نشانه های ترکمن بر قالی

| پژوهشگر مستقل

فرش ایران دارای نشانه های نسبتاً فراوان و گویایی است. به دلایل بسیار، قالی ترکمن را باید فرشی ایرانی دانست، زیرا فنون، ابزارهای بافت و نام بسیاری از نقش های آن ایرانی با تلفظ ترکی است.۱ در این مقاله خواهیم دید که عناصر مشترک با اقوام دیگر در این فرش تا چه اندازه است. نام برخی از نقش ها چنان است که اجازه نمی دهد آنها را نقش قومی به شمار آوریم، مانند فیلپی گول (filpay gul، گل فیل پا)،۲ هرچند همانندی آنها به نشانه های قومی بسیار است.

چند تعریف 
تاوخ ایزی۳(tāvox izi):  جای پای مرغ یا پنجۀ مرغ متصل به ساق.
شکسته: هندسی، زاویه دار در مقابل قوس دار.
گشته: تحول یافته یا دگرگون شده به عمد.
مرغک: نقشی شبیه سر پرنده و متصل به گردن.
نشان: نقشی تاریخی که در گذشته همچون نشانه بوده است. برای مثال، دو نشان در فرش سیستان:

نشان ساسانی: نقش شماری از مُهرهای ساسانی که متقارن و مرکب از چند بازوی خمیده یا شکسته اند.۴ برای مثال:

چهار مُهر نشانی ساسانی از مجموعۀ موزۀ آرمیتاژ. از راست، شماره های ۱۹۱،  ۱۹۲، ۱۹۴ و ۱۹۵. ۵
بنگرید به
.(A. Borisov and B. G. Lukonin, Cacanidskie Gemi (Leningrad:  Gosudarstvennogo Ermitazha, 1963

نقش های ترکمن
در برخی از فرش های ایران نقش هایی همانند یا مشترک با نقش های ترکمنی به چشم می خورد که برخی از آنها نشان قومی یا همانند آن اند. در این صورت، این دو نقش یا مادری مشترک دارند یا از یکی به دیگری راه یافته اند.

در لچک این قالی که در آثار علمی و در بازار فرش با نام عرب بلوچ (بافتی بلوچ، ولی به شیوۀ اعراب خراسان) معرفی شده، نقشی می بینیم که همانندی بسیار به نشانه های ترکمن دارد و احتمالاً مقتبس از آنهاست. در این نقش جز الگوی هشت ضلعی آن که در نقش های ایرانی و از جمله ترکمن شایع است، نقش اصلی تاوخ ایزی نام دارد. جای پای مرغ را در نشانه های بسیار دیگری از ترکمنان و از جمله نقش های شمارۀ ۷٦۹ و۷۷۱ ایل ارساری، ۷۵۱، ۷۵۲ و ۷۵۹ ایل تکه، ۷٦۳ ایل سالور و۷٦۰ بخارا هم می توان دید.

برخی از اقوام و ایل های ایرانی یا ساکن در محدودۀ ایران فرهنگی، از جمله ایل‌های ترکمن و حتی برخی از شاخه‌های ایل‌ها، دارای نقش ها و نگاره‌های قومی اند، گرچه ترکمنان بیشتر آنها را در قالی های خود به کار می‌بردند و بسیاری را همه بر روی قالی‌های خود می‌بافتند. اما این مسئله کم وبیش روشن است که هیچ یک از این نشان‌ها کاملاً اصیل و مانند روز پدید آمدن ساختۀ خود ایشان و مربوط به دوره‌ای نیست که در سرزمین اصلی خود می‌زیسته اند، چرا که در آنجا (سرزمین های اصلی ترکان) این نقش ها نه بر روی فرش که بر روی چیز دیگری هم دیده نمی‌شوند. شاید روزگاری انتخاب نشانۀ قومی و بافت آن بر روی چادر، چنان که در ایل قرائی کرمان دیده می شود،۶ کاری بایسته بوده و شاید حتی حکومت‌ها آن را اجباری کرده بودند. در زمان ما این نشان‌ها شکل ثابت یگانه ای ندارند و غالباً چند گونه اند. نشانۀ افغان گول، که بر بافته های ترکمن های ساکن شمال افغانستان  دیده می شود، از جمله نقش های قومی نادر است.

