نوروز و نگاهی به سفرۀ هفت سین

|

مراسم نوروز
جشن نوروز که در آغاز بهار بر پا می شود، بر اساس علم ستاره شناسی، زمانی است که خورشید در حالت اعتدال بهاری و طول شب و روز یکی است. بررسی منابع نشان می دهد که این رسم ریشه ای بسیار کهن دارد و به قبل از تاریخ می رسد، احتمالاً به زمانی که بشر قوای طبیعت را ستایش می کرد. در بیشتر روایات، پیدایی نوروز به جمشید، پادشاه اساطیری ایران زمین، نسبت داده شده است.۱ حکیم ابوالقاسم فردوسی نیز چنین روایت می کند که برای جمشید تختی گوهرنشان ساختند و چون تخت آماده شد و شاه بر آن نشست، آن روز را ”نو روز“ خواندند.

به فر کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه بدو گوهر اندر شناخت
که چون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون برافراشتی
چو خورشید تابان میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
به جمشید بر گوهر افشاندند
مرآن روز را روز نو خواندند

سر سال نو هرمز فرودین
برآسوده از رنج تن، دل ز کین
به نو روزِ نو شاه گیتی فروز
برآن تخت بنشست فیروز روز
بزرگان به شادی بیاراستند
می و رود و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار

بعدها داستان جم با داستان های سامی درآمیخت. بیرونی روایتی نقل می کند که چون سلیمان انگشترش را گم کرد و قدرت پادشاهی را از دست داد، بعد از چهل روز آن را یافت و فروغش بدو بازگشت و پادشاهان نزد او آمدند و مرغان به احترام گرد او آمدند و ایرانیان گفتند روز نو آمد و بدین ترتیب آن روز ”نوروز“ نام گرفت. همچنین، بیرونی می گوید که آفرینش گیتی در روز اول نوروز آغاز شد و شش روز ادامه داشت.۲

به هر حال، روایات و داستان های متفاوت و گوناگونی که در منابع برای اصل و منشأ و پیدایی نوروز و مراسم آن ذکر شده به دو گروه تقسیم می شوند: پاره ای اسطوره ای و بعضی بر اساس باورهای اسلامی است. برای مثال، منسوب کردن چهارشنبه سوری به قیام مختار در این گروه قرار دارد. از جمله منابع ارزشمند دربارۀ نوروز می توان به التفهیم و آثارالباقیه ابوریحان بیرونی و نوروزنامه منسوب به حکیم عمر خیام اشاره کرد. از مرور منابع متعدد چنین نتیجه می شود که این سنت باستانی ریشه در باورهای اقوام آریایی داشته و در سراسر ایران بزرگ برگزار می شده است، همان گونه که هنوز هم مراسم نوروز در کشورهای جداشده از ایران بزرگ، مانند قرقیزستان، آذربایجان، تاجیکستان، ترکمنستان، بلخ و مزار شریف افغانستان و در بعضی از خانواده های پاکستانی برگزار می شود.

تصویر برگرفته از Maryam Khosrowshahi, Sofreh: The Art of Persian Celebration (Woodbridge: ACC Publishing Group, 2017).

تصویر برگرفته از
Maryam Khosrowshahi, Sofreh: The Art of Persian Celebration
(Woodbridge: ACC Publishing Group, 2017).

 

