مؤلفه های تاریخ نگاری محلی اصفهان در دورۀ معاصر

| تاریخ نگار محلی

مقدمه

تاریخ­ نگاری محلی اصفهان به لحاظ موضوع، پیوستگی تاریخی و تاریخ­ نگاران محلی ویژگی‌هایی دارد که در مناطق دیگر کمتر مشاهده می‌شود. تاریخ­ نگاری محلی در اصفهان از قرن چهارم هجری با حافظ ابونعیم و ذکر اخبار اصفهان شروع شده و تا اواخر دورۀ قاجاریه و شکل‌گیری جریان جدید تاریخ­ نگاری محلی اصفهان ادامه داشته، هرچند در این دورۀ طولانی به شکلی مداوم صورت نگرفته است. با این همه، از اواخر قاجاریه تا دورۀ معاصر شاخصه‌هایی دارد که جایگاه ویژه‌ای به محلی‌نگاری اصفهان در ایران می‌دهد.

در این مقاله، تاریخ نگاری محلی اصفهان را در دورۀ معاصر بین سال­ های ۱۳۰۴ تا ۱۳۸۰ش در قالب چهار دهه (از ۱۳۰۴ش تا انتهای دهۀ ۱۳۴۰، دهۀ ۱۳۵۰، دهۀ ۱۳۶۰ و دهۀ ۱۳۷۰) بررسی می‌­کنم و در کنار آن، به منظور روشن ساختن سلسلۀ نگارش تاریخ محلی مختصراً به اواخر دورۀ قاجار نیز می‌پردازم. انتخاب دروه ­های بررسی به تناسب میزان مقالات، کتاب­ های منتشره و تأثیر جریانات تاریخی بوده است. برای تبیین بهتر، تاریخ­ نگاری محلی اصفهان را ذیل سه مؤلفۀ موضوع، آثار و مورخان محلی‌نگار بررسی کرده­ ام. انتخاب این سه مؤلفه بر اساس تجربه ­ام در بررسی کتاب­ ها و مقالات تاریخ محلی در دورۀ معاصر بوده و امکان دارد سایر محققان مؤلفه ­های دیگری هم مطرح کنند. به منظور توضیح بیشتر مؤلفه‌های تعیین ­شده و سنجش تأثیرگذاری آنها، جداول آماری حاصل از بررسی مقالات و کتاب­ های تاریخ محلی اصفهان را نیز تهیه کرده ­ام. آنچه در آمارهای این پژوهش آمده است در مواردی مانند تشخیص بومی یا غیربومی بودن نویسندگان، محلی بودن یا غیرمحلی بودن آثار و حتی دسته ­بندی موضوعی ذیل مباحثی مانند کلیات، آثار و اماکن تاریخی، رجال محلی و موضوعات تاریخ محلی با احتمال خطا همراه است و ممکن است در فراهم آوردن آنها اشتباه اندکی صورت گرفته باشد که در ارزیابی نهایی تاریخ ­نگاری محلی اصفهان تأثیری ندارد. ارقام مذکور بر اساس بررسی پایگاه­ هایی کتابشناختی، مانند کتابخانۀ ملی و کتابخانۀ مرکزی آستان قدس، و همچنین بررسی محتوایی آثار و رجوع به کتابشناسی­های تاریخ اصفهان فراهم آمده ­اند. با طرح مباحثی مانند عوامل مؤثر بر تاریخ­ نگاری محلی اصفهان در دورۀ معاصر و سنجش میزان اهمیت هر یک از آن عوامل و طرح جریانات محلی‌نگاری اصفهان و مهم­ترین موضوعات آن سعی کرده­ ام با استفاده از روش آرشیوی و کتابخانه ­ای به تبیین بهتر موضوع بپردازم.

بررسی پژوهش­ های صورت­ گرفته در زمینۀ محلی‌نگاری اصفهان در دورۀ معاصر نشان می‌­دهد که مقالات این حوزه بیشتر به معرفی رجال و منابع تاریخی اختصاص دارند که از آن جمله ­اند ”سه پارۀ سپاهانی،“ ”قافلۀ مستدام عشق“ و ”مأخذشناسی مصلح­الدین مهدوی.“۱ ارزش تحقیق حاضر آن است که تاکنون به روش کمّی و کیفی به موضوع تاریخ­ نگاری محلی اصفهان پرداخته نشده و به جریان ­شناسی محلی‌نگاری در دورۀ معاصر کمتر توجه شده است. در ضمن، برای اولین بار به مبحث مقالات تاریخ محلی و شخصیت­ های محلی‌نگار اصفهان به صورتی ویژه پرداخته شده است.

محلی‌نگاری در اصفهان از اواخر قاجار تا اوایل دورۀ پهلوی

محلی‌نگاری اصفهان از اواخر قاجاریه با مورخانی مانند میرزاحسین تحویلدار، محمدمهدی ارباب، سیدعلی جناب، میرزا حسن­ خان جابری انصاری، ندیم‌الملک اصفهانی، چراغعلی­ خان زند آغاز شد و تا اوایل دورۀ پهلوی ادامه یافت. روش محلی ­نگاری این دوره عمومی‌نگاری و توجه به مسایل مختلف در خصوص شهر اصفهان بود؛ از مسایل تاریخی و جغرافیایی تا زمینه‌های اجتماعی، معیشت مردم، اصناف، مشاغل و محلات. جغرافیای اصفهان میرزاحسین تحویلدار (۱۲۹۴) به لحاظ به دست دادن اطلاعاتی دربارۀ اصناف و مشاغل شهر و جغرافیای محلات اصفهان ارزشمند است.۲ کتابچۀ جغرافیای دارالسلطنۀ اصفهان و بلوکات و توابع که به دستور ظل‌السلطان در ۱۲۹۹ق و به اهتمام سلیمان­ خان رکن‌الملک فراهم شد نیز به لحاظ بررسی جغرافیای طبیعی و بلوکات و توابع اصفهان حائز اهمیت است. نصف جهان فی تعریف اصفهان از محمدمهدی ارباب دربارۀ کلیات اصفهان، سابقۀ تاریخی، بلوکات، توابع، مشاغل و از نظر آمارهایی که آورده است اطلاعات باارزشی دارد. تاریخ ­نگاری محلی اصفهان در قرن چهاردهم با تاریخ اصفهان میرزاحسن­ خان جابری انصاری شروع شد. این کتاب چهار جلدی شامل مطالبی دربارۀ کلیات اصفهان، مباحث هویتی، سرگذشت ناموران هنری، جغرافیا و نواحی شهری است. میرزاحسن­ خان در زمرۀ علما و بزرگان اصفهان و از روشنفکران زمان خود بود.۳ الاصفهان می‌رسیدعلی جناب، که به نوعی دایره‌المعارف اصفهان نیز محسوب می‌شود، به لحاظ محتوا و عناوین دربرگیرندۀ اطلاعات به نوعی مکمل کتاب­ های قبلی به انضمام مطالب جدیدی است. این کتاب علاوه بر اطلاعات جغرافیایی کلی به اطلاعات جزیی­تری مانند کوه‌ها، خانه‌ها، روزنامه‌ها و اصناف نیز پرداخته است.۴ جناب آثار دیگری مانند فرهنگ مردم اصفهان، رجال و مشاهیر اصفهان و آثار و ابنیه تاریخی نیز دارد.۵ در کنار این آثار، دو اثر مختصرتر باارزش نیز به چاپ رسیده است. کتابچۀ مدارس اصفهان و تاریخ مختصر اصفهان ندیم‌الملک اصفهانی اطلاعاتی کم، اما باارزشی دارند. وقایع اصفهان چراغعلی­ خان زنگنه، یگانه نویسندۀ غیربومی این دوره، به مناسبت شغلی که نویسنده در اصفهان داشته نوشته شده است.۶ جریان محلی‌نگاری اصفهان در این دوره یکی از غنی­ ترین منابع تاریخ ­نگاری محلی در ایران را شامل می‌­شود.

