانتی متر) به علت اعتراض مالک زمین و همچنین وسیع تر شدن ترانشه در کف و نداشتن آثار معماری به نصف کاهش یافت. بافت خاک این عمق دانه درشت و با دانه های شن به قطر ۳ تا ۵ میلی متر به رنگ قهوه ای تیره مایل به سیاه است.

در این لوکوس آجرهای شکسته ای به قطر ۵ تا۱۰سانتی متر همراه با لاشه سنگ هایی به اندازۀ ۱۰ تا ۲۰ سانتی متر و همچنین، در میان و اطراف آجرهای شکسته و فروافتاده، تکه هایی از ملاط گچ مشاهده شد. چهار عدد آجر کوچک به ابعاد ۱۲x۵x۳ سانتی متر به دست آمد که با توجه به کوچکی و ظرافت این آجرها احتمالاً برای تزیینات به کار برده می شده اند.

سفال ها: فرم سفال ها عبارت است ازکوزه، کوزۀ کوچک، ظروف دسته دار، ظروف آشپزخانه ای با دستۀ هلالی، خمره، ظروف شکم دار.

در حفاری این لوکوس ۳۰ قطعه سفال به دست آمد که شامل ۸ لبه با نقوش کندۀ شانه ای و ۶ قطعه دستۀ ظرف بود که یکی از آنها به صورت ابرویی (هلالی) چسبیده به بدنه است و دارای مخلوط کاه خردشده  (آشپزخانه ای) است. شانزده قطعه بدنه نیز یافت شد که در برخی از آنها خمیرۀ سفال خوب ورز داده نشده، به طوری که بدنه و دیوارۀ سفال ها متخلخل شده است و در بعضی بدنه ها بیرون صاف شده و داخل سفال موج دار باقی مانده است. روی قسمت بیرونی برخی بدنه ها آثار چرخ سفالگری به صورت موج هایی وجود دارد که ضخامت آنها از۲ میلی متر تا ۲,۵ سانتی متر متغیر است. همچنین، در میان آنها بدنه با تزیین نقش افزودۀ طنابی، تزیین با نقش سبدی فشرده، نقش شانه ای کنده روی بدنه و سفال های آشپزخانه ای وجود دارد.

سفال جلینگی (کلینکی): دستۀ ظرف با مقطع بیضی شکل با خط کنده در وسط دسته که دارای خمیرۀ قهوه ای رنگ (شتری) با بافت سخت و محکم است.

شکل ۶. سفال های لوکوس ۳ ترانشۀ A. طرح از علی نوراللهی.

چهار کفه با قسمتی از بدنه یافت شد که ۲ عدد از این کفه ها تخت و آثار چرخ سفالگری روی بدنه و داخل این کفه ها قابل مشاهده است. همچنین است کفه ای که با زاویۀ شکسته به بدنه متصل می شود، به طوری که که با بدنه حالتی شبیه حرف (ک) به وجود می آورد. در داخل همین نمونه آثار تکه ای گل سفال دیده می شود که زمان شکل دادن ظرف داخل آن افتاده است و بیرون کفۀ دیگر با شیئی کاردک مانند صاف شده و روی پایۀ آن را با خطوط کندۀ کوتاه تزیین کرده اند.

همراه سفالها ۲ تکه از بدنۀ تنوری یافت شد که با روش فتیله ای ساخته شده و روی فتیله ها (دیوارۀ داخلی آن) را با لایه ای از گل اندودشده پوشانده اند. روی این اندود یک ردیف خطوط شانه ای کندۀ موازی ایجاد شده است. این دو قطعه در۳۵ سانتی متری از دیوارۀ جنوبی و ۱۱۰ سانتی متری از دیوارۀ شرقی به دست آمدند.

استخوان ها: چندین قطعه استخوان شکسته و قسمتی از فک یک حیوان بزرگ با دندان بندی آن در این لوکوس به دست آمد (شکل ۶).

جدول  ۳. شرح سفال های لوکوس۳ و شکل ۶ (عمق ۶۰ تا ۹۰ سانتی متر)

لوکوس ۴ (TA L4): بافت خاک این عمق در ۹۰ تا ۱۲۰ سانتی متری دانه درشت با دانه بندی ۳ تا ۵ میلی متر و به رنگ قهوه ای تیره مایل به زرد است. در عمق ۹۵ سانتی متری از بالای ترانشه و ۶۸ سانتی متری از دیوارۀ شمالی و ۱۲۰ سانتی متری دیوارۀ شرقی ترانشه، قسمتی از کف یک کوزه یا ظرف به دست آمد که رو به پایین افتاده بود. تکه آجرهای شکسته به صورت پراکنده در میان آثار این قسمت مانند عمق های بالاتر مشاهده شد. همچنین، در این عمق تکه هایی از بدنۀ تنوری به دست آمد که جداگانه به آن یک لوکوس تعلق گرفت.

اشیاء و استخوان ها: در این لایه، یک قطعه شیشۀ شکسته به رنگ سبز شفاف و یک قطعه صدف دریایی یافت شد که سوراخ شده بود و احتمالاً کاربردی تزیینی برای آویز یا قسمتی از یک گردنبند داشته. یک قطعه استخوان کوچک شکسته سیاه شده نیز به دست آمد.

سفال ها: فرم سفال ها شامل تنگ دسته دار، کاسه، ظروف شکم دار با لبۀ برگشته، کاسۀ دهانه باز، دیزی، ظروف آشپزخانه ای و خمره بودند. در این لوکوس ۴۷ سفال شکسته یافت شد که شامل ۸ لبه و عبارت اند از ۳ لبه لعابدار با لعاب سفید، آبی فیروزه ای و سبز و زرد که لعاب برخی از آنها ریخته یا پریده است، لبه و گردن یک تنگ با تزیین نقش کندۀ شانه ای، دو لبۀ دیگر متعلق به ظرف شکم داری با لبۀ برگشته به بیرون که یکی از نوع آشپزخانه ای است و نمونۀ آخر لبۀ ساده ای مربوط به کاسه است. همچنین است هفده سفال از نوع ظروف آشپزخانه ای که روی آنها آثار سوختگی و حرارت دیدگی هنگام پخت و پز دیده می شود. بدنه های این ظروف با تزیین نقش کندۀ شانه ای و دو دسته ظرف، یکی با سوراخ جهت عبور نخ، هفت کفۀ ظرف که شامل کفۀ پایه دار با لعاب آبی فیروزه ای و کفه های تخت و پایه دار می شوند. سفال های لعاب دار و کرم جز در مواردی (سفال هایی که لعاب آنها ریخته) دارای بافت متراکم، محکم و سخت اند (شکل ۷).

شکل ۷. سفال های لوکوس ۴ ترانشۀ A. طرح از علی نوراللهی.

جدول ۴. شرح سفال های لوکوس ۴ و شکل ۷ (عمق ۹۰ تا ۱۲۰ سانتی متر)

لوکوس ۵ (TA L5): تنور در عمق ۹۰ تا ۱۲۰ سانتی متری به فاصلۀ ۱۴۰سانتی متری از دیوارۀ شمالی ترانشه و ۱۵۰ سانتی متری دیوارۀ شرقی ترانشۀ A به دست آمد. بدنه و دیوارۀ این تنور با روش فتیله ای از گل رس با مخلوط کاه ساخته شده است و اندازۀ فتیله های گلی استفاده شده در این تنور ۳۵×۳.۵ سانتی متر است که به صورت افقی روی هم چسبانده شده اند. دیوار داخلی آن با لایه ای به اندازۀ ۳ میلی متر از گل رس خوب ورز داده شده اندود شده است تا ناهمواری های سطح داخلی فتیله ها را بپوشاند. روی اندود نوارهایی با خطوط کندۀ شانه ای عمودی ایجاد کرده اند تا خمیر نان به دیوار تنور بچسبد و مانع افتادن نان به داخل تنور شده و خوب پخته شود.