در ایران، قبل از فرارسیدن نوروز مردم درون و بیرون خانه و همۀ وسایل منزل خود را کامل تمیز می کنند و به این کار ”خانه تکانی“ می گویند. در هند و حتی بعضی از کشورهای اروپایی نیز هنوز آثاری از این سنت آریایی باقی مانده است. برای مثال، مردم انگلیس هم در آغاز بهار خانه تکانی می کنند و به آن spring cleaning، به معنی نظافت بهاره، می گویند.۳ یکی دیگر از آمادگی ها برای سال نو فراهم کردن وسایل هفت سین و رویاندن سبزه است. برای سبز کردن سبزۀ هفت سین از دانه هایی مانند گندم، ماش، عدس و شبیه اینها استفاده می کنند. بعضی نیز برای زیبایی بیشتر روی کوزه های سفالی کوچک و نو، با مهارت و دقت خاصی، ارزن یا گشنیز می رویانند. کمی قبل از تحویل سال نو، همۀ افراد خانواده لباس نو می پوشند و دور سفرۀ هفت سین می نشینند. شمع های سفرۀ هفت سین را به تعداد افراد خانواده روشن می کنند و این دعا را می خوانند که مخصوص تحویل سال نو است: یا مُقِّلَبَ القُلوُب وَالاَبصار، یا مُدَبِراللَیلِ وَالنَّهار، یا مُحَوِّلَ الحَولِ وَالاَحوال، حَوِّل حالَنا اِلی اَحسَنِ الحال. که معنی آن چنین است: ای گردانندۀ دل ها و دیدگان، ای پدیدآورندۀ روزها و شب ها، ای تغییردهندۀ سال ها و حالات بندگان، تغییر ده حال ما را به بهترین حال ها.

اعتقاد بر این است که خواندن دعای تحویل سال نو منشأ تندرستی، خیر و برکت و شادکامی در سراسر سال جدید خواهد بود. عده ای بر این باورند که هر کس در آغاز سال نو در هر حالت و وضعیتی باشد تا آخر سال همان طور خواهد بود. بنابراین، خانواده ها سعی می کنند که در آغاز سال نو شاد باشند و کدورت ها و دشمنی ها را از دل پاک و قهرها را به آشتی بدل کنند و بدی ها را همراه با سال کهنه از خانۀ دل بیرون بریزند. اگر در خانواده شخصی بیمار و بستری باشد، وی را از بستر بلند می کنند، لباس نو می پوشانند و مثل سایر افراد کنار سفرۀ هفت سین می نشانند. بنا بر اعتقادات قدیمی، همۀ افراد فامیل و آشنایان و دوستان باید کدورت ها و سوء تفاهم ها را کنار بگذارند و بعد از تحویل سال نو به دیدن هم بروند که به منزلۀ خانه تکانی معنوی است. کوچک ترها به دیدن بزرگ ترها می روند. در این دید و بازدیدها بزرگ ترها به کوچک ترها عیدی می دهند. معمولاً بزرگ تر خانواده برای عیدی از قبل اسکناس نو تهیه می کند و پیش از تحویل سال، برای تبرک، آنها را لای قرآن می گذارد. کسانی که عیدی می گیرند، آن را تا آخر سال خرج نمی کنند، چون اعتقاد دارند نگهداری این پول تا آخر سال باعث برکت مالشان می شود.

نوروز و سفرۀ هفت سین
در ایران، سفره انداختن و بر روی آن طعام ها و چیزهای ویژه قرار دادن ریشه در دوران کهن دارد. گستردن سفرۀ عقد، سفرۀ هفت سین و سفره های نذری با نام ائمه نمونه هایی از این دست است. البته به مرور زمان محتوای این سفره ها دستخوش تغییراتی شده است. سفرۀ مخصوص عید نوروز هفت سین نام دارد و بیشتر خانواده های ایرانی اعتقاد به گستردن آن دارند. در ایام قدیم، معمولاً سفرۀ هفت سین را روی زمین می انداختند و امروزه بعضی آن را روی میز می-اندازند. جنس این سفره بستگی به سلیقه و همچنین طبقۀ اجتماعی و منطقۀ جغرافیایی آن خانواده دارد. این سفره در ایام قدیم تر معمولاً از جنس مخمل یا ترمه و امثال آن بود، ولی امروزه بعضی آن را از حالت سنتی درآورده و مطابق با مد روز آن را با پارچۀ تور و نظایر آن تزیین می کنند. قران کریم، آینه، شمع به تعداد افراد خانواده، نقل و شیرینی، سکه، ماهی قرمز درون ظرف آب و تخم مرغ رنگ کرده از لوازم اصلی سفرۀ هفت سین است. علاوه بر آن، رسم بر این است که هفت چیز را که با حرف ”سین“ شروع می شوند بر سر سفره می گذارند. اینها به شکل متداول عبارت اند از سنجد، سیر، سماق، سرکه، سیب، سبزه، سمنو و سکه.

