مُهر چوپانان ساسانی

| پژوهشگر مستقل

مُهرهای ساسانی کم و بیش نشان از موقعیت اجتماعی صاحب مُهر هم دارند. برای نمونه، مُهر شاهان و مردان سیاست و سپاهیگری بیشتر به شکل نگینی از سنگ های قیمتی (یاقوت، زمرد، لعل های مرغوب، فیروزۀ نیشابور) و سوار بر انگشتری زرین یا سیمین است. اما مُهرهای مردم غالباً از سنگ های نیمه قیمتی (عقیق، دُر، حدید یا خماهن، یشم، و مانند اینها) است و تراشی دارد که جای حلقه یا رکاب را هم می گیرد و بسیاری هم سوراخی دارند که از آن بندی می گذرانده اند. از میان اینها، فقط مُهرهای کشاورزان و چوپانان – که از آن سخن خواهیم گفت – نه فقط شکل، بلکه مضمون های مشخّصی دارند، به قسمی که از روی مُهر می توان به شغل یا موقعیت اجتماعی صاحب آن پی برد. پیش از این در مقاله ای دربارۀ مُهرهای کشاورزان نوشته ام، که مدت هاست منتظر انتشارش هستم،۱ و در این گفتار به مُهرهای چوپانان می پردازم؛ فقط یادآور شوم که مُهرهای کشاورزان به سبب ارزش کم و کوچکی سنگ و نیز به واسطۀ مضمون بسیار سادۀ مُهر شناخته می شوند.

چوپانان، چه کارگران و چه گله داران مالک، و کشاورزان دورۀ ساسانی در دورۀ انوشیروان و در پی اصلاحات مالیاتی او مجبور به داشتن مُهر شدند که تاریخ دقیق آن در جایی نیامده است. با توجه به جلوس انوشیروان در ٥٣١م، تاریخ آن را به تقریب در حدود ٥٥۰م به حساب می آوریم. اصلاحات مالیاتی انوشیروان بسیار مفصل، دقیق و همه جانبه بود و به همین سبب در آن زمان، کشاورزان و چوپانان هم که تا آن تاریخ مهر نداشتند، مُهر یافتند.۲ این مُهرها از درویشانه ترین انواعی هستند که به همراه مُهرهای کشاورزان گروه نسبتاً فراوانی از مُهرهای پایان دورۀ ساسانی را رقم زده اند. مُهرهای چوپانان ساسانی در دو دسته قرار می گیرند.

چهار مُهر ساسانی متعلق به طبقۀ متوسط، با تراش های متفاوت. بخش نقش یا خط مُهر در پایین و در بخش مسطح مهر است. به ترتیب از چپ، مُهرهای شمارۀ ١۲٣، ١۲٤، ١۲ ٥ و ١۲ ٦ موزۀ متروپولیتن

مُهرهای چوپانان ساسانی: دستۀ اول
شماری از مهرهای ساسانی، با ویژگی های منحصر به خود، دارای نقش یک یا به ندرت دو انسان هستند که از آغاز قرن نوزدهم بر اساس شناسایی مقدماتی و فقط از روی حدس و گمان آن نقش را گیومرد (کیومرث؟) نام داده اند و تا روزگار ما، جز در کار بوریسف و لوکونین که آن را شکل عام انسان دانسته اند،۳ به همین نام مشهور است. دقیقاً روشن نیست که چرا و چگونه به این نام گذاری دست یافته اند. ظاهراً تصور دانشمندان آن بوده است که این نقش کیومرث، پادشاه اساطیری، است. بی گمان شکل ابتدایی و تا حدی وحشی انسان روی مهر ایشان را به این اندیشه انداخته است. با مرور کاتالوگ مهم ترین مجموعه ها، برای مثال مجموعه های موزه های بریتانیا، آرمیتاژ، متروپولیتن و چند مجموعۀ کوچک یا خصوصی فقط به همین نام برخورده ام.۴ گذشته از این، طی ده سال اقامت در شیراز و دیدن دست کم ده نمونه از این مُهرها در دست عتیقه فروشان و با آزمودن آنها از نزدیک در خصوص جنس سنگ، شیوۀ حکاکی و مضمون آنها بررسی هایی صورت داده ام که در این مقاله به آنها می پردازم.۵