روی دیوارۀ بیرونی به حالت زمخت و خشن رها شده است. فتیله ها قابل مشاهده اند و آثار فرورفتگی سنگ ها و سنگ ریزه ها روی آن دیده می شود که یکی از دلایل این می تواند این باشد که ابتدا گودال و حفره ای برای نصب تنور حفر و بعد آن را به صورت فتیله ای و جداجدا در محلی که هنوز گل آن خشک نشده بود نصب کرده اند. فقط قسمت هایی از تنور در کاوش این لایه به دست آمد که ناشی از سطح محدود حفاری در این قسمت بود؛ عرض ترانشه به نصف کاهش پیدا کرد. اما در اطراف آن توده ای از خاکستر و زغال به ضخامت کمتر از ۱۰ سانتی متر دیده شد که مربوط به این لوکوس است. تکه هایی از بدنۀ تنور در لوکوس ۳ (عمق ۷۵ سانتی متری) در ۳۵ سانتی متری دیوارۀ جنوبی آن کشف شد. همچنین، این لوکوس بر روی آوار و آجرهای سالم و شکستۀ فروریختۀ لوکوس ۷ و ۶ (۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی متری) قرار گرفته است که نشان می دهد این تنور بعدها ساخته شده و با آثار معماری و لایه های فرهنگی ترانشۀ A هم زمان و هم دوره نبوده و متعلق به زمان های جدیدتر و شاید هم زمان با ایجاد روستای تشویر باشد. امروزه نیز ساکنان و اهالی روستای تشویر برای پخت نان از تنورهایی استفاده می کنند که در زمین کار گذاشته می شوند و با همین شیوه ساخته شده اند (شکل ۸).

لوکوس ۶ و ۷ (TA L6,7): خاک این عمق (۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی متری) دارای بافت دانه درشت با دانه بندی شن به قطر ۳ تا ۵ میلی متر و به رنگ قهوه ای تیره است. در میان خاک این لوکوس آثار زغال و خاکستر، تکه های ملاط گچ و آهک به همراه لاشه سنگ هایی به ابعاد ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر وجود دارد.

شکل ۸. بازسازی تنور به دست آمده از لوکوس ۵. طرح و عکس از علی نوراللهی.

آثاری آواری شامل آجرهای خشتی  مشاهده شد که به علت بزرگی ابعاد به صورت نامنظم در این لوکوس افتاده بودند. این آجرها دارای ابعاد متفاوتی اند. اندازۀ ابعاد آنها عبارت است از  ۱۲×۲۶×۴۹ و ۱۲×۱۴×۴۹ و ۱۲×۱۷×۳۸ و ۱۲×۱۷×۲۷ سانتی متر که به صورت سالم و شکسته افتاده اند که روی بعضی از آنها اثر ملاط گچ دیده می شود. همچنین، در این لوکوس آجرهایی که به علت حرارت زیاد هنگام پخت در کوره تغییر شکل داده اند یا قسمتی از آنها به صورت جوش در آمده است کشف شد. بعد از مستندسازی و برداشتن لوکوس ۷ در عمق ۱۴۰ سانتی متری، آثار دیوار آجری عظیمی کشف شد که هنگام تعریض جاده قسمت های بیرونی آن را بیل مکانیکی به شکل اریب تخریب کرده بود (TAL8,21-38). برای سهولت و ارجاع در طول حفاری به آوار آجرهایی که در لوکوس ۶ خاک برداری شدند یک لوکوس جدید (TAL7) تعلق گرفت.

سفال ها: فرم سفال ها عبارت است از کوزۀ دسته دار، کاسه، کاسه های دیزی شکل با لعاب آبی فیروزه ای و سبز، ظروف شکم دار با لبۀ برگشته، کفۀ پایه دار و تخت. در این لوکوس ۳۶ سفال به دست آمد که شامل ۱۲ سفال با لعاب سبز، آبی فیروزه ای بود که در میان این سفال ها قسمتی از یک ظرف وجود دارد که قطر دهانۀ آن ۶ و قطر کفۀ آن نیز ۶ و ارتفاع آن ۲.۵ سانتی متر است. داخل آن لعاب آبی فیروزه ای و بیرون آن ساده رها شده است و به نظر می رسد که این ظرف برای ساخت و تهیۀ دارو و داروی گیاهی کاربرد داشته است (شکل ۹). شش سفال با خمیر کرم یافت شد که بر اثر حرارت زیاد مایل به سفید شده اند و ظریف با مخلوط ماسۀ نرم و خمیر سفال خوب ورز داده شده اند، به طوری که ضخامت برخی از آنها ۲ میلی متر است. در بین آنها سفال هایی با تزیین نقش سبدی فشرده وجود دارد که دارای بافت متراکم، سخت و محکم اند. دوازده سفال آشپزخانه ای با خمیرۀ قهوه ای (شتری) با مخلوط شن و ماسه- که سبب جذب حرارت بیشتر هنگام قرارگیری سفال روی آتش برای پخت غذا می شود- و مخلوط کاه که به علت حرارت ناکافی هنگام پخت در کوره مغز سفال سیاه شده است نیز یافت شد. نُه عدد از آنها دست سازند و بافت آنها ضعیف بوده، در مواردی ترد و شکننده اند. چهار قطعه کفۀ ظرف که شامل کفۀ گود تختی که با کاردک بیرون آن صاف شده است، پایه دار، پایه دار تخت با لعاب سبز کمرنگ نیز به دست آمد. همچنین است یک قطعه دستۀ چسبیده به زیر لبه و شانۀ ظرف که روی آن را با انگشت شیارهای عمودی داده اند تا در دست گرفتن دسته راحت تر باشد.

اشیاء و استخوان ها: شامل ۳ تکه شیشۀ شکسته به رنگ سبز شفاف، یک آجر کوچک به ابعاد ۳×۵×۱۲ سانتی متر، قسمتی از فک یک حیوان بزرگ (گاو؟) و قسمتی از استخوانی که جای ضربه و بریدگی ساطور روی آن وجود دارد (شکل ۱۰) یافت شد.

شکل ۹. ظرف کوچک سفالی به دست آمده از لوکوس ۶. عکس از علی نوراللهی.
شکل ۱۰. سفال ها و یافته های لوکوس ۶ ترانشۀ A. طرح از علی نوراللهی.

جدول ۵. شرح سفال های لوکوس ۶ و شکل ۱۰ (عمق ۱۲۰ تا ۱۵۰ سانتی متر)

لوکوس ۸ و ۲۱-۳۸ (TA L8,21-38): برای سهولت در ارجاعات در طول حفاری به هر کدام از رگ های (رج) آجر یک لوکوس داده شد که بعد شمارۀ این لوکوس ها تغیر یافت. رگه های آجر این دیوار عظیم بعد از مستندسازی و برداشتن TAL7 (آجرهای ریختۀ آواری) در عمق ۱۴۰ سانتی متری کشف شدند که عبارت است از دیواری عظیم که از مصالح آجرهای بزرگ، لاشه سنگ و ملاط گچ نیم کوب در ساخت آن استفاده شده است. این سازه از طرف جنوب شرق به شمال غرب TA کشیده شده شده است. قسمت های فوقانی این دیوار هنگام تعریض جاده و برش ترانشۀ کناره شرقی جاده با بیل های مکانیکی شرکت راه سازی به شیب اریب کچل شده و ارتفاع ۲۶۰ سانتی متر از این دیوار باقی مانده است. در قسمت تحتانی نمای بیرونی آن آثار تورفتگی در آجرها دیده می شود. همچنین، آثار تخریب در زمان های گذشته در جاه هایی از این سازه وجود دارد.

در دو طرف نمای این سازه از آجر استفاده کرده و فضای بین این دو ردیف آجر را با لاشه سنگ سنگچین و پر کرده اند. آجرهای به کار رفته در این دیوار ابعاد متفاوتی دارند که عبارت اند از ۴۹x۱۴x۱۲ و ۴۹x۲۶x۱۲ و ۳۸x۱۷x۱۲ و ۲۸x۱۵x۱۲ و ۲۷x۱۷x۱۲ از ملاط گچ به ضخامت ۲ تا ۳ سانتی متر که بین رگچین ها استفاده کرده اند. برای استحکام دیوار این سازه از روش یک ردیف آجر پهن ۴۹x۲۶x۱۲ و در ردیف بالاتر از آجر بلند و باریک تر ۴۹x۱۴x۱۲ یا ۳۸x۱۷x۱۲ و ۳۹x۱۵x۱۲ سانتی متر، با توجه به کاربرد، استفاده کرده اند. این روش باعث چفت و بست شدن بهتر و درگیر شدن و اتصال لاشه سنگ ها با آجرها و استحکام بیشتر دیوار شده است (شکل ۱۹).