در قسمت های گوناگون ایران سفرۀ هفت سین را با اندکی تفاوت می گسترانند. در بعضی از مناطق، به سفرۀ هفت سین ”هفت چین“ می گویند. در بعضی نقاط به این سفره ”هفت شین“ گفته می شود و چیزهایی را که با حرف ”شین“ شروع شده باشند، مانند شیر، در آن قرار می دهند. در پاره ای مناطق، خوراکی ها و شیرینی های محلی نیز به این سفره اضافه می شود. به هر حال، رسم چیدن سفرۀ هفت سین نیز مانند خود آیین نوروز بسیار کهن است و در گذر زمان، مانند بسیاری از رسم ها، محتویات آن دستخوش دگرگونی و تحول هایی شده است. با این همه، به راستی فلسفۀ وجودی هفت سین بر سر سفرۀ نوروزی چیست؟

باورهای مردم جهان باستان
مردم باستان اعتقاد به خدایان گوناگون داشتند و بنا بر باورهایی که نسبت به مجموعۀ خدایان خود داشتند، مراسم و آیین هایی بر پا می کردند که از جملۀ آنها جشن هایشان بود. در سرزمین کهن ایران نیز وضع به همین گونه بود تا اینکه با آمدن آیین زرتشت، مردم با یکتاپرستی آشنا شدند و بسیاری از این آیین ها از یاد رفتند.

اَمشاسپَندان
در بخشی از اوستای متقدم،۴ که آن را سخنان خود زرتشت می دانند و ”گات ها“ نام دارد، زرتشت مردم را به یکتاپرستی دعوت می کند. او مجموعه خدایانی را که مردم می پرستیدند باطل اعلام کرد و برای خدای یگانه، نام اهورا مزدا، به معنی ”سرور خردمند“ را برگزید. زرتشت از میان ایزدان بسیاری که مردم به آنها اعتقاد داشتند شش فرشته را انتخاب و آنها را دستیار اهورا مزدا در امور دنیایی و مینوی معرفی کرد.۵ این شش فرشته عبارت اند از بهمن، اردیبهشت، شهریور، اسفند، خرداد و اَمرداد.۶ به مجموعۀ شش دستیار و خود اهورا مزدا که در سر آنها قرار دارد ”هفت اَمشاسپَند“ به معنی ”هفت مقدس جاوید“ گفته می شود.

واژۀ اَمشاسپند در پهلوی به صورت اَمَهراَسپَند amahraspand) ۷)  و در اوستا به صورت ”اَمِشَ سپِنتَ“ “۸ (a-mvSa-spvnta-) آمده است. این واژه از دو جزء تشکیل شده است. جزء اول یعنی ”اَمِشَ“ صفت و به معنی ”بی مرگ، نامیرا، جاوید“ و جزء دوم آن یعنی ”سپِنتَ“ به معنی ”مقدس“ است.۹ در فارسی نو، این واژه به ”سِپَند“ و ”اِسفَند“ تبدیل شده است. هر یک از امشاسپندان دارای دو نقش اند، یعنی یک نقش در عالم مینوی و یک نقش در عالم مادی دارند. اینک به بررسی این شش امشاسپند و نقش مادی و مینوی آنان می پردازم.

بهمن
اولین دستیار اهورامزدا بهمن است. این واژه در اوستا به صورت ”وُهومَنَ“۱۰ (vohumana) و در زبان پهلوی به صورت ”وُهومَن“ vohuman۱۱  و  در فارسی نو به شکل های ”بهمن“ و ”هومن“ آمده است. واژۀ بهمن از دو واژه ”وُهو“ به معنی نیکو و ”مَنَ“ به معنی اندیشه تشکیل شده که با هم به معنی ”اندیشۀ نیک“ است. بنا بر متن پهلوی زادِ سپَرَم،۱۲ بهمن نیکی اندیشه است. بهمن در عالم مینوی مظهر اندیشه و خرد و دانایی خداوند است و انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشد و او را به آفریدگار نزدیک کند. در جهان مادی، همۀ جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند.۱۳ این جانوران بنا بر زادِسپَرَم۱۴ به سه کَرده یا بخش تقسیم می شوند که عبارت اند از ۱. چهارپای بر زمین رونده، ۲. ماهی در آب شنا کننده و ۳. مرغ در هوا پرواز کننده.