می دانیم که در اواخر دورۀ ساسانی و در زمان انوشیروان، نظام مالیاتی ایران دگرگون و گرفتن مالیات بسیار شدید و دقیق و گسترده شد، به قسمی که کارگران کشاورز (کشاورزان ساده) و چوپانان (غیر از کشاورزان و گله داران) مجبور شدند مُهر داشته باشند و اسناد را مُهر کنند. به این سختگیری در داستانی در شاهنامه نیز اشاره شده و آثاری تاریخی هم مؤید آن است.۶ همچنین، قبول شکست از رومیان و نپذیرفتن کمک یک کفشگر برای پیروزی بسیار معروف و نشان دهندۀ امتیازات شدید طبقاتی در دورۀ انوشیروان است.۷

این سختگیری ها با گسترش اسناد و مدارک و مسئولیت های فراوان همراه بود.۸ به این ترتیب، داشتن مُهر برای کارگران کشاورز و دامداران هم ضروری شد. بررسی هایم دربارۀ دسته ای از مُهرهای ساسانی نشان می دهد که این شمار از مُهرها از آنِ چوپانان کارگر – و نه مالک – دورۀ ساسانی است. چنان که اشاره شد، این مُهرها دو دسته اند و یکی از آن دسته ها مُهرهای مزدوران است که جامۀ پاره و سر و روی آشفتۀ نقش مُهر نشانۀ آن است. دلایل این ادعا به قرار زیر است:

۱. این مُهرها بر روی ارزان ترین و پست ترین انواع عقیق یا دُر کوهی و استثنائاً بر روی حدید یا یشم کنده شده اند. شکل خام سنگ نشان می دهد که سنگ را خود چوپان در طبیعت یافته است.۹ بی گمان چوپانان توانایی پرداخت پول برای تهیۀ سنگ نیمه قیمتی نداشته اند.۱۰

۲. این مُهرها ساده ترین شکل ها را دارند، به این معنی که شکل سنگ تراشیده بسیار مانند سنگ خام اولیه است. این امر بدان معنی است که تراش سنگ اولیه هم به دست خود چوپان صورت گرفته. فقط یک طرف سنگ را که مساحت کمتری داشته بیشتر تراشیده و نسبتاً مسطح کرده تا مُهر بر روی آن کنده شود. البته این سنگ دارای درجۀ سختی شش تا هفت است و فولاد هم آن را نمی ساید و دست کم باید با قطعۀ دیگری از جنس خود ساییده شود. به این ترتیب، دو سنگ همدیگر را می ساییدند.

۳. این مُهرها غالباً هم شکل اند و تخم مرغی تراشیده شده اند؛ تخم مرغی که یک ته آن مسطح است تا مُهر بر روی آن کنده شود. شاید اگر بگوییم مُهرها به شکل کله قندی بسیار کوتاه و کوچک اند، شکل آنها را بهتر نشان داده ایم. شکل زیر یک نمونه از مُهرهای متعلق به موزۀ متروپولیتن را نشان می دهد. این نمونه استثنایی است، زیرا سنگ رگه دار زیبایی است و مهم تر اینکه سوراخ هم دارد. از این سوراخ بندی می گذراندند و مهر را به جایی می آویختند تا محفوظ باشد. بخش نقشدار آن در پایین قرار دارد.