این دیوار۳۳۰ سانتی متر طول دارد و پهنای آن ۱۷۰ و پهنای آن با شمعک و پشتیبان ۲۰۴ سانتی متر است. شمعکی که در بیرون و داخل دیوار به صورت قرینه کار شده دارای ۱۳۳ سانتی متر طول در داخل و ۹۰ سانتی متر در بیرون است که علت آن وضعیت خاص دیوار نسبت به جهت جغرافیایی ترانشۀ A است. دیوار از دو طرف ۳۴ سانتی متر (۱۷ سانتی متر از بیرون و ۱۷ سانتی متر از داخل) ضخامت دارد. البته به نظر می رسد که در این دیوار به طرف جنوب شرق آثار شکاف و بریدگی  وجود دارد، ولی پیش از آن با به دست آمدن آثار دیوار و آجرهایی که هنگام کندن پی در زیر خانه ای در جنوب شرق TA حاصل آمد، مشخص شد که دیوار این سازه به این سمت ادامه دارد. همچنین، آثار شیب ترانشۀ جاده ای و TC و TB نشان می دهد که این دیوار به سمت شمال غرب ادامه پیدا کرده و بعد به شکل قائم به جهت شمال شرق و شرق ادامه یافته است. یکی از اهالی که خانه مسکونی اش در شمال شرق و شرق محوطۀ حفاری واقع بود اظهار کرد که هنگام کندن کانال برای لوله کشی آب به دیواری با این نوع آجرها در عمق حدود ۱.۵ متری برخورد کرده است. در قسمت های مختلف روستا، بنا به گفتۀ اهالی، هنگام کندن پی خانه یا کانال لولۀ آب و غیره به آثار و بقایای این نوع آجرها برخورد می شود. همچنین، در زیر خانه های جنوب رودخانۀ یوخاری چای و در دست راست جادۀ آسفالته، هنگام کندن پی، از این نوع آجر وجود داشته است. این شواهد نشان می دهد که احتمالاً این سازه بخش بسیار کوچکی از تأسیسات معماری عظیم تری است که امروزه روستای تشویر بر روی آن واقع شده است. به نظر می رسد فقط کاوش های باستان شناسی وسیع و گسترده همراه با گمانه زنی در بخش های مختلف روستا دامنۀ گسترش آثار معماری  را معین سازد و اطلاعات بیشتری در این باره در اختیار قرار دهد.

لوکوس ۹ (TA L9): خاک این عمق (۱۵۰ تا ۱۸۰ سانتی متری) بافت دانه درشتی با دانه بندی ۳ تا ۵ میلی متر به همراه خاکستر با ذرات ریز زغال دارد و رنگ خاک قهوه ای تیره است. آجرهایی شکسته و سالم به صورت نامنظم و پراکنده درسطح حفاری به دست آمد که علت شکستگی آجرها فرو افتادن آنها از دیوار در هنگام ویرانی بوده است. در حین کاوش و خاک برداری اطراف آجرها، آثار ملاط گچ نیم کوب نیز دیده شد. البته در این لوکوس تعداد آجرها بسیار کمتر از TAL6,L7 بود که به ابعاد ۱۲×۱۷×۳۸ و ۱۲×۱۷×۲۷ و ۱۲×۱۵×۲۸ سانتی متر بودند. یکی از نمونه ها بر اثر حرارت زیاد ذوب شده و تغییر شکل داده بود. در واقع، این آجرهای ریخته ادامۀ لوکوس ۷  بوده اند.

سفال ها: فرم سفال ها شامل کوزه، ظروف شکم دار با دستۀ هلالی زیر لبه، کاسه، دیس، ظروف آشپزخانه ای، ظروفی با نقوش سبدی و ظروفی با کفۀ تخت بودند. این سفال ها شامل ۴۶ قطعه بودند که در برگیرندۀ ۴ قطعه سفال نخودی می شدند که پوستۀ برخی از آنها بر اثر حرارت به رنگ کرم مایل به سفید درآمده بود. این سفال ها با مخلوط شن نرم و با نقش سبدی فشرده تزیین شده اند و بافت متراکم و سخت و محکمی دارند. شش قطعه سفال با خمیرۀ کرم مایل به سبز که خمیره خوب ورز داده نشده و دارای مخلوط ماسه و کاه بوده و اثر دانه های شن و کاه در روی سفال قابل مشاهده است و ۱۸ قطعه سفال آشپزخانه ای که خمیرۀ آنها خوب ورز داده نشده و با مخلوط شن زیاد و کاهی که حرارت برای پخت آنها کافی نبوده است تهیه شده اند. بعضی از آنها دارای بافت ترد و شکننده اند.
در میان مجموعه سفال های این لوکوس، هفت لبه که سه لبه کاسه با لعاب آبی فیروزه ای و سبز، دو لبه مربوط به ظرف شکم دار با دستۀ هلالی زیر لبه، دسته با تزیین نقوش کنده، لبۀ کاسه با خمیرۀ آجری و لبۀ تخت با بدنۀ زاویه دار با تزیین نقش کندۀ زیر لبه و کفۀ تختی به قطر ۱۵ سانتی متر نیز دیده می شود (شکل ۱۱).

یک سنگ ساب مدور و گرد، که برای خرد کردن سبزیجات و غلات به کار می رفته و سطح آن به علت استفاده صاف شده و قطرش آن ۱۰ است، در این لوکوس به دست آمد.

شکل ۱۱. سفال های لوکوس ۹ ترانشۀ A. طرح از علی نوراللهی.

جدول ۶. شرح سفال های لوکوس ۹ و شکل ۱۱ (عمق ۱۵۰ تا ۱۸۰ سانتی متر)

لوکوس ۱۰ (TA L10): لوکوس ۱۰ دارای خاکی با بافت دانه درشت ودانه بندی ۳ تا ۵ میلی متر به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری است. در خاک این لوکوس به صورت پراکنده تکه های گچ نیز مشاهده می شود.

بعد از مستندسازی و برداشتن لوکوس ۷ در عمق ۱۴۰ سانتی متری آثار دیواری آجری آشکار شد که هنگام تعریض جاده قسمت های بیرونی آن را بیل مکانیکی به شکل اریب تخریب -در اصطلاح کچل- کرده بود. حفاری در قسمت داخلی دیوار هم زمان با قسمت کچل شده برای روشن شدن وضعیت سازه ادامه یافت. در این لوکوس، همچنان آجرهای شکسته با تکه های ملاط گچ دیده می شود، اما از تعداد آوار آجرهای سالم و شکسته نسبت به لایه بالاتر کاسته شده است. این آجرها در اندازه های متفاوتی به ابعاد ۳×۷×۲۰ و ۱۲×۱۷×۳۸ و ۱۲×۲۶×۴۹ و ۱۲×۱۴×۴۹ هستند.

سفال ها: فرم سفال ها شامل کوزه، ظروف شکم دار، لیوان و ظروف دهانه بازی است که لبۀ آن به داخل برگشته و نیز کاسه و خمره. در این لوکوس ۳۵ قطعه سفال یافت شد که در برگیرنده ۹ قطعه سفال لبه، لبه برگشته به بیرون و گردنۀ کوزه، لبۀ ظرف دهانه گشاد با لبۀ برگشته به داخل و لبۀ لیوان با نقش کنده می شوند. بیست و سه قطعه بدنه، شامل بدنۀ ظروف آشپزخانه ای، بدنه ای متعلق به خمره ای که به روش فتیله ای ساخته شده و گل آن خوب ورز داده نشده است و با شن دانه درشت مخلوط شده است، یافت شد. در میان این گروه دو قطعه سفال دیده می شود که به علت حرارت زیاد سبز رنگ و زجاجی (شیشه ای) شده است. قطعۀ دیگر قسمتی از یک سفال است که هنگامی که خیس بوده، با شیئی فلزی به شکل عمودی بریده شده است. خمیرۀ آن نخودی با مخلوط ماسۀ نرم و حرارت نیز برای پخت آن کافی بوده. کاربرد این سفال مشخص نیست و احتمالاً برای پوشش سقف به کار می رفته است. استفاده از پوشش سفالی در قلعه یزدگرد کرمانشاه گزارش شده است.۶

در میان این بدنه ها ۱۴ سفال نخودی وجود دارد که روی بدنۀ آنها اثر چرخ سفالگری به صورت خط های موازی افقی دیده می شود و داخل آنها موج دار بوده، دارای مخلوط کاه خردشده اند و حرارت برای پخت آنها کافی بوده است. این قطعات با هم بدست آمدند و با توجه به ضخامت متعلق به دو یا سه ظرف بزرگ بوده اند.