بررسی تاریخ نگاری اصفهان در دورۀ معاصر

جریان معاصرمحلی‌نگاری در اصفهان از اواخر دورۀ پهلوی اول شروع شده است که آن را بر اساس تقسیم ­بندی تاریخی محلی‌نگاری اصفهان در چهار مقطع و در دو مبحث مقالات و کتاب ­های تاریخ محلی بررسی خواهم کرد. در این بررسی مؤلفه­ های تعیین ­شده را به شکل کمّی و کیفی تجزیه و تحلیل می‌کنم.

۱. از ۱۳۰۴ش تا انتهای دهۀ ۱۳۴۰

۱.­۱. مقالات

تعداد کل مقالات تألیفی دربارۀ تاریخ محلی استان اصفهان در این دوره ۲۵۱ عنوان است که ۷۹ عنوان دربارۀ آثار تاریخی، ۷۶ عنوان دربارۀ رجال محلی، ۵۴ عنوان دربارۀ موضوعات تاریخی و ۴۲ عنوان در کلیات بوده است. از این ۲۵۱ عنوان، ۲۴۲ مقاله مربوط به اصفهان، ۴ مقاله مربوط به اردستان، ۲ مقاله مربوط به شهرضا، ۲ مقاله دربارۀ نطنز و ۱ مقاله دربارۀ نائین است.

بررسی آماری محتوای مقالات نشان می‌دهد که دو عامل مهم آثار تاریخی و رجال محلی اصفهان مورد توجه نویسندگان بوده که با توجه به قدمت تاریخی و آثار و بناهای تاریخی امری بدیهی به شمار می‌رود. توجه به کلیات با ۳۹ مقاله دربارۀ اصفهان حاکی از اهمیت کلی شهر اصفهان، بدون در نظر گرفتن موضوعی خاص، است. از مهم‌ترین مباحثی که در مقالات این دوره بدان توجه شده می‌توان به آثار تاریخی دورۀ صفویه، گذشتۀ تاریخی اصفهان، رجال تاریخی، ادب، فرهنگ و شاعران معاصر، بازی­ های محلی و تاریخ­ نگاری مذهبی اشاره کرد.

مقالات مذکور را ۱۰۷ نویسنده نوشته ­اند؛ به طور متوسط هر نویسنده بیش از دو مقاله نوشته است. نزدیک به دوسوم نویسندگان غیربومی و بقیه بومی­ اند. یک­ پنجم مقالات را چهار نویسندۀ برجسته بومی اصفهان در این دوره نوشته ­اند و علی‌رغم تعداد اندک نویسندگان اصفهانی، نیمی از مقالات تاریخ ­نگاری محلی اصفهان اثر آنهاست. بررسی نویسندگان غیربومی نشان می‌دهد که طیف وسیعی از افراد علاقه‌مند به زمینه‌های متفاوت دربارۀ اصفهان اقدام به نگارش مقاله کرده ­اند؛ از سیدجلال طهرانی تا سعید نفیسی، محمدابراهیم باستانی پاریزی و محمد علی اسلامی ندوشن. این امر نشان‌دهندۀ جذابیت موضوعی شهر اصفهان برای نویسندگان است. در بین ۱۰۷ مؤلف، چهار نویسندۀ اروپایی و دو نویسندۀ عرب نیز دیده می‌شوند. در میان غیربومی‌ها نویسندۀ شاخصی وجود ندارد. عباس اقبال با هفت مقالۀ تاریخی و محمدتقی مصطفوی با شش مقاله دربارۀ آثار تاریخی بیشترین مقالات را نوشته ­اند. مهم‌ترین نویسندگان بومی در دورۀ منتهی به سال ۱۳۵۰ به نگارش پرداخته ­اند. صدر هاشمی با ۱۹ مقاله، هنرفر با ۱۶ مقاله، وحید دستگردی با ۱۱ مقاله، رجایی زفره‌ای با ۱۰ مقاله و سپنتا با ۵ مقاله در زمرۀ‌ پرکارترین­ ها هستند.

قدیمی‌ترین مقاله‌نویس محلی اصفهان وحید دستگردی (۱۲۵۸-۱۳۲۱ش) است که از اواخر دورۀ قاجاریه به نگارش مقاله پرداخته است. او در دستگرد اصفهان به دنیا آمد و به تحصیل در مدارس علمیه پرداخت. در نهضت مشروطه به آزادی‌خواهان پیوست و ضمن نوشتن مطلب در سایر روزنامه‌ها، روزنامۀ درفش کاویان را منتشر کرد. در ۱۲۹۸ش، مجلۀ وزین ارمغان را تأسیس کرد و شش مقالۀ تاریخ محلی خود را دربارۀ اصفهان در این مجله به چاپ رساند. در شعر ”لمعه“ تخلص می‌کرد و علاقه­ اش به اصفهان را از شعری که دربارۀ این شهر سروده می‌توان دریافت.

محمد صدر هاشمی (م. ۱۳۴۴ش) جایگاه برجسته‌ای در اصفهان‌شناسی دارد و مقالات فراوانی از او به جای مانده است. چنانچه عمرش کفاف می‌داد، با توجه به کثرت اطلاعات و قلمش، می‌توانست آثار باارزشی دربارۀ اصفهان بنگارد.۷ هنرفر اولین نویسنده­ ای است که با اخذ دکترای تاریخ در ۱۳۴۱ش به نوشتن در زمینۀ تاریخ اصفهان پرداخت. شانزده مقاله­ای که تا آخر دهۀ ۱۳۴۰ نوشت بیشتر دربارۀ آثار تاریخی اصفهان است و او به مهم‌ترین نویسنده در این زمینه بدل کرده است. رجایی زفره‌ای هم در این زمان شروع به مقاله­ نویسی کرد و آثارش در دهه‌های بعد بیشتر بالیدند. از دیگر نویسندگان بومی که در این دهه کمتر مقاله نوشته ­اند، اما جایگاه ویژه‌ای دارند می‌توان به نیکزاد حسینی، مصلح‌الدین مهدوی، سیروس شفقی و جلال‌الدین همایی اشاره کرد. فقدان نویسندگان قوی در شهرستان‌ها از نقاط ضعف این دوره است.

بررسی محل انتشار مقالات نشان می‌دهد که تا آخر دهۀ ۱۳۴۰، ۲۵۱ عنوان مقاله در ۳۷ نشریه به چاپ رسیده که ۶ مجله بومی و ۳۱ مجله غیربومی و در میان آنها، پنج نشریه تخصصی -یک نشریه در اصفهان و چهار نشریه در خارج از استان- و بقیه عمومی بوده‌اند. مهم‌ترین نشریۀ بومی فرهنگ اصفهان است که با چاپ۲۰ مقاله در این زمینه اهمیت خود را تا دورۀ معاصر حفظ کرده است. در بین مجلات غیربومی، وحید ۳۶ مقاله، ارمغان ۳۳ مقاله، هنر مردم ۱۷ مقاله، پیام نوین ۱۱ مقاله، یادگار ۸ مقاله و یغما ۸ مقاله منتشر کرده و مهم‌ترین این مجلات­ اند. با احتساب فرهنگ اصفهان که ۲۰ مقاله منتشر کرده، چهار مجلۀ وحید، ارمغان، فرهنگ اصفهان و هنر و مردم با ۱۰۵ مقاله حدود نیمی از مقالات را چاپ کرده‌اند. در مجموع، تأثیر مجلات عمومی غیربومی در این دهه بسیار بیشتر از مجلات بومی بوده است. تعداد کم نشریات تخصصی و مقالات آنها نشان ­دهندۀ فقدان موضوع‌گرایی تاریخی و توجه به کلیات و عمومی‌گرایی در اصفهان است. نویسندگانی مانند هنرفر، رجایی زفره‌ای و وحید دستگردی در مجلات غیربومی و صدر هاشمی در مجلات بومی مقالات خود را چاپ می‌کردند. علاقه‌مندی صدرهاشمی به بومی‌ها به سبب مطبوعاتی بودن و ارتباط خوب او با نشریات بود.