2

۴. بر روی این مُهرها بیشتر پیکر یک و به ندرت دو چوپان کنده کاری (حکاکی) شده است. حکاکی بسیار سطحی و خلاصه ( شماتیک) است و احتمالاً نه با چرخ، که با دست خالی و به احتمال کمتر با گرد سنباده و قلم مسی صورت گرفته است. لازم به توضیح است که در دورۀ ساسانی، حکاکی معمولاً با قلم مسی (چرخ) و گرد سنباده صورت می گرفت، مگر در سنگ های قیمتی، مانند یاقوت، که به علت درجۀ سختی بالاتر با گرد الماس حکاکی می شدند. توضیح اینکه قلم مسی عبارت است از میله ای که بر سرش یک پولک مسی، حداکثر به مساحت دو برابر یک عدس، نصب شده است. گرد سنباده را روی سنگ می ریزند و قلم را که به محور گردانی نصب شده می چرخانند. لبۀ گرد قلم سنباده را به سنگ می ساید و فرو می رود. سنگ سنباده را هم از رودها می یافتند و با کوبیدن آن یا ساییدن دو سنگ به هم گرد حکاکی می ساختند.

اگر حکاکی با دست صورت گیرد، باز هم از یک میلۀ مسی و گرد سنباده استفاده می شود، جز اینکه دست باید خیلی دقیق و توانا بوده و کوچک ترین لرزش و خطایی نداشته باشد. گرد را بر روی سنگ می ریزند و اندکی آب می زنند تا پراکنده نشود. آن گاه، میله را از یک پهلو بر روی گرد و سنگ حرکت می دهند که کاری دشوار است. در تصویر زیر شکل سه مهر و سر یک چوپان از یک مهر طراحی شده است. هر خط/شیار نمایندۀ یک مسیر قلم برای تراش (حکاکی) و گود کردن سنگ است. برای مثال، در مُهر شمارۀ ۱، بخش بالا و مودار سر تا پیشانی و بالای گوش ها فقط با شش بار حرکت قلم و بارها سایش قلم بر روی سنگ کنده شده است. همچنین است سر چوپان در مُهر شمارۀ ۲. در پای دو مهر ۱ و ۲، سگ چوپان بسیار خلاصه و با چند خط نشان داده شده است. در مُهر سوم، سر چوپان با سه شیار افقی، پاهای او با دو شیار، دست هایش با دو شیار و چوبدست هایش با ادامۀ یک شیار دست حکاکی شده است. تصویر ۴ سر چوپان جوانی است که آن را مانند بقیه، از روی مُهری متعلق به مجموعۀ همایون فرخ، طراحی کرده ام. سر و ریش او پریشان و فاقد هرگونه آرایش است. این امر را در مُهرهای همۀ چوپانان می توان دید. همه ریش دارند و معلوم است که وسیلۀ تراش نداشته اند. بسیاری از مردم در دورۀ ساسانی ریش می تراشیده یا آن را آرایش می کرده اند و این را از روی مُهرهای آن دوره می توان دریافت.

از راست به چپ: ١. مُهر شمارۀ ۸۶۲ موزۀ آرمیتاژ، ۲. مُهر شمارۀ ۷۶۴ موزۀ آرمیتاژ، ٣. مُهر شمارۀ ۸۱۲ موزۀ آرمیتاژ،

۴. مُهری از مجموعه ای خصوصی که فقط سر چوپان را برای نشان دادن وضع چهره آورده ام.

چنان که ملاحظه می شود، چوپانان کفش نداشتند. هیچ نشانه ای از کفش در هیچ مُهر چوپانی دیده نشده است. دست های آنان غالباً به کلی و گاه تا آرنج لخت است. روی هم رفته، جامۀ درستی ندارند. تصویر هر چوپان معمولاً دو چوبدست دارد که سر آن سه شاخه یا پنج شاخه است. مُهر 3 بسیار خلاصه حکاکی شده و سر چوبدست های چوپان پیدا نیست. جامه ها مندرس اند و شاید شیوۀ حکاکی بهترین امکان برای نشان دادن این وضعیت باشد. برای نشان دادن جامۀ یکدست و سالم نیاز به این همه شیار نبود. همچنین، باید یادآور شد که حکاک نخست پیکر چوپان را به صورت گود رفتگی برای سر، تنه، دو دست و دوپا و نیز پیکر سگ را با قلمی درشت ایجاد کرده و سپس شیارها را با قلمی ظریف تر درون گودرفتگی ها کنده است. به این ترتیب، اثر این مُهر بر روی موم یا گِل برجسته و شیاردار می نماید.