یک عدد دسته با مخلوطی از شن بر اثر حرارت سیاه شده است و متعلق به یک ظرف آشپزخانه ای است. دو کفه با قسمتی از بدنه که بیرون آنها اثر چرخ سفالگری به صورت خط هایی دیده می شود که با دست مرطوب صاف شده و دیوارۀ درونی آنها موج دار است نیز به دست آمد.

سفال ها، جز ظروف آشپزخانه ای، دارای بافت محکم، سخت و متراکم اند که گاه به علت حرارت زیاد تغییر رنگ داده و چرخ سازند.

استخوان ها: هشت قطعه استخوان درشت یافت شد که آثار ضربۀ ساطور و آثار سوختگی بر برخی از آنها دیده می شود (شکل ۱۲).

شکل  ۱۲. سفال های لوکوس ۱۰ ترانشۀ A. طرح از علی نوراللهی.

جدول ۷. شرح سفال های لوکوس ۱۰ و شکل ۱۲ (عمق ۱۸۰ تا ۲۱۰ سانتی متر)

لوکوس ۱۱-۱۲(TA L11-12): دارای خاکی با دانه بندی درشت و چسبیده به هم و کلوخ مانند با دانه بندی ۳ تا ۵ میلی متر و به رنگ قهوه ای مایل به خاکستری تیره است. در این عمق، حفاری همچنان در قسمت داخلی سازه ادامه یافت. در این لوکوس، از حجم آجرهای شکسته به طرز چشمگیری کاسته شد.

 در عمق ۲۱۰ سانتی متری به توده ای گچ برخورد شد که در فاصلۀ ۳۰ سانتی متر از دیوارۀ شمالی و ۳۱۰ سانتی متر از دیوارۀ شرقی ترانشۀ A قرار داشت. تکه های گچ نیم کوب که برای ملاط بین آجرها به کار رفته، همراه آجرهای شکسته به دست آمدند. پایین تر از این عمق، تودۀ گچ که حدود ۵ تا ۱۰ سانتی متر ضخامت و ۳۵ سانتی متر قطر داشت و در اطراف آن تکه های گچ پرکنده مشاهده شد. یک سنگ مدور گرد که از آن برای آسیاب کردن غلات و سبزیجات استفاده می شده درعمق ۲۳۰ سانتی متری به دست آمد که در کنار توده های گچ شاخص مناسبی برای کف محسوب کردن این قسمت است. برای سهولت در ارجاع به این کف شمارۀ لوکوس ۱۲ به آن داده شد. در فضای داخلی سازه با رسیدن به  TAL12 حفاری متوقف شد و بیرون سازه ادامه یافت.

سفال ها: فرم سفال ها عبارت اند از کوزه های کوچک، ظروف شکم دار با لبۀ برگشته و شکم دار با دستۀ هلالی زیر لبه (آشپزخانه ای)، کاسه، خمره، لیوان، سفال هایی با تزیین سبدی فشرده و نقوش کندۀ شانه ای روی بدنه و کفۀ پایه دار گود. سفال ها، جز سفال های آشپزخانه ای، خوب پخته شده اند و دارای بافت سخت و محکم اند. گاه بیرون سفال با کاردک صاف شده است. چند سفال در لوکوس ۱۱ به دست آمد که قبلاً در L10 TA نیز مشابه آنها به دست آمده بود. در هنگام مطالعۀ سفال ها مشخص شد که متعلق به یک ظرف اند (شکل ۱۳).

شکل ۱۳. سفال های لوکوس ۱۱ ترانشۀ A. طرح از علی نوراللهی.

جدول ۸. شرح سفال های لوکوس ۱۱ و شکل ۱۳ (عمق ۲۱۰ تا ۲۴۰ سانتی متر)

لوکوس ۱۳ (TA L13): در قسمت داخلی سازه، بعد از رسیدن به کف (TA L12) حفاری در این قسمت متوقف و در بیرون سازه برای روشن شدن وضعیت دیوار ادامه داده شد. قبلاً خاک این قسمت با بیل مکانیکی راه سازی جابه جا شده بود. خاک این لوکوس (۲۴۰ تا ۲۷۰ سانتی متری) رسی با بافت دانه درشت و دانه بندی شن و خاک به ابعاد ۵ تا ۱۰ میلی متر به رنگ قهوه ای مایل به زرد است و در آن ذرات آجر شکسته ای که اکسیدشده اند، به ابعاد ۲ تا ۳ سانتی متر وجود دارد. خاک این قسمت آواری است که در آن آجر شکسته و لاشه سنگ پراکنده به ابعاد ۱۵ سانتی متر وجود دارد.این لوکوس فاقد داده های سفالی است.

لوکوس ۱۴ (TA L14): وضعیت خاک این لوکوس مانند TA L13 است. بافت رسی نرم با دانه بندی درشت همراه با دانه های شن به ابعاد ۵ تا ۱۰ میلی متر به رنگ قهوه ای مایل به زرد و ذرات آجر اکسید شده دارد. خاک این لوکوس آواری است که در آن آجر شکسته و لاشه سنگ پراکنده به ابعاد ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر وجود دارد. در این لوکوس سفال به دست نیامد.

لوکوس ۱۵ (TA L15): این لوکوس ادامۀ TAL13 و TAL14 است. خاک آن رس نرم با دانه بندی درشت و دانه های شن به قطر ۵ تا ۱۰ میلی متر و به رنگ قهوه ای مایل به زرد است که در خاک آن ذرات اکسیدشدۀ آجر به ابعاد ۲ تا ۳ میلی متر وجود دارد. در این لوکوس نیز آجر شکسته و لاشه سنگ های پراکنده به ابعاد ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر وجود دارد. در این لوکوس سفال و آجر سالم به دست نیامد.

لوکوس ۱۶ (TA L16): وضعیت لوکوس های بالاتر همچنان در این لوکوس ادامه دارد. خاک آن رسی نرم با دانه بندی درشت و دانه های شن به قطر ۵ تا ۱۰ میلی متر و به رنگ قهوه ای مایل به زرد است که در خاک آن ذرات اکسید شدۀ آجر به ابعاد ۲ تا ۳ میلی متر وجود دارد. ریشۀ درختان قطع شدۀ زیتون که در لوکوس های بالاتر وجود داشته اند، در این عمق همچنان دیده می شود. در این لوکوس آجر شکسته و لاشه سنگ هایی به ابعاد ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر به صورت پراکنده ولی به تعداد کم به دست آمد. در این لوکوس سفال به دست نیامد.

لوکوس ۱۷ (TA L17): در این عمق (۳۶۰ تا ۳۹۰ سانتی متری) وضعیت خاک نسبت به لوکوس های بالاتر تغییر محسوسی نداشت. بافت خاک همچنان رسی دانه درشت با دانه بندی شن به قطر ۵ تا ۱۰ میلی متر و به رنگ قهوه ای مایل به زرد با ذرات ریز آجر است. در این لوکوس آجر شکسته و لاشه سنگ پراکنده و محدود به ابعاد ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر به دست آمد. در این لوکوس سفال به دست نیامد.

لوکوس ۱۸ (TA L18): خاک این لوکوس (۳۹۰ تا ۴۲۰ سانتی متری) دارای بافت رسی دانه درشت با دانه بندی  ۵ تا ۱۰ میلی متر و به رنگ قهوه ای مایل به زرد با ذرات ریز آجر اکسیده است. در این لوکوس آجر شکسته و لاشه سنگ به صورت پراکنده به ابعاد ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر، ولی به تعداد کم به دست آمد. درعمق ۴۱۵ سانتی متری این لوکوس یک تکه آجر به دست آمد که بر اثر حرارت زیاد کاملاً به صورت سرباره و جوش درآمده بود. همچنین، در این لوکوس تکه استخوان های کوچکی، احتمالاً متعلق به پرنده، نیز به دست آمد. در این لوکوس سفالی یافت نشد.