۱.­۲. کتاب­ ها

تعداد ۳۸ کتاب در این دوره دربارۀ تاریخ محلی اصفهان نوشته شد که ۳۷ عنوان آن دربارۀ اصفهان و یک عنوان مربوط به نائین است. از ۳۸ عنوان مذکور، ۱۵ کتاب دربارۀ کلیات، ۱۲ کتاب دربارۀ آثار تاریخی، ۲ کتاب دربارۀ رجال محلی و ۹ کتاب در موضوعات تاریخ محلی است. مهم‌ترین اتفاقات در حوزۀ کتاب­ های این دهه عبارت­ اند از تصحیح و چاپ کتاب­های قدیمی مانند جغرافیای اصفهان و الاصفهان؛ چاپ کتاب­ هایی برای معرفی و تبلیغ که افراد یا سازمان­ هایی خاص آنها را منتشر کرده‌اند، مانند اصفهان۸ و راهنمای اصفهان؛ چاپ کتاب­ هایی با ماهیت تاریخی و تحقیقی مانند جغرافیای تاریخی اصفهان۹ و اصفهان در آیینۀ زمان؛۱۰ چاپ کتاب با موضوعی خاص مانند اصفهان دارالعلم شرق: مدارس دینی اصفهان۱۱ و تاریخچۀ اوقاف اصفهان؛۱۲ چاپ کتاب در زمینۀ آثار باستانی و معرفی تحقیقی اماکن تاریخی اصفهان گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان۱۳ و بخشی از گنجینۀ آثار ملی؛۱۴ انتشار کتاب با موضوع رجال و افراد برجسته مانند دانشمندان و بزرگان اصفهان،۱۵ خاندان شیخ ­الاسلام اصفهان در طول چهارصد سال۱۶ و مکارم الآثار.۱۷

کتاب­های مذکور را ۳۴ مؤلف فراهم آورده‌اند که در طیف متنوعی قرار می‌گیرند؛ از نویسندگان بومی و غیربومی گرفته تا افراد متخصص و غیرمتخصص که با انگیزه‌هایی متفاوت اقدام به نگارش کتاب کرده‌اند. بسیاری از این نویسندگان فقط یک کتاب در زمینۀ تاریخ اصفهان نوشته‌اند، مانند علی جواهرکلام، حسن عابدی، امین تبریزی، صادق هدایت و سیدجلال‌الدین تهرانی. این افراد به سبب علاقۀ شخصی در موضوعی کتاب نوشته و بعداً دیگر به آن نپرداخته‌اند. نویسندگانی هم هستند که تحقیق و پژوهش در زمینۀ اصفهان دغدغۀ فکری آنها بوده و در زمرۀ اصفهان ­شناسان بنام به شمار می‌روند، مانند مصلح‌الدین مهدوی، هنرفر و عباس بهشتیان. در این دهه، چاپ کتاب­ های دورۀ قاجاریه و قبل آن نیز محل توجه بود و محاسن اصفهان ما فروخی، وقایع اصفهان چراغعلی­ خان زنگنه و تاریخ اصفهان ندیم‌الملک اصفهانی به چاپ رسیدند.۱۸

در بین نویسندگان شهرستان های اصفهان مهم­ترین نوشته را عبدالحجت بلاغی با نام تاریخ نائین و انساب مردم نائین چاپ کرد و کتاب مهم دیگری دربارۀ شهرستان­ های استان در دست نیست.۱۹

از ۳۸ کتاب چاپ­شده ۱۷ کتاب در تهران، ۱۵ کتاب در اصفهان، یک کتاب در همدان، دو کتاب در مشهد، یک کتاب در قم منتشر شده و دو کتاب نیز فاقد محل انتشار است. در این بین، دو کتاب را مراکز حمایتی و دولتی و ۱۲ کتاب را انتشارات خصوصی چاپ کرده‌اند. ادارۀ اوقاف اصفهان و سازمان اوقاف تهران در زمرۀ حامیان نشر کتاب در این حوزه بوده و کتاب نصف جهان فی تعریف اصفهان مشترکاً در تهران و اصفهان چاپ شده است. در مجموع، اولویت انتشار با ناشران خصوصی و بر اساس تلاش مؤلفان بوده است. در این دهه، ناشر مهمی بر روند نشر کتاب­ های تاریخ محلی تأثیر خاصی نگذاشته است.

حسین نور صادقی تاریخ ­نگاری اولین تاریخ ­نگار این نسل است که به سال ۱۳۱۶ش پایان‌نامۀ کارشناسی خود را دربارۀ اصفهان نوشت و به چاپ رساند.۲۰ محتوا و سبک محلی­ نگاری این نسل تا حدودی با دوره ­های قبل متفاوت بود. تنوع در موضوعات و تخصص‌گرایی در نگارش مطالب تاریخ محلی نشان این تفاوت است. در این دوره، زمینه‌های شکل‌گیری نگاه‌ تخصصی با انتشار مجلات تخصصی و عمومی پدید آمد و افزایش تعداد نویسندگان باعث مطرح شدن موضوعات جدید در محلی ­نگاری اصفهان شد.

۲. دهۀ ۱۳۵۰

۲.­۱. مقالات

تعداد مقالات این دوره ۱۹۴ عنوان است که کاهش نسبی در تعداد مقالات به نسبت دورۀ قبل مشاهده می‌­شود، اما با توجه به محدودتر بودن دورۀ زمانی قابل توجیه است. از این تعداد، ۱۳ مقاله دربارۀ شهرستان‌های استان، ۲۰ مقاله دربارۀ آبادی زفره و ۱۶۰ عنوان مقاله مربوط به شهراصفهان است. از این ۱۳ مقاله، شهرضا یک مقاله، خور بیابانک دو مقاله، مورچه ­خورت یک مقاله، نطنز یک مقاله، نایین چهار مقاله، سامان یک مقاله، زواره یک مقاله و اردستان دو مقاله سهم برده ­اند. در این دهه، پراکندگی بیشتر تاریخ ­نگاری در شهرستان‌ها دیده می‌شود. نکتۀ قابل توجه نگارش ۲۰ مقاله دربارۀ یک آبادی است که محمدحسن رجایی زفره‌ای دربارۀ روستای خود و در موضوعاتی ساده و گوناگون نوشته است که نوعی محلی‌گرایی روستایی به شمار می‌­رود. از ۱۹۴ عنوان مقاله، ۶۱ عنوان به آثار تاریخی، ۱۶ مقاله به رجال محلی، ۸۴ مقاله به موضوعات تاریخ محلی پرداخته و ۳۳ مقاله دربارۀ کلیات ­اند که از تغییر نسبت بین مقالات حکایت می‌کند. با توجه به تعداد مقالات نسبت به دهۀ قبل، تعداد عناوین آثار تاریخی و کلیات به نسبت یکسانی کم شده است، اما هر چقدر از تعداد مقالات مربوط به رجال محلی کاسته شده، بر تعداد موضوعات تاریخی افزوده شده است. نبود نویسندگانی مانند صدر هاشمی که دربارۀ رجال محلی بیشتر قلم می‌زدند و توجه به موضوعات قدیمی تاریخی از مهم‌ترین دلایل این تغییرات است. در این دهه، آثار تاریخی دورۀ صفویه مانند چهل‌ستون، چهارباغ، منارجنبان، هشت بهشت و اماکن جدیدی مانند کبوترخانه‌ها، مساجد وآرامگاه‌ها همچنان مورد توجه­ اند. در کنار اینها، دربارۀ موضوعات جدید تاریخی مانند انتخابات، روزنامه‌ها، آب شرب وحتی تاریخچۀ دبیرستان نیز مقاله نوشته شده است.