در میان ترکمن ها نشانۀ قومی بیش از یک روایت دارد و گرچه برخی از روایات- چنان که خواهیم دید- آشکارا حاصل تغییرات اندک و دستکاری یا فراموشی بافنده اند، هنگامی که چهار یا پنج شکل از یک نشانه دیده می شود، ممکن است نتیجۀ تحول تاریخی خود نشانه و نه به سبب اشتباه یا بی سوادی بافندگان و فراموشی و بی دقتی آنان باشد. البته فقط یک نمونه شاید این امر نتیجۀ نو بودن نشانه باشد. افغان گول از آن جمله است که متعلق به ترکمنانی است که به هرات مهاجرت کرده اند. به دلایل بسیار این نقش اصیل و مستقل است، از جمله اینکه در آن اجزایی مانند چهارگوشه های درون هم هست که در هیچ نشانۀ ترکمن دیده نمی شود. نمونه‌هایی از  نشانه های ترکمن را هم در اینجا می‌بینیم. کوشش در این است که از میان هر دسته راهی به اصیل ترین یا کهن ترین نشانه بیابیم و سرانجام الگوی اصلی نقش را حدس بزنیم: یگانه رابطۀ نقش افغان گول با نشانه های دیگر عبارت است از هشت ضلعی، تو در تو و چهار بخشی بودن آن که تقریباً قاعده ای عمومی در نشانه های ترکمنی است.

افغان گول بر فرش ترکمنان حوالی هرات

در شمال افغانستان هم ترکمنان نقش مشخص زیر را بر قالی خود می بافند که امروزه شاخص درجۀ اول تجاری است، اما از آنجا که فقط در این فرش دیده می شود، به احتمال فراوان نشانه ای قومی است.

 ارجوک جنگل گول(jangal arjuk gul)،
نشانۀ ترکمنان شمال افغانستان

 

نشانه های ایل ارساری: شماره های ۷۵۰، ۷۵۷، ۷۶۵، ۷۶۹، ۷۷۱، ۷۷۷، ۷۷۸

از میان این دسته،  دو شمارۀ ۷٦۹ و ۷۷۱ نقش جای پای مرغ دارند و تا اندازه ای مانند هم اند، چنان که می توان گفت یکی روایتی از دیگری است یا هر دو روایتی از نمونه ای کهن اند. در اینجا با سه گونه نشانه روبه روییم که نه تحول یافتۀ هم اند و نه نشانی از تحول دارند؛ گویی هر شاخه از ایل نشانه ای را اقتباس کرده و دو یا سه روایت از آن پدید آورده است.

بافتۀ ارساری که نقشی ویژه دارد که با هیچ یک از دیگر نقش ها مقایسه پذیر نیست.۷

از مقایسۀ این نشان ها در می یابیم که در اینجا دست کم با چهار دسته  یا گونه نشان  روبهروییم که بایستی در طول تاریخ تزیین یافته و از هم دور شده باشند. از میان آنها نمی‌توان یکی برگزید و بررسی بیشتری لازم است. متأسفانه جستجوی من در میان ترکمن های ایران نتیجه ای نداد، زیرا هیچ کس توضیحی برای این آرایش ها نداشت و حداکثر این بود که بدون ارائۀ شاهدی تاریخی، برخی از زوائد را به سیخ یا انبر یا گل های وحشی و مانند آنها تشبیه می کردند که نمی باید چیزهایی مانند انبر یا سیخ در نشان قومی جایی داشته باشند.

از میان نشان های ارساری، دو نشان ۷٦۹ و ۷۷۱ دو روایت از یک نشانه اند و احتمال اصیل بودن آنها بیشتر است.

نشانه های ایل تکه: شماره های ٧٤٤، ٧٥١ ، ٧٥٢، ٧٥٩ 

چنان‌ که دیده می‌شود، نخستین نگاره ربطی به سه نگارۀ بعدی ندارد. نگاره‌ های دوم، سوم و چهارم روایت های گوناگون از یک نشانه اند.  پس گمان اینکه شماره های ٧٥١، ٧٥٢ و ۷۵۹ اصلی باشند بیشتر است.

نشانه های ساریک: شماره های ٧٤٧، ٧٤٨ ، ٧٥٤، ٧٥۶ ، ٧٥٨ 
در این گروه همانندی عامی دیده  می شود که چلیپای درون و نقش مرغک، به ویژه در بالا و پایین درون نشانه، است، اما دو نقش دوم و سوم به هم می‌مانند و می باید ریشۀ مشترکی داشته باشند. ٧٥۶ و ٧٥٨ به هم می‌مانند و به ٧٤٧  شبیه اند. جالب است که تقریباً همه دارای چلیپایی در مرکز نقش اند. از آنجا که چلیپا در دین مِهر معنی مهمی دارد، احتمالاً ریشۀ این نقش اشکانی است. تفاوت ها نتیجۀ گذشت ایام، بافت های گوناگون و تقلید بی دقت است.