لوکوس ۱۹(TA L19): خاک این لوکوس(۴۲۰ تا ۴۵۰ سانتی متر) رسی دارای بافت درشت با دانه بندی  ۵ تا ۱۰ میلی متر و به رنگ قهوه ای مایل به زرد با ذرات اکسیدشدۀ آجر است. آجر شکسته و لاشه سنگ پراکنده و به تعداد کم به ابعاد ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر همچنان در این عمق وجود دارد. دو قطعه آجر سالم کوچک به ابعاد ۳×۵×۱۲ سانتی متر در کنار دیوار به دست آمد. سفالی در این لوکوس نبود.

لوکوس ۲۰ (TA L20): خاک لوکوس (۴۵۰ تا ۴۸۰ سانتی متر) قهوه ای مایل به قرمز روشن است که بافتی متراکم و دانه بندی ۳ تا ۵ میلی متر دارد. این لایه خاک در ترانشۀ غربی جادۀ آسفالته و در نقاط دیگر در تمام این منطقه گسترش دارد و نشان دهندۀ لایۀ بکر و طبیعی است. در واقع، این لایه شیل قرمز از سازندهای نئوژن است که به صورت لایه های کنگلومرایی، ماسه سنگ، شیل و لایه های ضعیف گچ در دشت طارم گسترش یافته و بر روی رسوبات فوق سازندهای کواترنر شامل تراس های آبرفتی و مخروط افکنه های متعددی قرار گرفته است که به رودخانۀ قزل اوزن منتهی می شوند. بنابراین، ترانشۀ A  در عمق ۴۴۰ تا ۴۵۰ سانتی متری به خاک بکر رسید. حفاری در این لایۀ قرمزرنگ تا عمق ۳۰ برای اطمینان از عدم وجود آثار ادامه داده شد (جدول ۹).

شکل ۱۴. وضعیت لایه های ترانشۀ A. ترسیم علی نوراللهی.
شکل  ۱۵. وضعیت لوکوس های ترانشۀ A. ترسیم علی نوراللهی.

لایه نگاری و فازهای ترانشۀ A
در پایان کاوش در این ترانشه ۶ لایه مشخص شد که شیب آنها به سمت غرب است. شیب این لایه ها برخلاف شیب لایه های زمین شناسی است که به سمت شرق شیب دارند. لایه نگاری در این ترانشه نیز مانند لوکوس ها از بالا به پایین با اعداد رومی از I تا VI شماره گذاری شد. در لایه نگاری موقعیت لوکوس ها نیز نشان داده شده است. بر اساس آثار به دست آمده از لوکوس ها، این ترانشه دارای  دو فاز است که برخلاف لوکوس ها از پایین به بالا به فاز ۱ و فاز ۲ شماره گذاری شدند (شکل ۶).

شکل  ۱۶. لایه نگاری و هریس ماتریس ترانشۀ A. ترسیم علی نوراللهی.

فاز ۲ (Phase 2): در برگیرندۀ L5 و قسمتی از L4 بقایای قسمتی از تنور است که در L3 یافت شد. در واقع، شواهد به دست آمده از کاوش نشانگر این است که این تنور بعدها بر روی این محوطه و احتمالاً توسط ساکنانی که بعدها -احتمالاً در دورۀ ساسانی یا بعدتر- در این منطقه ساکن شده اند، ایجاد شده است. در اطراف این تنور تعدادی سفال به دست آمد، اما این سفال ها را نمی توان با تنور مرتبط دانست (TAL5).

جدول ۹. لوکوس و لایه نگاری وگاهنگاری آثار ترانشۀ A

فاز ۱ (Phase 1): شامل لوکوس های L1-L4 و L6-L8 و L21-38 و L9-L19 است که بر اساس شواهد معماری و سفال های جلینگی به دست آمده متعلق به دورۀ اشکانی میانی و متأخر است (جدول ۹).

مطالعۀ سفال ها
از ترانشۀ A محوطۀ کنار جاده TSR.1) ۲۳۶) قطعه سفال به دست آمد. دو نکته ای که قبل از پرداختن به این موضوع باید ذکر شوند اینکه در میان سفال ها هیچ گونه ظرف سالم یا سفالی که بتوان آن را به دورۀ سلوکی و پیش تر نسبت داد یافت نشد. نکتۀ دیگر دربارۀ ذرات میکاست که در خمیرۀ سفال های آشپزخانه ای و نخودی وجود دارد که به علت جنس خاکی است که خمیره و گل سفال از آن ساخته شده است و به نوع مخلوط آن هیچ ارتباطی ندارد. اگر به ذرات میکا در شرح سفال ها اشاره کرده ام صرفاً برای نشان دادن و توصیف دقیق سفال بوده، وگرنه وجود این ماده (میکا) در خمیره سفال عمدی نبوده و نمی توان آن را ملاک طبقه بندی سفال های دورۀ خاصی در نظر گرفت. این سفال ها مربوط به دورۀ میانی و متأخر اشکانی اند، اما با توجه به اثر چرخ سفالگری بر روی سفال ها، که به صورت خط هایی دیده می شود، احتمالاً برخی از این سفال ها متعلق به اوایل دورۀ ساسانی باشند. بر اساس تکنیک ساخت و رنگ خمیره سفال ها به چهار گروه تقسیم می شوند. بدیهی است سفال های لعاب دار دارای خمیرۀ کرم یا نخودی اند، اما در اینجا فقط لعاب آنها را مد نظر قرار داده و در گروه سفال  های لعاب دار طبقه بندی کرده ام: ۱. سفال های آشپزخانه ای،۷ ۲. سفال های نخودی و کرم، ۳. سفال های لعاب دار، ۴. سفال های جلینگی (کلینکی).

سفال های آشپزخانه ای: عمده ترین گروه سفال به دست آمده از این ترانشه سفال های آشپزخانه ای اند. فرم این گروه از سفال ها شامل ظروفی با لبۀ برگشته به بیرون و شکم دار است که بعضی از آنها دارای دستۀ هلالی و ابرویی توپر زیر لبه و کاسه با لبه برگشته به داخل اند. این سفال ها دارای خمیرۀ شتری (قهوه ای) با مخلوط شن و کاه اند. یکی از دلایل استفاده از شن زیاد در ساخت این سفال ها جذب بیشتر حرارت هنگام پخت و پز بوده است و با این تکنیک توانسته اند از اتلاف انرژی جلوگیری کرده و بیشترین بهره وری را حاصل کنند. تقریباً همۀ ظروف آشپزخانه ای خشن و با دست ساخته شده اند و برای پوشاندن خلل و فرج بیرونی ظرف از لعاب و پوشش گلی استفاده شده و بعد آن را صیقل زده اند.

سفال های نخودی و کرم: دومین گروه عمدۀ سفال در میان سفال های به دست آمده از بررسی و کاوش محوطه کنار جاده ای تشویر این گروه اند. فرم ظروف شامل کوزه، کوزۀ دسته دار، خمره، لیوان با تزیینات شانه ای کنده، افزوده، افزودۀ طنابی و نقش سبدی فشرده است. این ظروف چرخ سازند و حرارت برای پخت آنها کافی بوده است. اثر چرخ سفالگری به صورت موج هایی در داخل این سفال ها دیده می شود، در حالی که بیرون آنها با کاردک یا شیء فلزی تراشیده و صاف شده است. در برخی از سفال ها اثر چرخ و دست سفالگر در بیرون سفال دیده می شود که با دست مرطوب صاف شده است. بیشتر سفال های نخودی رنگ شامل بدنۀ ظروف حجیم و کفه و پایۀ ظروف اند. در میان این گروه چندین قطعه سفال بدنه که دارای بافت فشرده و سخت با مخلوط شن و ماسه اند هم وجود دارند که اثر چرخ سفالگری به صورت موج هایی در داخل آنها باقی مانده است. بیرون بدنه این سفال ها با نقش سبدی فشرده و داغ دار تزیین شده است و به علت حرارت زیاد لایۀ بیرونی آنها رنگ کرم مایل به سفید پیدا کرده، در حالی که مغز سفال نخودی رنگ است (طرح های شمارۀ TAL11.12 و TAL9.15 و TAL9.12 و TAL3.21). در میان سفال های به دست از منطقۀ رستم آباد گیلان -که در همسایگی شهرستان طارم است و هیئت مشترک ایرانی و ژاپنی آن را حفاری کرده سفال فیلیده نام گذاری شده- از این نوع سفال از نظر تزیین گزارش شده است. این سفال ها را در دورۀ تاریخی (اشکانی) تاریخ گذاری کرده اند.۸