نویسندگان ۱۹۴ مقالۀ مذکور ۹۲ نفر بوده ­اند که هر یک حدوداً دو مقاله در این حوزه نوشته ­اند. نسبت بین نویسندگان بومی و غیربومی گرچه به نفع نویسندگان غیربومی است، اما اهمیت نویسندگان بومی به لحاظ تعداد مقاله و ارزش‌ مطالب محلی بیشتر است. مانند دورۀ منتهی به سال ۱۳۵۰، نویسندگان سرشناسی که تخصص آنها دربارۀ اصفهان نبود هم دربارۀ این شهر مطلب نوشته ­اند؛ مؤلفانی مانند احمد گلچین معانی، مدرسی چهاردهی، مجتبی مینوی، احمد اقتداری، پرویز ورجاوند، ایرج افشار و محمدتقی مصطفوی که در بین آنها، افشار با پنج و مصطفوی با چهار مقاله به ترتیب بیشترین مقالات را تألیف کرده ­اند.

در میان نویسندگان محلی بدون شک رجایی زفره‌ای با ۳۲ مقاله -که ۲۰ مقالۀ آن دربارۀ زفره است- پرکار‌ترین نویسندۀ این دوره بوده، هنرفر با ۱۵ مقاله بعد از او قرار دارد. نوشتن ۲۰ مقاله دربارۀ یک روستا امری است که در دهه‌های بعد تکرار نشد. این مسئله نشان‌دهندۀ اهمیت نویسندۀ محلی و جایگاه او در معرفی یک مکان کوچک است. علاوه بر آن، از ۸۰ مقالۀ موضوعی تاریخی، ۲۸ عنوان آن را رجایی زفره‌ای نوشته که اهمیت کار او را در موضوع‌گرایی تاریخی نشان می‌­دهد. هنرفر نیز ۱۵ مقاله دربارۀ اصفهان نوشته که بیشتر آنها دربارۀ آثار تاریخی و ادامۀ کارهای قبلی او هستند. از نویسندگان مهم دیگری که کمتر به مقاله پرداخته و کتاب­های آنها ارزش بررسی دارد می‌­باید به جلال‌الدین همایی، مصلح‌الدین مهدوی، مهریار، ابوالقاسم مهرآبادی و عباس بهشتیان اشاره کرد. مهدی اردستانی مهم­ترین مورخ شهرستانی این دهه است. لطف ­الله هنرفر و داود اصفهانیان نویسندگان دانشگاهی این دهه ­اند و هفت نویسندۀ خارجی در این دهه ۱۰ مقاله دربارۀ اصفهان نوشته ­اند.

مقالات محلی این دوره در ۳۸ مجله چاپ شده است و علی‌رغم کاهش مقالات، از تعداد مجلات کم نشده است. در این میان ادبیات اصفهان، رستاخیز و سخنوران سپاهان بومی ­اند و جمعاً ۲۰ مقاله را چاپ کرده ­اند. نسبت به دورۀ قبل، نشریات بومی ضعیف‌تر شدند و ۳۵ نشریۀ غیربومی سهم عمده­ای در چاپ مقالات داشتند. از مهم‌ترین مجلات عمومی غیربومی می‌توان به وحید با ۳۲ مقاله، هنر و مردم با ۲۸ مقاله و یغما با ۸ مقاله اشاره مرد. نقش ارمغان با دو مقاله در چاپ مقالات کم­رنگ شده است که با نبود وحید دستگردی، که اصفهانی بود، توجیه پذیر است. شش مجلۀ تخصصی، از جمله انجمن تاریخ، بررسی‌های تاریخی و ادبیات اصفهان، در این دهه ۲۱ مقاله چاپ کرده ­اند که به نسبت کل کم است. نیمی از این مقالات (۱۰ مقاله) در ادبیات اصفهان به چاپ رسیده است. ضعف مجلات بومی و چاپ مقالات در تهران حاکی از ارتباط خوب نویسندگان اصفهانی با مرکز است . هنرفر همۀ مقالات خود را در هنر و مردم به چاپ رسانیده و رجایی زفره‌ای نیز با وحید ارتباط خوبی داشت. نقش سالنامه‌ها در این دوره کمرنگ شده و نشریات مختص تاریخ افزایش یافته­ اند. مجلات معماری نیز در این دهه کمتر محل توجه قرار گرفته که شاید با کم شدن نسبی مقالات دربارۀ آثار تاریخی و موضوعات تخصصی معماری در این دوره مرتبط باشد.

۲.­۲. کتاب­ ها

در دهۀ ۱۳۵۰، تعداد کتاب­ ها از ۳۸ عنوان به ۲۸ عنوان کاهش یافت که ۲۵ کتاب از آنها مربوط به استان اصفهان، یک کتاب دربارۀ اردستان، یک کتاب دربارۀ نطنز و یک کتاب دربارۀ شهرضا بود. از این کتاب­ ها، ۹ کتاب دربارۀ آثار و اماکن تاریخی، ۱۱ کتاب کلیات و هشت کتاب در موضوعات محلی و تخصصی بوده است. برخی از کتاب­ های این دهه دربارۀ آثار باستانی اصفهان از نوآوری برخوردار نیستند، مانند آثار ملی اصفهان۲۱ یا راهنمای اصفهان هنرفر. در زمینۀ موضوعات تاریخ محلی کتاب­ هایی بدیع تألیف شد که از آن جمله ­اند جغرافیای اصفهان،۲۲ بازی­ های باستانی کودکان اصفهان۲۳ و تاریخ جلفای اصفهان.۲۴ تاریخ اصفهان و تاریخ اصفهان ری و کل جهان، تألیف میرزاحسن­ خان جابری انصاری، در زمرۀ منابع مهمی­ اند که در این دوره چاپ شدند.۲۵ از ویژگی­ های این دهه چاپ کتاب­ های حمایتی مراکز است. سپاس­گزاری از طبقات مختلف مردم اصفهان، نگاهی به اصفهان و بناهای تاریخی به مناسبت جشن شاهنشاهی از آن جمله ­اند.

از آثار باارزش این دهه که تحولی در زمینۀ مطالعات اصفهان و اطراف به شمار می‌آیند می‌توان به آتشکدۀ اردستان در سه جلد۲۶ و تاریخ شهرضا اشاره کرد.۲۷

این ۲۸ کتاب را ۲۰ نویسنده تألیف کرده‌اند که هشت نفر غیربومی و بقیه بومی­ اند. افزایش نسبت نویسندگان بومی به غیربومی باعث رشد کتاب­ های موضوعی و تخصصی شد. نویسندگان این دوره طیف متفاوتی را در بر می‌گیرند؛ از مؤلفان دانشگاهی مانند سیروس شفقی و لطف­الله هنرفر گرفته تا معلمانی مانند محمد مهریار، نوروز جمشاد، عباس خالقی، لئون میناسیان و شاعران و رجال مذهبی محلی‌نگار مانند رفیعی مهرآبادی، عبدالحجت بلاغی. برخی از این نویسندگان صرفاً در زمینۀ موضوع تخصصی خود به تحقیق پرداخته‌اند، مانند لطف ­الله هنرفر و سیروس شفقی و کلباسی، و بعضی در کنار سایر آثارشان به تألیف کتاب محلی خود پرداخته ­اند، مانند ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی که علاوه بر آتشکدۀ اردستان، آثار ملی اصفهان را نیز نوشت یا عبدالحجت بلاغی که تاریخ نائین و تاریخ منارجنبان اصفهان را نوشته، در حالی که تاریخ تهران مهم­ترین اثر او به شمار می­رود.

از ۲۸ کتاب، ۱۶ کتاب در تهران و ۱۲ کتاب در اصفهان به چاپ رسیده است. سه کتاب را دانشگاه اصفهان، یک کتاب را کلیسای وانک و بقیه را ناشران خصوصی در اصفهان چاپ کرده ­اند. در تهران نیز چهار کتاب چاپ را ناشران دولتی و ۱۲ کتاب را ناشران خصوصی چاپ کردند. هرچند ناشران دولتی و سازمان­ های حمایت‌کننده به نسبت دهۀ قبل بیشتر شدند، اما ناشران خصوصی بیشترین تأثیر را بر چاپ کتاب­ های محلی داشتند.