اردیبهشت
بر طبق کتاب پهلوی بُندَهِش،۱۵ بعد از بهمن سِدیگر از مینویان اردیبهشت است. واژۀ اردیبهشت در پهلوی به صورت ”اَرتَ وَهیشت“۱۶ (artavahiSt) و در اوستا به صورت ”اَشَ وَهیشتَ“۱۷ (aSa-vahiSta) آمده است. این واژه از دو بخش ”اَشَ“ و ”وَهیشتَ“ تشکیل شده است. اَشَ در اوستا دارای چندین معنی از جمله راستی، درستی، پاکی، تقدس، قانون ایزدی و همچنین نام فرشته ای است. جزء دوم آن ”وَهیشتَ“ صفت عالی و به معنی بهترین است. بهشت فارسی نیز از همین واژه برگرفته شده است.

اردیبهشت در عالم مینوی نمایندۀ راستی و پاکی خداوند است و در جهان مادی نگهبانی همۀ آتش های روی زمین به او سپرده شده است.۱۸ دربارۀ اردیبهشت در بندهش آمده که اردیبهشت را به گیتی آتش خویش است. آن که آتش را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه اردیبهشت از او آسوده یا آزرده بود.۱۹

شهریور
امشاسپندِ بعد از اردیبهشت شهریور است. این واژه در اوستا به صورت ”خِشَترَ وَییر یَه“۲۰ (xSaqra- vairya)  و در پهلوی به صورت ”شَترَوَر“۲۱ (Satravar) آمده است. این واژه از دو بخش ”خِشَترَ“ به معنی ”سلطنت و مملکت“ و ”وَئیریَ“ که صفت و به معنی ”آرزو شده و مطلوب“ است تشکیل شده است. شهریور را می توان به کشور مطلوب یا همان آرمانشهر و نیز به سلطنت مطلوب ترجمه کرد. در اوستا، مقصود از شهریور همان کشور جاودانی اهورا مزدا و سرزمین فناناپذیر و بهشت برین است، یعنی جایی که مقام اهورا و فرشتگان است. انسان باید چنان زندگی کند که پس از مرگ شایستۀ این مملکت باشد. در عالم مینوی، شهریور نمایندۀ سلطنت ایزدی و فر و اقتدار خداوند و در جهان مادی نگهبان فلزات است. شهریور آزرده می شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد.۲۲ در بُندَهِش چنین آمده که شهریور را در گیتی فلز خویش است. او که فلز را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه شهریور از او آسوده یا آزرده بود.۲۳

اسفند
امشاسپند بعدی اسفند است. این واژه در اوستا به صورت ”سپِنتَ آرمَییتی“۲۴ (spvnta–Armaiti) و در پهلوی به شکل ”سپِندَ ر مَت“۲۵ (spendarmat) و در فارسی نو به صورت¬های سپندارمذ، سپندارمد، اسپندارمد و اسفند و سِپَند آمده است. این واژه از دو بخش تشکیل شده که اولی ”سپِنتَ“ به معنی مقدس و بخش دوم ”آرمَئیتی“ در اوستا به معنی بردباری و فروتنی و شایستگی است. به این معنی که سپندارمد در عالم معنوی مظهر محبت و بردباری اهورا مزدا و در جهان مادی فرشته ای است موکل زمین.۲۶ او موکل بر زمین و زنان پرهیزگار است. او باید هماره زمین را خرم، آباد، پاک و بارور نگهدارد. هر که به کشت و کار بپردازد و زمین را آباد کند، او را خشنود می کند.۲۷ بنا بر گزیده های زادسپرم، سپندارمذِ درست اندیش مادر همۀ زایشمندان روی زمین است که سرشت مادری او از آغاز تا واپسین روزهاست.۲۸ بنا بر بندهش، او از آفرینش مادی زمین را به خویش پذیرفت. او را در گیتی زمین خویش است.۲۹