سفال های لعابدار:۹ فرم سفال های لعاب دار به دست آمده از ترانشۀ A بیشتر در برگیرندۀ کاسه با لبۀ تخت و برگشته به خارج و ظروف پایه داری است که داخل و بیرون آنها لعاب کاری شده است. در برخی نمونه ها، بیرون ظرف ساده رها شده است و فقط داخل آن را لعاب داده اند. رنگ لعاب این سفال ها آبی فیروزه ای،۱۰ آبی کم رنگ (رنگ پریده)، سبز و سفید است که تا حدودی لعاب آنها ریخته و صدف گرفتگی و ترک خوردگی نیز در آنها مشاهده می شود.

سفال های جلینگی (کلینکی):۱۱ در بررسی سطحی محوطه های TSR.7 و TSR.6 و TSR.5 و TSR.4 و TSR.3 و TSR.2 سفال نوع جلینگی به دست نیامد. فقط در گمانۀ TA محوطۀ TSR.1 تعداد ۵ قطعه از این نوع سفال یافت شد. این سفال ها شامل بدنه و دستۀ ظرف اند. تاکنون این نوع سفال از مکان های تاریخی خورهه، بیستون، نهاوند، کنگاور، ماهی دشت، ری، شوش، اسلام آباد غرب، تپۀ ازنا و بروجرد گزارش شده است. ۱۲ سفال کلینکی در دورۀ اشکانی میانی در جنوب غرب ایران متداول و جانشین سفال منقوش اشکانی شد. به نظر می رسد که سفال های جلینگی نوعی خلاقیت و نوآوری بومی و محلی منطقۀ غرب ایران بوده و به مرور زمان به مناطق دیگر گسترش یافته است. این نوع سفال در حوزۀ غرب ایران از سال ۱۷۰ تا ۱۵۰ پ م تا اواخر قرن دوم میلادی (۲۵۰م) کاربری و رواج داشته است (جدول۱۰).۱۳

جدول۱۰. سفال های به دست آمده از ترانشۀ TA

سنت های سفالی
سفال های به دست آمده قابل مقایسه با سفال های غرب ایران (منطقۀ ۲) هستند و در ساخت آنها از این سنت پیروی شده است. هرچند منشأ این سنت غرب ایران است، ولی در واقع تا زمان های دیرتر و در حالی که این سنت ها در غرب متروک شده بودند، در این قسمت ها رواج داشته و بومی سازی شده بودند. از طرف دیگر، در این میان سفال هایی نیز به دست آمد که یادآور سفال های حوزۀ شمال غرب (منطقۀ ۴) و شمال ایران (منطقۀ ۵) هستند. با توجه به اینکه در این محوطه تقریباً سفال های مشابه با این سه حوزه در کنار هم به دست آمد، می توان گفت که این منطقه نقطۀ تلاقی این سه حوزۀ فرهنگی بوده و این سه سنت در سفال های این منطقه با توجه به وضعیت جغرافیایی آن در کنار هم و هم زمان کاربرد داشته و این سه حوزه در این منطقه تلاقی و همپوشانی داشته اند. بر اساس تزیینات، شکل، فرم و گونه شناسی سفال ها همگی مربوط به دورۀ میانی و متأخر اشکانی اند. این سفال ها مشابه و قابل مقایسه با سفال های قلعه یزدگرد کرمانشاه، اولتان قالاسی اردبیل، سفال های قلعۀ آژی دهاک، خورهه محلات و سفال های اشکانی میان آب خوزستان، تورنگ تپه، سفال های ماهنشان زنجان، سفال های اشکانی فیلیده منطقۀ گیلان و سفال های دیوار دفاعی گرگان و دیگر محوطه های این منطقه،۱۴ وهمچنین سفال های اشکانی منطقۀ دهلران،۱۵ و دیگر سفال های اشکانی است (شکل ۱۷).۱۶

شکل ۱۷. منطقه بندی سفال های اشکانی و منطقۀ طارم. برگرفته از هرینک،
سفال ایران در دوران اشکانی، نقشۀ ۱ با تغییراتی جزیی. 

مصالح و ساختار معماری
آجرها:
در کاوش این محوطه آجرهایی با اندازه های متفاوت به دست آمد که نشان از گستردگی و غنی بودن آثار معماری دارد و در نوع خود بسیار جالب توجه است. به علت بزرگی ابعاد آنها از واژه آجر خشتی (۱۲×۲۶ یا ۳۰×۴۹ یا ۳۸ یا ۴۰) و آجر دراز (۱۲×۱۴×۴۹ یا ۴۸ یا ۳۸ یا ۴۰) استفاده کردم که هم نشان دهندۀ پخت آن در کوره و هم بزرگی حجم و اندازۀ آن است. از این نوع آجرها تاکنون گزارش منتشر نشده است، اما در کاوش های تپۀ هگمتانه،۱۷ اولتان قالاسی۱۸ و قلعۀ اژدهاک هشترود۱۹ خشت هایی با اندازه ای تقریباً مشابه به دست آمده که دیوارۀ قلعه و سازه های دیگر این محوطه ها با آن ساخته شده و ضخامت دیوارهایی که در آنها از این خشت ها استفاده شده ۱۲۰ سانتی متر و در قسمت های مختلف متفاوت است. از ملاط گل و ملاط گچ به ضخامت ۲ تا ۳ سانتی متر نیز در بین رگۀ آجرها استفاده شده است.

آجرهایی که در طی کاوش محوطۀ TSR.1 و بررسی محوطه های دیگر روستای تشویر به دست آمدند همگی نارنجی رنگ اند  و احتمالاً از خاک رس قرمز/نارنجی که در محل نیز وجود دارد تهیه و کاملاً پخته شده اند. در انها از مخلوط گیاهی و شن درشت با دانه های رنگی نیز استفاده کرده اند. همچنین، بعضی آجرها به علت حرارت زیاد تغییر شکل داده و ذوب شده اند. محل به دست آمدن این آجرها از لوکوس TAL18 در کنار بیرونی دیوار TAL8,21-38 و آوار آجر ریخته TAL7 شاید دلیلی بر آتش سوزی در این محل باشد که به سبب محدود بودن محدودۀ حفاری نمی توان در این خصوص اظهار نظر قطعی کرد.

در TBL12  آجرهایی به ابعاد ۱۲×۱۴×۴۹ و۱۲×۲۶×۴۸ سانتی متر به دست آمد که دارای اثر مهر سازنده یا کارگاه آجرپزی اند که نشان از تخصصی بودن این شغل و نشان سازنده آن دارد.

طی حفاری ترانشۀ TAL19 و TAL3 این محوطه آجرهایی به اندازۀ  ۳×۵×۱۲و ۳×۷×۲۰ همراه و در کنار آجرهای خشتی به دست آمد که با توجه به ظرافت و ابعاد کوچک آنها نسبت به آجرهای خشتی احتمالاً کاربرد تزیینی داشته اند. بزرگی ابعاد این آجرها و وزن زیاد آنها (در حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم) حمل و نقل آنها را سخت کرده و به نظر می رسد که آوردن این آجرها حتی از چند کیلومتری صرفۀ اقتصادی نداشته و احتیاج به نیروی کار فراوانی داشته است. بنابراین، می توان حدس زد که سازندگان این بنا برای برطرف کردن این مشکل احتمالاً آجر را در محل قالب گیری و در کوره های آجرپزی پخته اند. وجود آجرهای دفرمه و ذوب شده، اگر به سبب آتش سوزی نباشد، گواهی بر این امر است.

شکل ۱۸. آجرهای به دست آمده از ترانشۀ A و آجرهای دفرمه شده. عکس از علی نوراللهی.