نشانه های سالور: شماره های ٧٤٥، ٧٤۶، ٧٥٥، ٧۶١، ٧۶٢، ٧۶٣، ٧٧٣، ٧٧٤، ٧٧٧  

٧٧٧

می‌بینیم که دو نگارۀ نخست، که چلیپا دارند، به هم می‌مانند. دو نگارۀ دوم همانندی های اندکی دارند و ٧۶٣ به کلی چیز دیگری است. ٧٧٤ همانندی‌هایی با٧۶٢ دارد و٧٧٧ یک نشان ساسانی گشته  در میان دارد و ربطی به شش نشانۀ نخست ندارد. انتخاب موکول به بررسی‌های بیشتر است.

نشانۀ جعفربای:  شمارۀ ٧٧۶
اگر چه فقط یک نگاره داریم، اما همانندی آن به نگارۀ شمارۀ ٧٧٤ سالور بسیار است و انتخاب را دشوار‌تر می‌کند. آیا این دو باهم ارتباطی کهن دارند؟

٧٧۶

نشانۀ قزل ایاق: شماره های ٧٦٤ و ٧۶٨
نگارۀ ٧٦٨ کم و بیش یگانه است و داوری دشوار. پیچیدگی آن آرایشی بودن آن را بر آفتاب می‌اندازد. شمارۀ ٧٦٤ نامی آرایشی دارد (سالکین گل) که قیزیل ایاق‌ها به کار می‌بردند.

200
٧٦٤

نشانۀ کرکی: شمارۀ ٧٧٠
این نقش هم یگانه و داوری دربارۀ آن دشوار است. از آنِ ایل بزرگی است که فقط همین یک نشانه را دارد و بنابراین قابل دقت و بررسی است. به سبب یگانگی، احتمال اصالت آن بسیار است، به ویژه از آن روی که درون آن چلیپایی است و احتمالاً از دورۀ اشکانی بازمانده است. نشانۀ کرکی فقط نشانۀ شاخه‌ای کوچک از ترکمن‌هاست که آگاهی دقیقی از وضع فعلی آن نیافتم.

نشانۀ ایل یموت: شمارۀ  ٧٤٩

 این نشانه هم یگانه است و نقش درونی آن در میان بسیاری از قبایل ایران، از قفقاز تا کنار خلیج فارس، دیده می شود. در عین حال، در مقایسه با نشانه های دیگر تا حدی ساده و ابتدایی و احتمال اصالت آن بیشتر است.

نشانۀ قیزیل ایاق: شمارۀ ٧٦٨

این نشانه هم یگانه است.

بوخاراگول: شمارۀ٧٦٠
بوخاراگول یگانه نشانۀ ترکمنان بخاراست و مدت‌هاست که تقریباً به همین شکل یکسان بر قالی های بخارا و برخی از ایل های دیگر تکرار می شود. آشکار است که به سبب تاوخ ایزی ها و چهار بخشی بودن درون، همانندی بسیاری با  نشانۀ ساریک دارد و از آنجا که نشان یک قوم یا ایل نیست، به احتمال بسیار اقتباسی است.

  

چنان که دیده می‌شود، تنوع نگاره‌ها بسیار، گاه با یکدیگر ناهمخوان و گاه دارای نقشی همانند  نشان ساسانی و نقش‌های دیگری اند که همگانی اند و در قالی‌های دیگر ایران هم دیده می‌شوند. بنابراین، در واقع این‌ نقش ها نه نشانه‌هایی قومی که نگاره‌هایی اند که نخست با یک نشانۀ اصلی،  مانند نشانی ساسانی، مشخص می شده اند. ممکن است در دورۀ ساسانی ایل های ترک نشانه گذاری شده باشند.

به مرور زمان و به احتمال، در چند سدۀ اخیر، نشان اختصاصی ایل‌ها، آن هم فقط بر روی قالی‌های ایشان، دچار تحولاتی شده و تنوع آنها را موجب شده است. چرا که چنین تحولی در هیچ جای دیگر دیده نمی‌شود. درست‌تر می‌دانم که آنها را نشان قالی هر ایل بدانم که شاید در دورۀ ویژه ای، که اوج آمیزش ترکمن‌ها بوده، پذیرفته و مرسوم شده و از آنجا که در سده های اخیر ویژگی قومی یا ایلی کم رنگ شده و اثر سیاسی نداشته، دیگران هم آنها را به کار برده اند.