خرداد
ششمین امشاسپند خرداد است. واژۀ خرداد در اوستا به صورتhaurvatAt ۳۰ و در پهلوی به صورت xurdat۳۱ آمده است. خرداد یعنی ”کمال و بی نقصی“ و این فرشته مظهر کمال اهورا مزداست. در عالم مادی، پرستاری آب با خرداد است. بنا بر بندهش، خرداد سرور سال ها و ماه ها و روزهاست، یعنی این که او سَروَر همه است. او را به گیتی آب خویش است. هستی، زایش و پرورش همه موجودات مادی جهان از آب است و زمین را نیز آبادانی از او است. او که آب را رامش بخشد یا بیازارد، آن گاه خرداد از او آسوده یا آزرده بود.۳۲

اَمرداد یا مرداد

آخرین امشاسپند مرداد است. این واژه در اوستا به صورت ”اَمِرِتَتات“۳۳ (amvrvtatAt) و در پهلوی به صورت ”اَمُردَت“۳۴ (amurdat) آمده است. این واژه در فارسی امروز به صورت ”اََمرداد“ و ”مرداد“ تبدیل شده است . حرف ”اَ“ حرف نفی است و این واژه با حرف ”­اَ“ به معنی ”بی ­مرگی“ است. این فرشته مظهر جاودانگی اهورامزداست. در عالم مادی، نگهبانی گیاه با اَمُرداد است. بنا بر بندهش، امردادِ بی­ مرگ سَرورِ گیاهانِ بی­شمار است، زیرا او را به گیتی گیاه خویش است. گیاهان را رویانَد و رمه گوسفندان را افزاید، زیرا همۀ آفریدگان از او خورند و زیست کنند. به فِرَشکَرد (روز رستاخیز) نیز اَنوش (داروی بی­مرگی) را از امرداد آرایند. کسی که گیاه را رامش بخشد یا بیازارد، آن­گاه امرداد از او آسوده یا آزرده بود.۳۵ در متون اوستایی و پهلوی، نام خرداد و امرداد در کنار هم می ­آید.۳۶از قدیم نگهبانی آب وظیفۀ خرداد و نگهبانی گیاه وظیفۀ امرداد دانسته می­ شد، چون در گات­ها به آن اشاره شده است.۳۷

سفرۀ هفت­ سین و تحولات آن در طول تاریخ

چنان که پیش­تر ذکر شد، بررسی متون کهن تاریخی و اساطیر ایرانی نشان می ­دهد که نوروز و رسم­ های آن، از جمله چیدن هفت­ سین، ریشه در زمان­ های بسیار دور دارد. چیدن سفرۀ هفت­ سین در آن زمان­ ها فقط برای تزیین و زیبایی نبوده، بلکه فلسفۀ چیدن آن جنبۀ تقدس و آیینی داشته است. در تهاجم به سرزمین­ ها دیگر، معمولاً یکی از اهداف قوم فاتح نابودی و ریشه­کن کردن فرهنگ و تمدن قوم مغلوب و جانشین کردن فرهنگ و تمدن خود است. قوم مهاجم مشخصاً سعی می­ کند زبان و آداب و رسوم و جهان­ بینی خود را تحمیل کند. مردم سرزمین اشغال شده برای حفظ فرهنگ و تمدن خود از راهکارهای گوناگونی استفاده می­ کنند. برای مثال، ممکن است در ظاهر خود را مطیع وضعیت جدید نشان دهند، ولی در باطن به اعتقادات فرهنگ خود پایبند بمانند و مخفیانه آداب و رسوم خود را اجرا کنند. راهکار دیگر این است که مردم فقط رنگ و لعابی ظاهری از فرهنگ قوم غالب به آداب و رسوم کهن خود می­ زنند و خود را هم ­سو با فرهنگ جدید نشان می ­دهند تا به این وسیله آداب و رسوم خود را زنده نگه دارند. اگر این تهاجم ­ها تکرار شود، رفته­ رفته اصل فرهنگ و تمدن آن قوم دستخوش تحولات گوناگونی می ­شود و این گسست­ های تاریخی هر قومی را از اصل فرهنگ و تمدن خویش دور و بی­ خبر می ­سازد.