در بنای آرامگاه دوقلوی تشویر از این آجرها در قاب درها و ورودی ها استفاده کرده اند که به نظر می رشد منشأ این آجرها محوطۀ کنار جادهای تشویر، قلعۀ پاجاداغ، باشد.۲۰ اندازۀ این آجرها ۱۲×۱۵×۴۸ و۱۲×۱۴×۲۸ سانتی متر است.

اندازۀ آجرهای پارتی ۱۲×۴۴×۴۴ و ۱۲×۴۰×۴۰ و آجرهای ساسانی ۹×۳۶×۳۶ سانتی متر است.۲۱ محققان دیگر اندازۀ آجرهای دوره ساسانی را ۱۲×۴۰×۴۰ سانتی متر دانسته اند.۲۲ کیانی معتقد است که آجرهایی با این اندازه در دورۀ ساسانی مرسوم نبوده و اندازۀ این آجرها را با آجرهای کاخ آشور و قلعۀ ضحاک قابل مقایسه دانسته است که متعلق به دوره اشکانیان است.۲۳ در ترانشۀ G دیوار گرگان نیز انواع مختلفی آجر به اندازه های ۸×۳۹×۳۹ و ۹×۳۹×۳۹ سانتی متر و ۱۰×۴۰×۴۰ و۱۱×۴۰×۴۰ سانتی متر به دست آمده است.۲۴ اندازۀ این آجرها با آجرهای اواخر دورۀ اشکانی و ساسانی قابل مقایسه است (جدول ۱۱).

جدول ۱۱.  مقایسۀ اندازۀ آجرهای به دست آمده از ترانشۀ A

معماری: اولین شواهد معماری در ترانشۀ A در عمق ۱۴۰ سانتی متری از سطح خاک به دست آمد که شامل آواری از آجرهای خشتی و لاشه سنگ بود که به صورت نامنظم در سطح ترانشه پراکنده و ریخته بودند (TAL7). پایین تر از این لوکوس بقایای دیواری مشخص شد که در ساخت آن از آجرهای بزرگ و لاشه سنگ با ملاط گچ استفاده شده بود. این دیوار دارای ۱۷۰ سانتی متر ضخامت بوده که در جهت جنوب شرقی – شمال غربی کشیده شده و به قرینه در دو طرف دارای پشتیبان و شمعک به ضخامت ۱۷ سانتی متر است. برای ساخت این دیوار ابتدا زمین را صاف کرده یا تراشیده اند تا پی بنا را بر آن ایجاد کنند. این شیوۀ پی سازی در ایران سابقه ای طولانی دارد. بعد از آماده کردن پی، شروع به دیوارسازی بنا کرده اند؛ به این صورت که در دو طرف نما از آجرهای خشتی و دراز استفاده شده که بین رج ها از ملاط گچ به ضخامت ۲ تا ۳ سانتی متر استفاده و فضای بین دیوار را با لاشه سنگ پر کرده اند (شکل ۱۰). ضخامت دیوار با شمعک ها  ۲۰۴ سانتی متر است. بر اساس شواهد، این دیوار به سمت جنوب شرق و شمال شرق ادامه دارد (شکل ۱۲ و TAL8 و ۲۱-۳۸). همچنین، در ترانشۀ B و ترانشۀ C آثاری از آجرهای چیده شده به دست آمد که نشان دهندۀ ادامۀ دیواری است که بیل مکانیکی از بین برده است. در غرب آن نیز بقایای لاشه سنگ هایی دیده می شود (TBL12 و L13).

هرچند سازه ای با ویژگی های ذکرشده تاکنون گزارش نشده است، اما این شیوۀ معماری با دیوارهای عظیمی که از لاشه سنگ به جای پرکننده استفاده کرده اند، در دورۀ اشکانی ابداع شد. در نما از سنگ های تراشیده استفاده کرده و فضای بین دیوار را با لاشه سنگ پر کرده اند. در جایی که دسترسی به سنگ تقریباً وجود نداشته، از آجر در نما و ببرای پرکننده استفاده کرده اند.۲۵ این شیوه در کاخ ها و ساختمان های الحضر و کاخ آشور به کار بسته شده و در نمای این ساختمان ها سنگ های باریک و سنگ های پهن را یک در میان قرار داده اند.۲۶ در دیوار به دست آمده از ترانشۀ A نیز از همین شیوه در آجرچینی نما استفاده کرده اند و وجود شمعک به صورت قرینه و ضخامت دیوارها که در دورۀ اشکانی آنها را ضخیم تر می گرفتند تا بر فراز آن سردرهای قوسی طاق ها را نگاه دارند، ساخت این بنا را در دورۀ اشکانی اثبات می کند.

شکل ۱۹. برش و بازسازی دیوار به دست آمده از ترانشۀ A. عکس و طرح از علی نوراللهی.
شکل۲۰. بخش شکستۀ دیوار و نمایی از دیوار به دست آمده از ترانشۀ A. عکس از علی نوراللهی.
شکل ۲۱. وضعیت آثار دو سال پس از کاوش نجات بخشی. عکس از علی نوراللهی.

شواهدی از تزیینات آجری، گچی و گچ کاری طی کاوش به دست نیامد، اما با توجه به آجرهای کوچک و تکه های گچ به دست آمده در TAL19 و TAL9 و TAL10 و TAL3 احتمالاً این بنا دارای تزیینات آجری، گچی و گچ کاری بوده که ازبین رفته اند. در کاخ ها و ساختمان های باقی مانده از این دوره از طاق های ضربی برای پوشش دالان ها و سقف استفاده می کردند که احتمالاً در این بنا  نیز از همین شیوه استفاده شده، اما طی کاوش شواهدی از آن به دست نیامد (شکل های ۱۹ و ۲۰ و ۲۱).

نتیجه گیری
در محوطۀ کنار جاده ای تشویر بیشترین تعداد سفال از ترانشۀ A به دست آمده است. مطالعۀ سفال ها نشان می دهد که این منطقه با توجه به موقعیت قرارگیری آن – امروزه راه دسترسی زنجان به رودبار و گیلان از این محل می گذرد – محل تلاقی سنت های سفالگری شمال غرب، غرب و حاشیۀ جنوبی دریای خزر و به ویژه گیلان بوده است.

مهم ترین یافته برای گاه نگاری این محوطه چندین قطعه سفال کلینکی است که از لوکوس های ۲، ۳ و ۹ به دست آمده اند. علاوه بر این، تعدادی سفال از لوکوس های مختلف به دست آمد که دارای نقش فشرده، مشابه سفال های به دست آمده از فیلیده گیلان، به همراه سفال هایی با لعاب فیروزه ای و سفید صدف گرفته است که لعاب آنها ریخته و می توان آنها را در دورۀ اشکانی تا اوایل دورۀ ساسانی تاریخ گذاری کرد.

بعد از زلزلۀ رودبار و منجیل، روستای تشویر که در کناره غربی رودخانۀ یوخاری چای قرار داشت به کلی تخریب شد. روستاییان به جای نوسازی روستای تخریب شده روی این محوطه شروع به خانه سازی و ساخت مسجد و مدرسه کردند. بنابراین، امروزه این محوطه کاملاً در زیر خانه های نوساز روستاییان قرار گرفته و طبق گفتۀ روستاییان، هنگام پی کنی خانه ها به آجرهای بزرگی برخورده بودند. پیش از این نیز از آجرهای سازۀ این محوطه بعدها، یعنی در دورۀ ساسانی، در قلعۀ پاجاداغ و در دوره های میانی اسلامی در قاب قوس های ورودی بناهای آرامگاهی تشویر استفاده شده است. نکته ای باید به آن اشاره کرد اینکه تاکنون آجرهایی به این ابعاد از هیچ سازه یا محوطۀ متعلق به دورۀ اشکانی به دست نیامده است. در محوطۀ تپۀ هگمتانه، اولتان قلاسی و قلعۀ آژدهاک خشت هایی تقریباً با همین ابعاد گزارش شده، ولی در این سه محوطه نیز گزارشی مبنی بر پخته شدن آجرها گزارش نشده است.