می‌توان نشان داد که برخی از نگاره‌ها به راستی نشان قالی است. کافی است به نوع ماهی‌درهم توجه کرد تا دریافت از آن بیجار است یا تبریز یا نمونۀ قشقایی است. این نقش نگاره ای همگانی است، اما نگاره های ویژه بسیار بیش از این تعیین‌کننده و شناساننده اند. قالی تیموری خراسان، قالی ترکمن، قالی بلوچی خراسان و قالی‌های اقوام غرب ایران همگی به همین شکل نشان ویژه دارند.

اما این راه یگانه راه بررسی نشانه های قومی ترکمن نیست. راه دیگر صرف نظر کردن از نام یا وابستگی قومی نقش و تجزیه و تحلیل آن به صورت مجرد و در مقایسه با نشانه های دیگر است.

در این مجموعه نشانه، شکل اصلی بیشتر متمایل به هشت گوشه و کمتر چهار گوشه است. بنابراین، شکل اصلی می باید چیزی مانند دایره بوده باشد و چون نقش های قالی ترکمن همه شکسته اند، ناگزیر نشانۀ هشت ضلعی روایت شکستۀ (زاویه دار) دایره است.

نشانۀ بشیر 
ترکمن های بشیر نقشۀ ماهی درهم را به شکل ویژه ای بر روی قالی های خود می بافته اند، به قسمی که از دیدگاه من، قالی بشیر با این گونه ماهی درهم شناخته می شود. آنان این نقشه را با نام اصیل آن و با تلفظ ترکمنی یعنی هروتی (Heroti) می نامیده اند.۸ چنان که دیده می شود، سر چهار ماهی برابر گل کوچکی است و هر ماهی هم در دو سوی گلی درشت قرار گرفته، یعنی در دو سوی گل خمیده است. در کنار این الگو، ماهی های بسیار پهن روبه روی هم قرار دارند که در فاصلۀ بین آنها مستطیل معروف الگوی ماهی درهم شکل بسته که تور نامیده می شود.

اینک با شناسنامه ای مشخص برای فرش بشیر روبه رو هستیم. باید یادآور شد که این الگو ممکن است اندکی تغییر یابد، ولی اساس آن دگرگون نمی شود.

 قطعه ای از ماهی درهم بشیر

در تصویر زیر قطعه ای از بافته های ترکمنان قزلباش را می بینیم که نشانی نسبتاً ساده را در متن تکرار کرده و حاشیه هم نوعی هراتی است.

ترکمن ها نمونه های کهن تری از هراتی هم بافته اند که قالیچۀ بالا
نمونه ای از آن است.
فرش قزلباش

گذشته از نشانه های بشیر و قزلباش که در واقع نشانه هایی غیرقومی و شاید فقط تجارتی و بهتر بگوییم، تولیدی اند، داوری بیش از این در خصوص نشانه های ترکمن از آن رو دشوار است که نویسنده هیچ گونه مطالعه ای در زمینۀ قوم شناسی یا مردم شناسی ترکمنان انجام نداده و اگر در این زمینه تحقیقی صورت گرفته است، چندان اطلاعی ندارد تا آن را ابزار بررسی بیشتر و سنجش و مقایسه کند. در این حد، جز آنچه نشان ساسانی، چلیپا، تاوخ ایزی، مرغک و نظایر آن خوانده می شود،۹ هیچ نشانۀ یقیناً کهنی در دست نیست که حاکی از علاقه یا ارادۀ قومی به انتخاب یک نشانه باشد و در نتیجه از مراحل شکل گیری این نشانه ها اثری وجود ندارد یا از آن بی خبریم. البته تاریخ برخی از ایل های ترکمن روشن تر است و یادگارهایی از دورۀ سلجوقی و بعد از آن دارند، اما در این گونه آگاهی ها جای پایی از نشانۀ قومی به این شکل نیست، بلکه نشانه ها بیشتر توتمی و در نتیجه مشتمل بر نقش جانوران اند و مربوط به مراحل ابتدایی شکل گیری اقوام و ایل  یا برخاسته از باورهای کهن تاریخی  و حتی پیش از تاریخ آنهایند.