سر زمین ایران نیز طی تاریخ خود در گیر چنین تهاجم­ هایی از جمله حملۀ اسکندر، اعراب، مغول و امثال آن بوده است. گرچه در حقیقت آنچه ما با نام سفرۀ هفت­ سین در نوروز تدارک می ­بینیم یادگاری به جا مانده از دوران کهن است، اما بر اثر گذر از صافی تهاجم ­ها و رویدادهای متعدد تاریخی و فراز و نشیب ­های حاصل از آنها دستخوش تحولات گوناگونی شده است. پس سفره هفت سین در اصل چه بوده است؟

مردم دوران باستان با چیدن سفرۀ هفت­ سین نوعی مراسم آیینی برای هفت امشاسپند اجرا می­ کردند و آنچه روی سفره هفت سین قرار می ­دادند در حقیقت هر یک نماد یکی از این هفت سِپَند بوده است. شاید طی تاخت و تازهای بیگانگانی که سعی در نابودی فرهنگ این سرزمین داشتند، مردم برای حفظ این آیین باستانی خود ترجیح داده­اند به جای استفاده از واژه­های ”هفت سپند،“ با حرف آغازینِ واژۀ ”سپند“ که حرف الفبایی ”سین“ است، نام رمزگونه و اختصاری ”هفت سین“ را جانشین کنند و در نتیجه، آنچه در حال حاضر روی سفرۀ هفت­ سین چیده می ­شود چیزهایی است که پس از هر تهاجم، بنا بر اقتضای شرایط فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و جغرافیایی در طول تاریخ، به این سفره اضافه شده و جای آنچه حذف شده است خالی مانده است.

نماد امشاسپندان بر سفرۀ هفت ­سین

گفتیم که خدای یکتا، اهورا مزدا، دارای شش دستیار بوده و خود قادر مطلق و در سر آنها جای داشته است. به این مجموعه هفت امشاسپند یا ”هفت مقدس جاوید“ می­ گفتند. در زیر به مشخص کردن نماد هر امشاسپند بر سفرۀ هفت ­سین می­ پردازیم.

در قرآن کریم آمده است که اَللهُ نُورُالسَّمواتِ وَ الاَرض، یعنی خداوند نور زمین و آسمان­ هاست.­۳۸ بنا بر اعتقادات مردم این سرزمین در دوران باستان نیز خدای یکتا، اهورا مزدا، از جنس نور و قلمرو او روشنایی است. او فناناپذیر و جاودانی بوده و از کسی تولد نیافته است.۳۹ مورخان باستان گزارش کرده ­اند که ایرانیان برای خدای یکتای خود تندیس درست نمی ­کردند و به سبب مینوی بودن خدای یکتا، برای او بر سر سفرۀ هفت­ سین نماد مادی و فیزیکی نمی ­گذاردند.۴۰اهورا مزدا مطلقاً نور و روشنایی است. در زمان­ های قدیم، مردم بر سر سفره­ های هفت­سین خود در اولین شب سال نو چراغ ­هایی می­ گذاشتند که بر حسب اقتضای آن زمان پیه ­سوز و بعد نفت­ سوز بودند و تا صبح آن چراغ ­ها را روشن نگه می­ داشتند و هنوز هم با آمدن برق و کنار رفتن آن چراغ­ ها، در بعضی از نقاط ایران و از جمله مناطقی از استان مرکزی هنوز این رسم پا بر جاست.۴۱