۳. دهۀ ۱۳۶۰

۳.­۱. مقالات

در این دهه، تغییرات فراوانی در محلی‌نگاری اصفهان پدید آمد. تعداد مقالات با کاهش قابل ملاحظه‌ای به کمتر از نصف دورۀ قبل و یک­‌سوم دهۀ ۱۳۴۰ رسید. از ۹۶ مقالۀ نگارش­یافته، ۲۵ مقاله مربوط به آثار تاریخی، ۴۴ مقاله در موضوعات تاریخی، ۱۶ مقاله دربارۀ رجال محلی و ۱۱ مقاله در کلیات است. پراکندگی مقالات در سطح استان نیز به نسبت دهۀ قبل کمتر شده و فقط اردستان با شش مقاله و جندق با یک مقاله سهمی در تاریخ ­نگاری این دوره دارند. بیشترین مقاله دربارۀ یک محل را، مانند دهۀ قبل، رجایی زفره‌ای دربارۀ آبادی زفره نوشته است. برای اولین­بار سه مقاله دربارۀ استان اصفهان، به صورت کلی، نوشته شده است.

از ۴۴ مقالۀ موضوعی، ۱۳ مقاله مربوط به آبادی زفره است که نشانۀ توجه کمتر به موضوع‌نگاری تاریخی است. از مهم­ترین ویژگی­ های تاریخ ­نگاری این دهه می­ توان توجه به تاریخ ­های خاندانی در چهار مقاله، عدم توجه به موضوعات تاریخ معاصر اصفهان به نسبت قبل، توجه به تاریخ ­نگاری انقلاب، ضعف تاریخ ­نگاری عمومی در اصفهان و رشد محلی‌نگاری اردستان را برشمرد.

تعداد ۳۸ مؤلف مقالات این دهه را نوشته‌اند که میانگین تألیف هر نفر ۲.۵ مقاله است. نسبت نویسندگان بومی و غیربومی برابر است، اما مانند دوره‌های قبل، نویسندۀ غیربومی برجسته ­ای در این حوزه قلم نزده است. رجایی زفره‌ای با ۱۴ مقاله -که ۱۳ مقاله مربوط به زفره است- و هنرفر با ۱۰ مقاله بیشترین سهم را دارند. نُه مقالۀ هنرفر مربوط به آثار تاریخی است. احسان هاشمی اردستانی پنج مقاله دربارۀ شهرستان­ های خارج از اصفهان نوشته است و بنابراین در این زمینه یگانه است. از دیگر نویسندگان بومی می‌توان به ساسان سپنتا، مصلح‌الدین مهدوی و سیروس شفقی اشاره کرد. شش مؤلف خارجی دربارۀ اصفهان در این دهه مقاله نوشته­ اند که پنج مقاله مربوط به آثار تاریخی و یک مقاله در کلیات است. در مجموع، یک‌سوم مقالات را دو نفر نوشته­ اند که حاکی از قلت نویسندگان این دوره در این زمینه است.

مقالات این دهه در ۲۱ مجله به چاپ رسید که یک مجله بومی و ۲۰ مجلۀ دیگر غیربومی بودند. کم شدن تعداد مجلات با توجه به کاهش مقالات منطقی است. چاپ ۲۱ مقاله درنشریات بومی اصفهان و ۷۵ مقاله در خارج از اصفهان اما نشان ضعف انتشارات بومی در این دهه است. از ۲۱ عنوان مجله، نقش مقالات تخصصی معماری و ساختمان‌سازی با انتشار ۲۱ مقاله در این دوره قابل توجه است. هنرفر مقالات خود را در معماری به چاپ رسانده و رجایی زفره‌ای نیز بیشترین مقالات خود را در مجلاتی مانند فروهر، سیمرغ و چیستا چاپ کرده است. فقدان مجلاتی مانند وحید و هنر و مردم در این دوره به چشم می ­آید. مهم­ترین مجلۀ عمومی این دهه آینده است که ۱۶ مقاله در آن به چاپ رسیده است. وجود این مجله با توجه به عدم چاپ مجلات عمومی دیگر برای چاپ مقالات نویسندگان کمترشناخته ­شده مهم بود. از دیگر مجلات مهم می‌توان به کیهان فرهنگی با ۸ مقاله دربارۀ رجال محلی اصفهان، نامۀ فرهنگ ایران با پنج مقاله، فروهر با چهار مقاله و مجلۀ تخصصی معماری با ۱۴ مقاله، اثر با سه مقاله و ساختمان با دو مقاله اشاره کرد.

۳.­۲. کتاب­ها

تعداد کتاب­ های تاریخ محلی در دهۀ ۱۳۶۰ کاهش بسیار یافت و به ۱۶ کتاب رسید. چهارده کتاب مربوط به اصفهان، یک کتاب دربارۀ نائین و یک کتاب دربارۀ اردستان منتشر شد. از این ۱۶ کتاب، هفت کتاب در کلیات، شش کتاب دربارۀ رجال محلی، دو کتاب در موضوعات تاریخی و یک کتاب دربارۀ آثار تاریخی است. کم­رنگ شدن مبحث آثار و موضوعات تاریخی در کنار پررنگ شدن کتب رجالی و تاریخ شهرستان­ ها از ویژگی­ های این دهه است.

مهم­ترین کتاب­ های این دوره سرگذشت رجال و بزرگان است، مانند تذکرۀ سخنوران نائین، فهرستی از سادات اصفهان، بیان المفاخر و سبل الهدایه. دوازده نویسنده ۱۶ کتاب این دوره را تألیف کرده‌اند که سه نویسنده خارجی، یک نویسنده غیربومی و هشت نفر بومی بوده‌اند. کم­رنگ شدن نقش نویسندگان دانشگاهی از ویژگی­ه ای تاریخ ­نگاری این دوره است. مصلح‌الدین مهدوی را می­ توان مهم­ترین نویسندۀ این دهه دانست که با دو کتاب باارزش در زمینۀ تاریخ ­نگاری مذهبی خاندانی سهم عمده‌ای در تاریخ ­نگاری محلی این دوره داشته است. از ۱۶ ناشر کتاب­ های تاریخ محلی سه ناشر در اصفهان، هشت ناشر در تهران، دو ناشر در بیروت، یک ناشر در قم و یک ناشر در امریکا فعالیت می ­کردند. سهم ناشران بومی برای اولین بار کاهش بسیار داشت و سه ناشر خارجی هم در بین ناشران غیربومی حضور دارند. از ناشران بومی دو ناشر خصوصی و دو ناشر دولتی­ اند و از ناشران غیربومی دو ناشر دولتی و بقیه خصوصی­ اند. برای اولین ­بار یک ناشر مؤلف (بهشتی‌نژاد­) حضور دارد، اما ناشر عمده‌ای نبود که بر افزایش تعداد کتاب ­ها مؤثر باشد.

۴. دهۀ ۱۳۷۰

۴.­۱. مقالات

عناوین مقالات نگاشته ­شده در این دهه ۲۲۶ عنوان را در بر می‌‌گیرد که ۳۶ مقاله مربوط به آثار تاریخی، ۲۲ مقاله دربارۀ رجال محلی، ۳۵ مقاله در کلیات و ۱۳۳ مقاله در موضوعات تاریخی بوده است. شش مقاله دربارۀ اردستان منتشر شده و دربارۀ گلپایگان، زواره، نطنز، خوانسار و خور هر کدام یک مقاله نوشته شده است. دربارۀ نائین پنج مقاله نوشته و منتشر شده است که رشد اندکی را نسبت به قبل نشان می‌دهد. شهرهایی مانند اردستان و نائین و آبادی زفره مقالات مختص به خود دارند و برای اولین ­بار دربارۀ خوانسار، گلپایگان و خور مطلبی نوشته شده است. بررسی نسبت بین مقالات نشان می‌‌دهد که تغییرات فراوانی در موضوعات ایجاد شده است. مقالات مربوط به آثار تاریخی که معمولاً یک‌چهارم تا یک‌پنجم مقالات را در بر می‌گرفت به حدود یک‌هفتم کاهش یافتند. مقالات دربارۀ کلیات و رجال محلی نیز تا حدودی کاهش یافت، اما نیمی از کل مقالات به موضوعات تاریخی پرداختند که در مقایسه با دهه­‌های قبل افزایش چشم‌گیری داشته و نشان­ د‌هندۀ موضوع‌گرایی در محلی‌نگاری اصفهان در این دهه است. مهم‌ترین ویژگی‌های محلی‌نگاری این دوره عبارت­ اند از

– تنوع بیشتر موضوعات مطرح­شده به نسبت قبل و حوزه­‌های متفاوت بررسی ها.