به ندرت مُهرهایی دیده شده که بر آنها تصویر دو چوپان حکاکی شده است، از جمله مُهر شمارۀ ٧٦١. برای صرفه جویی در فضا و کار کمتر دو دست آنان با یک چوبدست حکاکی شده و هر دو چوپان فقط یک سگ دارند. سگ ها هم کاملاً شماتیک و با یک گودی دراز و چند حرکت قلم حکاکی شده اند. مُهر شمارۀ ۱ از نادر نمونه هایی است که سه پای سگ در آن به صورتی مشخص و با سه نقطۀ گرد درشت نشان داده شده است. این کار فقط با قلم چرخ ممکن است. روی هم رفته، مُهرهای چوپانان چه از لحاظ جنس سنگ و چه تراش آنها و سرانجام چه از نظر سبک و دقت در حکاکی بسیار ساده و در مقایسه با مُهرهای کشاورزان هم نسبتاً فقیرانه تر و خام دستانه ترند. احتمالاً این مهرها متعلق به چوپانانی بوده که مشترکاً یک گله را هدایت می کرده اند. هنوز هم در ایران گله های بزرگ دو چوپان دارند.

مُهرهای چوپانان چهرمانی ترین نوع مُهرهای ساسانی و بلکه همۀ دوره های تاریخی در ایران است. مُهرهای کشاورزان اگر چه فقیرانه به نظر می رسند و نشان از ناتوانی مالی صاحبان آنها دارند، ولی چنین آشکار و درشت نمایانگر تصویر چهره نیستند.

چهار نمونه از بهترین مُهرهای کشاورزان، برگرفته از مجموعه های متفاوت

 

مُهر شمارۀ ۷۶۱ موزۀ آرمیتاژ

مُهر شمارۀ ۷۶۱ موزۀ آرمیتاژ

در مُهر شمارۀ ۷۶۱ موزۀ آرمیتاژ، قسمت هایی از تنه (شکم و بازوها) فقط به صورت گود و بی شیار کنده شده و نشانۀآن است که بالاتنۀ این چوپانان برهنه بوده است. موی سر و ریش نقش هم آشفته است.

مُهرهای ۱۰/۱۵ و ۱۰/۱۶ موزۀ آشمولین. برگرفته از
Gignoux and Gyselen, Bulles et Sceaux Sassanides, IV.

7

مُهر ۱۰/۹ از مجموعۀ موزۀ پادشاهی بروکسل. برگرفته از
Gignoux and Gyselen, Bulles et Sceaux Sassanides, XVII.