از نظر اندازه ۸ گونه آجر در این ترانشه به دست آمد که برای ساخت آنها از قالب های متفاوتی استفاده کرده اند و دارای خمیرۀ قرمز اخرایی با آمیزۀ کاه وگاه دارای مهر کارگاه هستند. این آجرها از نظر طولی و عرضی بین ۱ تا ۲ سانتی متر اختلاف دارند که مربوط به قالب آجرگیری است. بر اساس تجزیه و تحلیل اندازه ای آجرهای ترانشه A و مقایسۀ آن با آجرهایی که از محوطه های کاوش شده با خشت های مشابه به دست آمده، در مجموع می توان آنها را مربوط به دورۀ اشکانی و اوایل ساسانی دانست. آجرهای کوچک نیز به احتمال در این دوره برای تزیینات آجرکاری استفاده می شدند. وجود تکه ها و ذرات گچ در میان آوارها هنگام خواناسازی و خاک برداری از لایه ها مشخص شدند که مربوط به ملاط بین آجرهای فرو ریخته و تزییناتی گچی بوده اند که از بین رفته اند.

با توجه به اندازه و حجم مصالح استفاده شده، این ساختار مربوط به بخشی از حصار بیرونی این مجموعه بوده است که با دالانی از دیوارۀ اصلی جدا می شده و متأسفانه ماشین های راه سازی دیواره را کاملاً تخریب کرده اند. نکته ای که در زمینۀ این دیوار می توان گفت اینکه سمت غرب آن بر اثر شکستگی ادامه پیدا نمی کند و با توجه به قرارگیری این منطقه روی خط زلزله احتمال تخریب آن بر اثر زلزله را نمی توان دور از نظر داشت (شکل ۲۰).

در حال حاضر، با توجه به وسعت زیاد این محوطه (حدوداً ۳۰ هکتار) و بخش کوچک ۲۰ مترمربعی کاوش شده نمی توان دربارۀ ساختار کلی این سازه با دیوارهای قطور اظهار نظر قطعی کرد. کاوش های گسترده تر در آینده جوابگوی بسیاری از سوالات خواهند بود.


۱سازمان برنامه و بودجه، توسعه و عمران شهرستان طارم: سیمای اقتصادی اجتماعی (زنجان: استانداری زنجان، ۱۳۸۵)، ۲-۴.
۲علی نوراللهی، ”مستند سازی و کاوش نجات­بخشی  آثار باستانی و تاریخی روستای تشویر شهرستان طارم استان زنجان“ (زنجان: آرشیو میراث فرهنگی استان زنجان، ۱۳۸۹).
۳بعد از بررسی سطحی محوطه تصمیم گرفتم محلی را انتخاب کنم که بیشترین اطلاعات و داده­ها را در طول زمان مجاز کاوش – از ۱۵ اردیبهشت تا ۱۵خرداد که زمان زیادی از آن هم صرف هماهنگی­های لازم، تأمین نیرو و تجهیز کارگاه شد- در این محوطه به دست آورم. همچنین، به سبب شروع برداشت سیر، تامین نیروی کار برای کاوش در این محوطه با مشقت فراوانی صورت گرفت.
۴عباس علیزاده، تئوری وعمل درباستان­شناسی (تهران: سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۸۰)، ۱۷۴.
۵کمتر از ۱۲ متر از طول و ۸ متر از عرض این محوطه، که در مسیرطرح تعریض قرار گرفته بود، آثار معماری داشت و در بقیۀ مسیر به این آثار برنخورده­اند.
.6E. J. Keall and Marguerite J. Keall, “The Qaleh Yazdigird  Pottery: A Statistical Approch,” Iran, 19 (1981), 51-72
۷ظروف آشپزخانه­ای به سبب اینکه مستقیماً روی آتش قرار می­گیرند باید حتماً کروی و بدون پایه باشد تا حرارت به طور یکنواخت به همۀ قسمت­های ظرف برسد. در این صورت، حرارت آتش در یک نقطه متمرکز نشده و در سطح کروی پخش می­شود. این امر از ترک­خوردگی ظرف جلوگیری می­کند. بنگرید به رهبر، کاوش­های باستان­شناسی خورهه، ۱۲۲.
۸نوکنده و فهیمی، ”پژوهش­های باستان­شناختی هیئت مشترک ایران و ژاپن،“ ۲۷-۶۷.
۹سابقۀ لعاب دادن ظروف سفالی به هزارۀ اول پیش از میلاد (قرون  هفتم و هشتم پیش از میلاد) برمی­گردد و در دورۀ هخامنشی اهمیت بسیار داشته است. لعاب دادن سفال­ها در دوران اولیۀ اشکانی متداول شد و لعاب سفال­ها به رنگ­های سفید، خاکستری، نقره­ای، سبز و لجنی­رنگ بود. رنگ لعاب­ها در دورۀ میانی اشکانی تنوع یافت. بنگرید به هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ۱۱۱.
۱۰هنگام مطالعه و بررسی سفال­ها متوجه شدم که لعاب آبی فیروزه­ای یا سبز سفال­ها به علت اختلاف درجۀ حرارت هنگام پخت لعاب ظرف در کوره سفالگری است، زیرا در بعضی از سفال­ها قسمتی از لعاب به رنگ سبز و قسمت دیگر فیروزه­ای شده است که نشان می­دهد قسمتی از ظرف که در معرض حرارت بیشتری بوده، آبی فیروزه­ای شده و قسمت دیگر ظرف که کمتر حرارت دیده سبز باقی مانده است.
۱۱سفال جلینگی (Clinky Ware) یا (Cinnamon ware). این سفال را برای اولین­بار توسط کایلر یانگ و دیوید استروناخ شناسایی و نام­گذاری کردند. بنگرید به رهبر، کاوش­های باستان­شناسی خورهه، ۱۲۶. علت نام­گذاری این سفال این است که هنگام ضربه خوردن یا تلنگر صدای زنگ یا فلزی ایجاد می­دهد.
۱۲هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ۱۱۷.
۱۳هرینک، سفال ایران در دوران اشکانی، ۱۱۷.
.(14M. Y. Kiani, Parthian Sites in Hyrcania: The Gurgan Plain  (Berlin, Archaologische Mitteilungen aus Iran, 1982
15Henry T.  Wright, An Early Town on Dehloran Plain: Excavation at Tape Farukhabad: Memoir of the Museum Of Anthropology 13  (AnArbor: University of Michigan, 1981).
;16Takuro Adachi, “Considering the Regional Differences in The Parthian Fine Pottery,”   Al-Rafida, 26 (2005), 25-36
کامبخش­فرد، سفال و سفالگری در ایران از ابتدای نوسنگی تا دوران معاصر.
۱۷سپیده مازیار، ”معرفى خشت­هاى به كاررفته در سازه­هاى محوطۀ هگمتانه،“ در نامورنامه: مقاله­هايى در پاسداشت ياد مسعود آذرنوش، به كوشش حميد فهيمى و كريم عليزاده (تهران، انتشارات ايران­نگار، ۱۳۹۱)، ۳۹۹-۴۱۱، جدول ۱.
۱۸علیزاده، گزارش مقدماتی کاوش­های باستان­شناختی در اولتان قالاسی، ۵۷-۶۰.
۱۹قندگر، اسماعیلی و رحمت­پور، ”کاوش­های قلعۀ اژدهاک،“ ۱۹۶.
۲۰علی نوراللهی، ”بررسی باستان­ شناختی قلعۀ پاجاداغ (قلعۀ تشویر) شهرستان طارم،“ فصلنامۀ باستان ­شناسی ایران، سال ۱، پیش ­شمارۀ ۳ (۱۳۹۱)، ۵۵-۷۷.
.21Malcolm A. R . Colledge, The Parthians (London, 1967), 109
۲۲ه. هوکی،ه.  قلعه دختر: آتشکده، ترجمۀ فرزین فردانش (تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور، ۱۳۷۸)، ۱۹.
.23Kiani, Parthian Sites in Hyrcania, 38; Colledge, The Parthians, fig. 40
.24Kiani, Parthian Sites in Hyrcania, 21, fig. 15, PI 8, 1-3
۲۵مالکوم کالج، اشکانیان (پارتیان)، ترجمۀ مسعود رجب­نیا (تهران: انتشارات هیرمند، ۱۳۸۰)، شکل ۴۱.
۲۶کالج، اشکانیان، ۱۲۱-۱۲۴.