– توجه به موضوعات تاریخ شهری و شهرسازی، مانند معماری شهری در اصفهان و مکتب اصفهان در شهرسازی، بررسی تحلیلی بافت کهن شهر اصفهان و خانه‌های اصفهان در دورۀ معاصر.

– توجه به موضوعات کاربردی و ملموس، مانند واژه‌­های کشاورزی اردستان و قنات‌های نائین و نقش قنات‌ها در معماری شهری.

– توجه به وقف با ۱۶ مقاله و توجه به تاریخ ­نگاری مذهبی و خصوصاً مساجد با ۱۶ مقاله.

– افزایش نقش دانشگاه‌ها در تبیین موضوعات محلی و تولید مقالات.

– کاهش توجه به آثار تاریخی اصفهان به منزلۀ یکی از زمینه‌های اصلی محلی‌نگاری در اصفهان.

– اهمیت یافتن تاریخ مطبوعات.

– عدم توجه به موضوعات جدید متناسب با نیازهای تاریخی روز.

نویسندگان مقالات این دوره ۱۳۵ نفر بودند که به­طور متوسط هر کدام ۱.۵ مقاله نوشته ­اند و نسبت بین نویسندگان غیربومی به بومی بیشتر شده است. نکتۀ قابل توجه آنکه برخی نویسندگان بومی، مانند هنرفر و رجایی زفره‌ای، در این دهه کم­ کار شده ­اند و نشانی از آنها نیست. از نویسندگان بومی اصفهانی می‌توان به محمدحسین ریاحی، مهدی سجاد نائینی، رسول جعفریان، رجایی زفره‌ای، هنرفر، نورالله کسایی، مصلح‌الدین مهدوی، لقمان دهقان نیری و مینا رهبریان اشاره کرد که محمدحسین ریاحی با ۱۲ مقاله بیشترین تعداد مقالات را نوشته است. یک زن نیز برای اولین بار در مقام نویسندۀ تاریخ­نگاری محلی در این دهه قلم زده است. حضور پررنگ نویسندگان دانشگاهی بومی از ویژگی­ های این دهه است. پرکارترین نویسندۀ دانشگاهی تا قبل از این دهه لطف‌الله هنرفر، پایه‌گذار گروه تاریخ دانشگاه اصفهان، بود و در این دهه افرادی ماننده لقمان دهقان نیری، مهدی مهرعلیزاده، علی اصغر منتظرقائم و محمد نظری هاشمی به جرگۀ نویسندگان پیوستند که حاکی از قوت گرفتن تدریجی گروه تاریخ دانشگاه اصفهان به مثابه عاملی تأثیرگذار بر تاریخ نگاری محلی تخصصی است. نویسندۀ برجستۀ شهرستانی در این میان به چشم نمی‌‌­آید، اما احسان‌الله هاشمی و سجادی نائینی در حوزۀ اردستان و نائین مقاله نوشته ­اند.

مقالات این دهه در ۶۰ مجله به چاپ رسیده است که چهار مجله بومی و ۵۶ مجله غیربومی بوده ­اند. چهار مجلۀ ادبیات اصفهان، فرهنگ اصفهان، زنده­رود و حوزۀ اصفهان نشریاتی محلی بودند که ۷۴ مقاله را چاپ کردند. فرهنگ اصفهان با چاپ ۵۳ مقاله (یک‌چهارم کل مقالات) مهم‌ترین و تأثیرگذارترین نشریۀ محلی اصفهان در ادوار مختلف تاریخ ­نگاری است. در میان این ۶۰ مجله، پنج مجلۀ دانشگاهی و ۱۸ مجلۀ تخصصی نیز وجود دارد. پنج مجلۀ شهرسازی و معماری ۲۰ مقاله چاپ کردند و نسبت به دهۀ قبل، با توجه به افزایش تعداد مقالات، نقشی کم­رنگ‌تر دارند. در بین مجلات غیربومی وقف: میراث جاویدان بیشترین تعداد مقاله را در این حوزه چاپ کرده است. پراکندگی چاپ مقالات در مجلات نشان ­دهندۀ نبود نویسندگان شاخص است و با توجه به شاخص ۱.۵ مقاله برای هر نویسنده مشخص می‌‌شود که بسیاری از مقالات به صورت موردی نوشته شده ­اند که حاکی از عدم علاقۀ خاص نویسندگان به این زمینۀ خاص است.

در بین مجلات دانشگاهی و تخصصی این دهه، مجلۀ دانشکده ادبیات اصفهان با چاپ ۱۱ مقاله و مجلات تخصصی معماری و شهرسازی و اثر با چاپ نُه مقاله بیشترین مشارکت را در نشر مقالات این حوزه داشته ­اند. رشد تاریخ ­نگاری محلی اصفهان در این دهه مدیون فرهنگ اصفهان است که بستر مناسبی برای چاپ مقالات تاریخ محلی پدید آورد.

۴.­۲. کتاب­ ها

در دهۀ ۱۳۷۰ شاهد رشد کمی تاریخ ­نگاری محلی هستیم. تعداد کتاب ­ها به ۵۹ عنوان می‌رسد؛ ۵۱ عنوان دربارۀ اصفهان و پنج عنوان دربارۀ نائین و دربارۀ مبارکه، زواره و نجف‌آباد هر کدام یک عنوان. به نسبت افزایش تعداد کتاب­ ها، پراکندگی تاریخ ­نگاری محلی در سطح استان افزایش نیافته است. از این ۵۹ عنوان، نُه کتاب مربوط به آثار تاریخی، ۳۱ کتاب در کلیات، نُه کتاب دربارۀ رجال محلی و ده کتاب در موضوعات تاریخ محلی نوشته شده است. کلی‌نگری در تاریخ ­نگاری محلی اصفهان، مانند دهۀ قبل، وجه غالب است. آثار مانند تاریخ اصفهان همایی شیرازی، آشنایی با شهر تاریخی اصفهان، اصفهان بهانه بود ایرانم آرزوست علی سربندی، اصفهان تصویر بهشت، اصفهان از نگاهی دیگر و نگاهی کوتاه به تاریخ بلند اصفهان از این دست کتاب ­ها هستند. در عین حال، توجه به آثار تاریخی و نگاه هنری به اصفهان نیز بعد از وقفه ­ای مجدداً مورد توجه قرار گرفت. آثاری مانند اصفهان: موزۀ زنده، وقف بناهای مشهور اصفهان، دیدنی­ های اصفهان و معماری مسجد حکیم از این دست­اند. با توجه به افزایش تعداد کتاب­ ها و تنوع نویسندگان، توقع می­رفت آثاری دربارۀ دورۀ معاصر و با نگاهی تخصصی‌تر نگاشته شود، ولی نگاه تاریخی به گذشته بر آثاری مانند جنگ گلون‌آباد، اصفهان از دید سیاحان خارجی، تاریخ جلفای اصفهان و برج ­های کبوتر اصفهان حاکم است. در این دهه، پنج کتاب دربارۀ نائین نوشته شده که غیر از اصفهان، از سایر شهرستان­ ها بیشتر است.