مُهرهای چوپانان ساسانی: دستۀ دوم
دومین دسته از مهرهای چوپانان ساسانی که به نظر می آید از آنِ چوپانان مالک -و نه کارگران ساده یا خدمتگزاران باشد- کم و بیش دارای شکل های گوناگونی است که در عین حال در یک گونه (تیپ) قرار می گیرند. این مُهرها هم بیشتر از جنس عقیق های معمولی اند که در ایران فراوان بوده است. البته به ندرت مُهرهایی از این دست از جنس سنگ های دیگری هم دیده می شود که همین امر یکی از نقاط تمایز این دسته از دستۀ پیشین است. متأسفانه در مجموعه های مهم، جز کاتالوگ موزۀ آرمیتاژ که در آن به تعداد اندکی از این مهرها اشاره شده است- جنس این سنگ ها ذکر نشده است. در کاتالوگ مجموعۀ متروپولیتن چه در خصوص دستۀ اول (معروف به گیومرد) و چه دستۀ دوم که آن را هم کم وبیش با مضمون گیومرد ارتباط داده اند، نه جنس سنگ ها معلوم است و نه اندازۀ سنگ ها و باید اندازه را از روی تصاویر حدس زد که مقیاس آنها ظاهراً یک یکم است. بر روی این دسته از مُهرها مضمون هایی حکاکی شده که نیازمند توضیح است، به ویژه از آن رو که آنها را هم از نوع گیومرد شمرده و تفسیرهای دیگری بر آنها افزوده اند. در پشت برخی از این مُهرها کتیبه ای وجود دارد و با توجه به اینکه احتمالاً حکاکی در محیط روستایی صورت گرفته، احتمال املای نادرست در آنها بسیار است.

خوشبختانه ژینیو و گیسلن در مجموعه ای که معرفی کرده اند، شماری مُهر را پشت سر هم آورده اند که بحثی فراگیر می طلبد.۱۱ نخستین مُهر از این دسته (۳۰-۱۰) پیکر مردی را نشان می دهد که کلاه خوب بر سر، جامۀ درست بر تن، کفش به پا و دو چوبدست به دست دارد و در زیر هر پایش هم ظاهراً سگی است. در دو پهلوی او کتیبه ای است که ژینیو و گیسلن آن را ناخوانا شمرده اند.۱۲ به نظر من، هر دو کتیبه یک چیزند که از دو سو نوشته شده اند. شاید کتیبه فقط آرایشی و نمادین باشد و علت اینکه خوانده نمی شود، شاید این باشد که رمز یا نشانه ای است. چنین مهری از آنِ چوپانی ساده نیست.

8

 ۱۰-۳۴                  ۱۰-۳۳                           ۱۰-۴۳                             ۱۰-۳۰

مهر دوم (۳۳-۱۰) به شکل مُهرهای چوپانان است، اما پیکر آن جامۀ درست، کلاه و در دست راست چوبدستی به دست دارد. در زیر پایش سگی است و در سمت راست او یک مار و در سمت چپ او یک کژدم دیده می شود. از آنجا که این چیزها روی این دسته از مُهرهای ساسانی تکرار می شود، احتمالاً معنایی ویژه داشته یا نشانه ای از محیط زندگی آنان بوده است.

مهر سوم (۳۴-۱۰) پیکر مردی را نشان می دهد که جامۀ درست بر تن دارد. در دست راست او چوبدست و در زیر آن کژدمی دیده می شود.در دست چپ او هم چوبدست و ماری دیده می شود. در زیر پای او نقش گلی است و در زیر دست چپش ستاره ای.

تصویر چهارم (۴۳-۱۰) پشت مُهر سوم است و بر آن سه تصویر انسان، یکی از جوندگان و نوشته ای دیده می شود که آن را ناخوانده رها کرده اند. من از روی تصویر سه حرف آن ”ه،“ ”ی“ و ”ز“ یا ”چ“ را تشخیص می دهم. شاید نام صاحب مُهر باشد.

9

مهر چهارم (۴۶-۱۰) دو مرد کلاهدار تقریباً نیمرخ را نشان می دهد که یکی از آنان هلالی بر بالای سر دارد و دیگری نشانه ای دیگر. در سمت چپ آنان نقش حیوان جونده ای است و در پشت مهر کتیبه ای (a۱۰-۴۶) که آن را نخوانده اند. ظاهراً کتیبه به جای اینکه از چپ کنده شود تا از راست خوانده شود، معکوس کنده شده و حرف های د-ا-ن- ا-ن-د-د در آن آشکار است. در زیر آن یک واژه هست که بوی خوانده می شود.