نشانه هایی که در این مقاله از آنها صحبت شد، همه متعلق به دورۀ پس از اسلام است و حداکثر ریشه در دورۀ ساسانی دارند. به علاوه، گرایش این نقش ها به دایره یا قوس در هشت گوشه های گوناگون نشان از اثر شدید نقش پردازی فرش ایران در دوره های تیموری و صفوی دارد. پیش از دورۀ تیموری، همۀ نقش های ایران هندسی (زاویه دار) بودند.۱۰

بر اساس نشانه هایی که دیدیم و آنچه در آغاز بحث دربارۀ نشانۀ دوم ترکمنی (ارجوک جنگل گول) گفتیم، مهم ترین ویژگی های نشانه های ترکمنی را به شکل زیر خلاصه می کنیم:

١. نشانۀ ترکمن هشت ضلعی است یا الگوی هشت ضلعی دارد. ممکن است این الگو چین و شکن داشته باشد.
٢. نشانۀ ترکمن تودرتو است.
٣. این نشانه چهارقسمتی است. گاه این چهار قسمت مشخص اند و با مرز یا رنگ مشخص می شوند و گاهی هم این فقط از راه تقارن نقش شناخته می شوند.
٤. نشانه کمتر ساده و بیشتر با نقش های ریزی مانند پای مرغ (تاوخ ایزی) و پای موش (سیچان ایزی) آراسته شده است.

اینک با توجه به یکی از نشانه های بازماندۀ سیستانی -و در واقع سکائی- می توان به نتایج تاریخی بیشتری رسید. تنها تیرۀ مددخانی  در سیستان، که بسیار معروف اند، نقش مشخصی بر قالی دارند که گل مددخانی خوانده می شود.۱۱

 گل مددخانی

گل مددخانی همۀ ویژگی های نشانه های ایل های اصلی ترکمن را دارد و  با توجه به این که سیستانیان اصالتاً سکائی اند و از آسیای مرکزی آمده اند، ارتباط گل مددخانی با نشانه های اصلی ترکمن روشن تر می شود.
البته برای رسیدن به نتیجه ای روشن تر باید نشانه های دیگر قومی را هم بررسی کرد.


۱علی حصوری، ”سنت های قالی بافی در ایران،“ در جشن نامۀ استاد سیروس پرهام، (تهران: علمی فرهنگی، در دست انتشار).
۲گل فیل پا (جای پای فیل) در قالی کرمان هم دیده می شود.
۳ایز به معنی ”جای پا“ واژه ای ایرانی و فارسی است و در ضرب المثل ”ایز به گربه گم کردن“ مانده است.
۴اکنون روشن شده است که این نقش ها نوشته هایی رازآمیز و به اصطلاح زبان پهلوی ”رازدبیره“ هستند.
۵مرجع اصلی نشانه های ترکمنی این کتاب است: علی حصوری، نقش های قالی ترکمن و اقوام همسایه (تهران: فرهنگان، ۱۳۷۱). شماره های تصاویر دراین مقاله برابر شماره های نقش ها در آن کتاب است، مگر اینکه شماره ذکر نشده باشد که در این صورت، مرجع آن ذکر یا تصویر قالی به دست داده خواهد شد. هرگاه هیچ منبعی داده نشده باشد، تصویر حاصل یافته های گردآوردۀ نگارنده طی 20 سال کار میدانی است. در خصوص نقش های افغانان از مهاجران افغانی کسب اطلاع شده است.
۶ایل قرائی در استان کرمان زندگی می کند و نشان قومی آن چلیپایی بزرگ است که آن را به رنگ سفید روی چادرهاشان می بافتند.
۷این تصویر بعد از تألیف کتاب و در سال های اخیر به دست من رسیده است.
۸این نام را دانشمندی روس با نام م. مشکوا ضبط کرده است و آن را در نقش های قالی ترکمن آورده ام. اساس نقش یا نقشۀ هراتی و روایت دیگر آن، ماهی درهم، دو برگ و یک گل برگرفته از دو ماهی وچهرۀ میترا، است. بنگرید به علی حصوری، مبانی طراحی سنتی در ایران (تهران: چشمه، ۱۳۸۱)، فصل هراتی.
۹نشانه های دیگری از دورۀ ساسانی در فرش ترکمن دیده می شود که از آن جمله است پارسی گول که نقشی خلاصه از تاج شاهان ساسانی است. بنگرید به حصوری، نقش های قالی ترکمن، نقش های ۵۱۱-۵۱۵.
۱۰بنگرید به علی حصوری، فرش بر مینیاتور (تهران: فرهنگان، ۱۳۷۶).
۱۱علی حصوری، فرش سیستان (تهران: فرهنگان، ۱۳۷۱)، ۸۱.

2 پاسخ

دیدگاه ها غیر فعال است.