هفت نویسندۀ خارجی، هفت نویسندۀ غیربومی و ۳۸ نویسنده بومی و مجموعاً ۵۲ نفر کتاب­ های این دهه را نوشته­ اند. برخی از این افراد مؤلفانی بودند که علاقه به موطن و انگیزه ­های علمی آنها را به نوشتن ترغیب کرده است، مانند حسین امامی نائینی، مهدی سجاد نائینی، جلال‌الدین همایی شیرازی، محمدحسن رجایی زفره‌ای و برخی فقط با انگیزۀ علمی ر اقدام به نگارش نموده‌اند که بیشتر هم به موضوعات تاریخی و آثار باستانی پرداخته ­اند که از آن جمله­ اند پژوهشی در سقاخانه‌ها و سنگاب­ه ای اصفهان، تخت فولاد و تاریخ تئاتر اصفهان. اولین کتاب مربوط به زنان در اصفهان، تحت عنوان مشاهیر زنان اصفهان از گذشته تا عصر حاضر، را ریاحی بر اساس یادداشت­ های مصلح الدین مهدوی به چاپ رسانید.

از ۵۹ عنوان کتاب، ۲۱ عنوان در تهران، ۳۱ عنوان در اصفهان، دو عنوان در نجف‌آباد، دو عنوان در قم، دو عنوان در بیروت و یک عنوان در شهر کرد به چاپ رسیده است. چاپ کتاب در شهرستان­ های اصفهان و پیشی گرفتن ناشران بومی حاکی از تأثیر ناشران بومی بر افزایش چاپ کتاب­ های محلی است. یکی از دلایل مهم در اهمیت ناشران محلی نقش انتشارات گل ­ها در چاپ کتاب­ های اصفهان است. این انتشارات شش کتاب را که قرار بود به مناسبت چهارصدمین سال پایتختی اصفهان منتشر شود، به چاپ رساند. بیست ­وپنج ناشر بومی ۳۱ عنوان کتاب را به چاپ رسانیده‌اند که از بین آنها هشت ناشر دولتی و مابقی خصوصی بودند. از ۲۴ ناشر غیربومی نیز نُه ناشر دولتی و بقیه خصوصی بودند.

ارزیابی نهایی

بررسی سه مؤلفه موضوع، مورخ و انتشارات نشان می ­دهد که این سه از مهم ­ترین عوامل مؤثر بر نگارش مقالات و کتاب­ های محلی در اصفهان در دورۀ معاصر بوده ­اند. البته، نسبت تأثیر آنها بر تألیف و تولید کتاب­ ها و مقالات متفاوت است. بررسی موضوعات تاریخ محلی مشخص می­ کند که با توجه به قدمت تاریخی شهر اصفهان، مقالات به نگارش درآمده بیشتر دربارۀ گذشته و دورۀ صفویه بوده و در کتاب­ ها هم عمدۀ توجه به همین گذشتۀ تاریخی و خصوصاً بناهای تاریخی این دوره معطوف بوده است. این مسئله گاهی موجب شده است که موضوعات تاریخ معاصر کمتر مورد پژوهش قرار گیرد. در مجموع، موضوعات مطرح شده در کتاب­ ها و مقالات تاریخ محلی اصفهان مبتنی بر گذشته­ نگری با تأکید بر بناهای تاریخی در دورۀ صفویه است. در خصوص مورخان باید گفت که نقش مورخان بومی در نگارش کتاب ­های تاریخ محلی نسبت به مقالات پررنگ ­تر بوده است و میزان مقالات محلی مورخان غیربومی نشان می دهد که شهر اصفهان محلی جذاب برای آنها بوده است. گذشتۀ تاریخی اصفهان از دلایل اصلی علاقه­ مندی مورخان غیربومی است و تفاوت چندانی در نوع نگارش و نگاه به موضوعات در هر دو گروه دیده نمی ­شود. علاقه به خاک، که از شاخصه ­های محلی­نگاری است، در کتاب­ های تاریخ محلی نمود داشته و نقش مورخان بومی در نگارش کتاب­ های تاریخ محلی اهمیت بیشتری دارد. بیشتر مورخان بومی و غیربومی تحصیلات مرتبط با تاریخ نداشته و بیشتر در چارچوب علایق خود به کار پرداخته­ اند. مجلات محلی تأثیر بیشتری بر تسهیل چاپ مقالات دارند، هرچند ناشران محلی نیز در افزایش تعداد کتاب­ های تاریخ محلی بی ­تأثیرنبوده ­اند. در کنار اینها، نقش حمایتی مراکز -خصوصاً بعد از انقلاب- در نگارش و چاپ کتاب ­های تاریخ محلی اصفهان مهم بوده است. در کنار این سه مؤلفه، شرایط سیاسی مانند پیروزی انقلاب اسلامی و گسترش آموزش عالی تأثیری مستقیم بر محلی­ نگاری اصفهان داشته است. در مجموع، محلی­ نگاری در اصفهان بیشتر مبتنی بر خواست­ ها و تلاش علاقه­ مندان به تاریخ محلی بوده تا اینکه جریان هدفمندی باشد که دانشگاه ­ها یا مراکز حمایتی آن را هدایت کنند. این امر باعث شده است که موضوعات مطرح در تاریخ محلی بیشتر از آن که برآمده از وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اصفهان در دورۀ معاصر باشد، دربرگیرندۀ علایق، خواست ­ها و آرزوهای تاریخ ­نگاران محلی این دوره بوده است. این امر باعث شده تا محلی­ نگاری اصفهان در دورۀ معاصر در واقع ادامۀ محلی نگاری گذشته باشد و از حیث محتوا تفاوت چندانی با گذشته ندارد.

جدول ۱. پراکندگی مکانی و محتوایی مقالات تاریخ­ نگاری محلی اصفهان

شهر

دسته­ بندی موضوعی

از ۱۳۰۴ش تا پایان دهۀ ۱۳۴۰

دهۀ ۱۳۵۰

دهۀ ۱۳۶۰

دهۀ ۱۳۷۰

جمع

اصفهان

کلیات

موضوعات محلی

رجال محلی

آثار و اماکن تاریخی

۳۹

۵۴

۷۶

۷۳

۲۴

۶۴

۱۶

۵۶

۱۱

۲۶

۱۶

۲۴

۳۴

۱۲۱

۲۱

۳۳

۱۰۸

۲۶۵

۱۲۹

۱۸۶

اردستان

کلیات

آثار و اماکن تاریخی

موضوعات محلی

۲

۲

۱

۱

۱

۵

۴

۴

۳

۹

نایین

آثار و اماکن تاریخی

رجال محلی

موضوعات محلی

آثار و اماکن تاریخی

۱

۳

۱

۱

۱

۳

۴

۱

۲

۳

شهرضا

کلیات

آثار و اماکن تاریخی

۱

۱

۱

۲

۱

نطنز

 