مُهر پنجم (۴۷-۱۰) تصویر دو مرد را با جامه های عادی بر خود دارد. در سوی راست آنان کژدمی و در بالای سر آنان نقش خروسی را تشخیص می دهم در چپ آنان و در بالا جونده ای است و در زیر آن ماری. در کتیبۀ پشت مُهر (a۱۰-۴۷) حروف hwrzmn را دیده و ”خوارزمان“ خوانده اند که درست نیست. آن را می توان ”هورزمن“ خواند.

10

مُهر ششم (۴۸-۱۰) دو مرد ایستاده با کلاه و جامۀ عادی را نشان می دهد که یکی چوبدستی دارد و در پشت آنان جونده ای و در پیش آنان نقش کژدمی دیده می شود و در پشت مُهر (a۱۰-۴۸) کتیبه ای که آن را ”ماهاد یزدان“ خوانده و mhdt را ”ماهاد“ حدس زده اند. مانند نمونۀ پیش، کتیبه را غلط کنده اند و به همین علت با اینکه تصویر آن نسبتاً روشن است، خوانده نمی-شود و نمی دانم این قرائت را چگونه یافته اند.

مُهر هفتم (۴۹-۱۰) نقش سه نفر است که ظاهراً یکی در برابر آن دو دیگر زانو زده، در دست راست چوبدستی دارد و دست چپ خود را به سوی طرف مقابل برده و گویا چیزی را به او می دهد که در دست نفر سوم هم هست. ژینیو و گیسلن آن را کودکی دیده اند. در پایین ظاهراً نقش سگی هست و در بالا ماری. در کتیبۀ پشت سنگ واژۀ ”افزون“ را خوانده اند.

11

بر روی مُهر هشتم (۵۰-۱۰) نقش سه نفر را دیده اند. من در بالای سر آنان مار و در دو طرف نقش های غیر قابل تشخیصی می بینم که شاید سگ و کژدم باشند. در پشت مُهر (a۱۰-۵۰) واژۀ ”فرخی“ را خوانده اند.

بر روی مُهر نهم (۵۱-۱۰) نقش سه نفر در حال کاری آیینی، در سمت چپ کژدم و پایین جونده ای و مار و در سمت راست پرنده-ای دیده می شود. بالای سر ایشان کتیبه ای است که آن را ”دخت کارخ“ خوانده اند (؟).

12

در مُهر دهم (۵۲-۱۰)، بر روی سنگ نقش سه تن دیده می شود و در زیر پایشان ماری. بالای سر ایشان یک کژدم، یک خروس و جانور دیگری قابل تشخیص است. در سمت چپ تصویر کتیبه ای ناخوانا دیده می شود.

در مُهر یازدهم (۵۳-۱۰)، بر سنگی تصویر سه نفر در حال کاری آیینی دیده می شود که نفر چپ چوبدستی دارد. در سمت چپ کژدم، در بالا خروس، در پایین سگی و در سمت راست ماری دیده می شود. در سمت راست و بالای سر اشخاص کتیبه ای است که آن را ”داد آذر دارای“ خوانده اند. در پشت مُهر هم کتیبه ای است (a۱۰-۵۳) که آن را نخوانده اند و من آن را ”ویه دید“ می بینم.

مُهر دوازدهم (۵۴-۱۰) در سمت چپ نقش انسانی، در بالا پرنده-ای، در زیر آن سر گاوی و در زیر آن ماری دارد و در سمت راست چارپایی دیده می شود که گاو به نظر می رسد.