آثار و اماکن تاریخی

موضوعات محلی

۲

۱

۲

۱

مورچه‌خورت

کلیات

۱

۱

جندق

آثار و اماکن تاریخی

موضوعات محلی

۱

۱

۲

۱

آبادی زفره

موضوعات محلی

۲۰

۱۲

۳

۳۵

زواره

کلیات

موضوعات محلی

۱

۱

۱

۲

۱

سامان

کلیات

۱

۱

انارک

کلیات

۱

۱

گلپایگان

موضوعات محلی

۱

۱

خوانسار

موضوعی محلی

۱

۱

خور

موضوعات محلی

۱

۱

جدول ۲.  مجلات بومی و غیربومی دربارۀ تاریخ محلی اصفهان

دهه

مجلات بومی

مجلات غیربومی

عمومی

تخصصی

مقالات بومی منتشرشده

مقالات غیربومی منتشرشده

مقالات تخصصی

مقالات

عمومی

از ۱۳۰۴ش تا پایان دهۀ ۱۳۴۰

۶

۳۱

۳۲

۵

۴۹

۱۹۶

۱۸

۲۲۴

دهۀ ۱۳۵۰

۳

۳۵

۳۲

۶

۲۰

۱۶۱

۲۱

۱۶۰

دهۀ ۱۳۶۰

۱

۲۰

۱۵

۵

۱

۷۵

۲۳

۵۳

دهۀ ۱۳۷۰

۴

۵۶

۴۲

۱۸

۷۴

۱۶۸

۶۵

۱۷۷

جدول ۳. پراکندگی مکانی و محتوایی کتاب­ های تاریخ محلی اصفهان

نام شهر

دسته ­بندی موضوعی

از ۱۳۰۴ ش تا پایان دهۀ ۱۳۴۰

دهۀ ۱۳۵۰

دهۀ ۱۳۶۰

دهۀ ۱۳۷۰

جمع کل

اصفهان

کلیات

رجال محلی

موضوعات محلی

آثار و اماکن تاریخی

۱۴

۲

۱۰

۱۲

۹

۸

۸

۳

۶

۴

۲

۲۴

۹

۹

۹

۵۰

۲۵

۳۱

۲۳

نائین

کلیات

رجال محلی

موضوعات محلی

۱

ــ

۱

۴

۱

۵

۱

۱

اردستان

کلیات

۱

۱

ــ

۲

نطنز

آثار و اماکن تاریخی

۱

ــ

ــ

۱

شهرضا

آثار و اماکن تاریخی

کلیات: ۱

ــ

ــ

۱

زواره

کلیات

ــ

ــ

۱

۱

مبارکه

کلیات

ــ

ــ

۱

۱

نجف‌آباد

کلیات

ــ

ــ

۱

۱

خور

موضوعات محلی

۱

۱

جدول ۴. پراکندگی نشر کتاب­ های تاریخ محلی اصفهان

نام شهر

از ۱۳۰۴ ش تا پایان دهۀ ۱۳۴۰

دهۀ ۱۳۵۰

دهۀ ۱۳۶۰

دهۀ ۱۳۷۰

جمع کل

اصفهان

۱۵

۱۲

۴

۳۱

۶۲

تهران

۱۷

۱۶

۹

۲۱

۶۳

مشهد

۲

ــ

ــ

ــ

۲

قم

۲

ــ

۱

۲

۵

بیروت

ــ

ــ

۲

۲

۴

بغداد

ــ

ــ

۱

ــ

۱

نجف‌آباد

ــ

ــ

ــ

۲

۲

همدان

۱

ــ

ــ

ــ

۱

شهرکرد

ــ

ــ

ــ

۱

۱

شهریار

ــ

ــ

۱

ــ

۱

۳۷

۲۸

۱۸

۵۹

۱۴۲

جدول ۵. نویسندگان بومی و غیربومی کتاب­ های تاریخ محلی اصفهان

دهه

بومی

غیربومی

نویسندۀ خارجی

متفرقه

تعداد کتاب­ ها

از ۱۳۰۴ ش تا پایان دهۀ ۱۳۴۰

۲۵

۱۰

۳

۲

۳۸

دهۀ ۱۳۵۰

۱۲

۸

۴

۱

۲۸

دهۀ ۱۳۶۰

۹

۱

۳

۱

۱۷

دهۀ ۱۳۷۰

۳۸

۷

۷

۱

۵۹

جمع

۸۴

۳۲

۱۷

۵

۱۴۲


۱بنگرید به علیرضا اباذری، ”سه­پارۀ سپاهانی،“ پیام بهارستان، سال ۲، شمارۀ ۲ (بهار ۱۳۸۹)؛ عبدالمهدی رجایی، ”قافلۀ مستدام عشاق شهر فیروزه­ ای: نگاهی به اصفهان ­شناسان و آثار آنها،“ فرهنگ اصفهان، شمارۀ ۳۳-۳۴ (زمستان ۱۳۸۵)؛ محمدرضا زادهوش، ”مأخذشناسی مصلح­ الدین مهدوی،“ آیینۀ پژوهش، شمارۀ ۱۲۱ (فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۹).

۲حسین­ بن محمدابراهیم تحویلدار، جغرافیای اصفهان: جغرافیای طبیعی و انسانی و آمار اصناف شهر، به کوشش منوچهر ستوده (تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی، ۱۳۴۲)، ۳.

۳محمدحسن جابری انصاری، تاریخ اصفهان، تصحیح و تعلیق جمشید سروشیار (اصفهان: مشعل، ۱۳۷۸).

۴علی جناب، الاصفهان (اصفهان: نشر گلها، ۱۳۷۱).

۵علی جناب، آثار و ابنیۀ تاریخی اصفهان، تدوین و تصحیح رضوان پورعصار (اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، مرکز اصفهان­ شناسی و خانۀ ملل، ۱۳۷۶).

۶اباذری، ”سه­پارۀ سپاهانی،“ ۱۳.

۷سیدفرید قاسمی، ”محمد صدر هاشمی،“ پیام بهارستان، سال ۱، شمارۀ ۴ (تابستان ۱۳۸۸)، ۶۶.

۸حسین نور صادقی، اصفهان مشتمل بر چهار فصل تاریخ، جغرافیا، ابنیه و آثار شعرا و بزرگان (اصفهان: چاپخانۀ سعادت، ۱۳۱۶).

۹علی جواهرکلام، جغرافیای تاریخی اصفهان (تهران: ابن­سینا، ۱۳۴۸).

۱۰حسین احمدی، اصفهان در آیینۀ زمان (تبریز: کتابخانۀ ملی تبریز، ۱۳۴۵).

۱۱مصلح­الدین مهدوی، اصفهان دارالعلم شرق: مدارس دینی اصفهان، تحقیق و تصحیح و اضافات محمدرضا نیلفروشان (اصفهان: سازمان فرهنگی تفریحی شهرداری اصفهان، ۱۳۸۵).

۱۲عبدالحسین سپنتا، تاریخچۀ اوقاف اصفهان (اصفهان: سازمان اوقاف و امور خیریه، ۱۳۷۶).

۱۳لطف­ الله هنرفر، گنجینۀ آثار تاریخی اصفهان (اصفهان: شفقی، ۱۳۵۰).

۱۴عبای بهشتیان، بخشی از گنجینۀ آثار ملی (اصفهان: حبل­المتین، ۱۳۴۳).

۱۵مصلح­ الدین مهدوی، دانشمندان و بزرگان اصفهان، تحقیق و اضافات رحیم قاسمی و محمدرضا نیلفروشان (اصفهان: گلدسته، ۱۳۸۴).

۱۶مصلح ­الدین مهدوی، خاندان شیخ ­الاسام اصفهان در طول چهارصد سال (اصفهان: گلبهار، ۱۳۷۱).

۱۷میرزامحمدعلی معلم حبیب­ آبادی، مکارم الآثار در احوال رجال دورۀ قاجار (اصفهان: مؤسسۀ نشر نفایش و محفوظات اصفهان، ۱۳۳۷).

۱۸اباذری، ”سه­پارۀ سپاهانی،“ ۷۷۶.

۱۹عبدالحجت بلاغی، تاریخ نائین (تهران: اثر، ۱۳۶۹).

۲۰رجایی، ”قافلۀ مستدام عشاق،“ ۱۰۴.

۲۱ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی، آثار ملی اصفهان (تهران: انجمن آثار ملی، ۱۳۵۲).

۲۲سیروس شفقی، جغرافیای اصفهان (اصفهان: دانشگاه اصفهان، ۱۳۵۳).

۲۳نوروز جمشاد، بازی­های باستانی کودکان اصفهان (اصفهان: بی­نا، ۱۳۵۱).

۲۴هارتون درهوهانیان، تاریخ ارامنه، ترجمۀ لئون میناسیان و محمدعلی موسوی فریدنی (اصفهان: نشر زنده­رود و نقش خورشید، ۱۳۷۹).

۲۵هوشنگ مظاهری، ”حاج میرزاحسن­ خان جابری انصاری: مؤلف تاریخ اصفهان،“ میراث جاویدان، سال ۵، شمارۀ ۲-۳ (۱۳۷۴)، ۱۸۳.

۲۶ابوالقاسم رفیعی مهرآبادی، تاریخ اردستان (تهران: دهخدا، ۱۳۵۲).

۲۷مسیح ­الله جمالی، تاریخ شهرضا (اصفهان: ثقفی، ۱۳۵۵).