به نظر من، این ۱۲ مهر به دلایل زیر از آنِ مالکان گله ها است: بر مُهرهای چوپانان ساده خط دیده نمی شود. شاید آن مُهرها در محیطی ساخته شده بودند که باسوادی در آن نبوده. شکل انسان ها عادی است و نشانی از فقر و محرومیت ندارند. نمادهایی مانند مار و کژدم نشانۀ محیط روستایی آنان و پرنده و گاو و چارپایان دیگر نشانۀ کار آنان است. سگ نیز، چنان که در مُهرهای چوپانان مزدور بود، نشان چوپانی آنان است. از این دسته مُهرها، که با مُهرهای عادی دورۀ ساسانی تفاوتی ندارد، می توان دریافت که مالکان گله ها اگر چه چوپان شمرده می شدند، در موقعیت اجتماعی بالاتری نسبت به محرومان قرار داشتند و به همین علت، مُهرهای آنها چه از نظر جنس و چه از نظر روش و سبک حکاکی مانند مُهرهای طبقات میانی دورۀ ساسانی اند.


۱ نیز بنگرید به علی حصوری، ”تاریخ­گذاری مُهرهای ساسانی،“ در سروش پیر مغان: یادنامۀ جمشید سروشیان، به کوشش کتایون مزداپور (تهران: انتشارات ثریا، ۱۳۸۱)، ۱۳۶-۱۴۲. در این مقاله کوشیده ­ام نشان دهم که مُهرهای کشاورزان و چوپانان متعلق به اواخر دورۀ ساسانی است.

۲ این مطلب را بررسی دقیق مُهرها هم تائید می­ کند. از این تاریخ مُهرهای این دو گروه اجتماعی پیدا و فراوان می ­شود.

3 A. Boricov and V. G. Lukonin, Cacanidckie Gemmi (Leningrad: Gocudarctvennogo Ermitazha, 1963), 187ff. and stamp seal no. 761ff.

4 A. D. H. Bivar, Catalogue of the Western Asiatic Seals in the British Museum, Stamp Seals, II The Sassanian Dynasty (London: The British Museum, 1969); Christopher J. Brunner, Sasanian Stamp Seals in The Metropolitan Museum of Art (New York: The Metropolitan Museum of Art, 1978); Philippe Gignoux and R. Gyselen, Bulles et Sceaux Sassanides (Paris: Association pour L’Avancement des Etudes Iraniennes: Studia Iranica – Cahier 4, 1978).

۵ به این منظور، مجبور شدم در طرز تراش و حکاکی رایج بر روی سنگ­ های نیمه ­قیمتی (دُر، عقیق، یشم، فیروزه، خماهن/حدید/هماتیت و مانند اینها) در دورۀ ساسانی بررسی­ هایی صورت دهم که نتیجۀ آن در مقالۀ مستقلی در کتاب زیر آمده است:

N. Pourjavadi (ed.), The Splendour of Iran (London: Booth-Clibborn Editions, 2001).

۶ از جمله بنگرید به محمد جریر طبری، تاریخ ساسانیان، ترجمۀ علیرضا شاپور شهبازی (تهران: نشر دانشگاهی، ۱۳۸۹)، ۱۷۰-۱۶۹.

۷ ابوالقاسم فردوسی، شاهنامه (چاپ ۴؛ تهران: هرمس، ۱۳۸۷)، جلد ۲، ۱۵۹۲-۱۵۹۱.

۸ طبری، تاریخ ساسانیان، ۱۷۰-۱۶۹؛ احمدبن داوود دینوری، اخبار الطوال، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی (تهران: نشر نی، ۱۳۶۴)، ۱۰۰ به بعد.

۹ این نوع عقیق یا دُر کوهی در بسیاری از نقاط ایران یافت می­ شود. من خود چند نمونه از آنها را در رود شور شیراز یافته ­ام، رودی که از وسط شهر می­ گذرد.

۱۰ در مجموعۀ موزۀ آرمیتاژ که جنس این سنگ ها آمده، همه را عقیق خاکستری معرفی کرده­ اند که به نظر من با دُرهای رگه­ دار (شجری) یا خاکستری ایران تطبیق می ­کند.

11 Gignoux and Gyselen, Bulles et Sceaux Sassanides.

12 Gignoux and Gyselen, Bulles et Sceaux Sassanides, 43, no. 10.30.