نماد بهمن

بهمن موکل بر جانوران سودمند یعنی چهارپای بر زمین رونده، ماهی در آب شنا کننده ومرغ در هوا پرواز کننده است.۴۲ بنابراین، ماهی نماد همۀ آبزیان و تخم ­مرغ نماد همۀ پرندگان است. علاوه براین، در پاره ­ای از نقاط ایران بر سر سفرۀ هفت­ سین شیر گاو یا گوسفند نیز می­ گذارند که نماد چهارپای بر زمین رونده است. در حال حاضر، در بعضی از مناطق ایران این نماد ایزد بهمن از سفرۀ هفت­ سین حذف شده است.۴۳

نماد اردیبهشت

اردیبهشت را به گیتی آتش خویش است. آتش چراغ یا شعلۀ شمع بر سر سفرۀ هفت­ سین نماد این ایزد است.

نماد شهریور

سکه بر سر سفرۀ هفت­ سین نماد ایزد شهریور است، چون او در جهان مادی موکل بر فلز است.

نماد اسفند

تغییراتی که وسایل جدید در زندگی مردم پیش آورده باعث شده که در حال حاضر نماد ایزدبانو اسفند از سفره­ های هفت­ سین در پاره­ ای از مناطق ایران حذف شود. در چندین دهه پیش، مردم برای گذاشتن شمع بر سر سفرۀ هفت­ سین، نه از شمعدان، بلکه از سینی یا دیس استفاده می­ کردند. به این ترتیب که از محل تمیزی خاک بِکر می­ آوردند و آن را با آب تمیز مخلوط کرده و از آن گِل نسبتاً سفتی درست می ­کردند و می گذاشتند تا خودش را بگیرد. بعد شمع­ های هفت­ سین را به اصطلاح در آن ظرف می­ کاشتند و صبر می­ کردند تا گِل کاملاً خشک شود. این خاک نماد ایزدبانو اسفند بود. هنوز در بعضی از نقاط ایران، مخصوصاً در جوامع کوچک­تر، این رسم حفظ شده است.

نماد خرداد و امرداد

نماد خرداد بر سر سفرۀ هفت­ سین آب است، چون او در جهان مادی موکل بر همۀ آب ­های جهان است. سبزۀ هفت­ سین و هر نوع گل و گیاهی که بر سر سفرۀ هفت­ سین گذاشته می ­شود، نماد ایزد مرداد است، زیرا او در جهان مادی موکل بر همۀ رستنی ­ها و گیاهان است. با مراجعه به متون کهن به زبان­ های اوستایی و پهلوی و آنچه در پیش تشریح شد، می­ توان چنین نتیجه گرفت کرد که گذاشتن سیر و سرکه و سنجد و سماق و سمنو و امثال آنها بر سفرۀ هفت ­سین امروزی رسمی نو است و در حقیقت، تغییری است که در طول زمان و بنا بر شرایطی که در پیش گفته شد در سفرۀ هفت­ سین اتفاق افتاده است. سبب این تحول تدریجی نیز بی ­اطلاعی و گسست عامۀ مردم از تاریخ و فرهنگ باستانی راستین و اصیل خود بر اثر فراز و نشیب­ های تاریخی و تاخت و تازها و جبر زمانه بوده است.

پیام معنوی، انسانی و اخلاقی نهفته در فلسفۀ هفت­ سین پیامی جهانی برای همۀ نسل­ های بشر در همۀ دوران­ ها و در همۀ مکان­ هاست و نوروز فرصتی برای از نو اندیشیدن به این امر فراهم می ­کند که فقط در پرتو نور و روشنایی، یعنی خرد ناب ازلی و ابدی پروردگار یکتا، و با حاکم ساختن اندیشۀ نیک (بهمن) و راستی ( اردیبهشت) است که می­ توان در زندگی این جهانی به آرمانشهر (شهریور) دست یافت، شایستۀ گام نهادن به بهشت خداوندی در آن جهان شد و با صبر و بردباری (اسفند) به کمال (خرداد) و جاودانگی (امرداد) رسید.

در کنار این، اما، هفت­ سین پیام دیگری نیز برای بشر دارد و آن اینکه انسان می­ باید از کل کرۀ زمین و هر چه بر روی آن از قبیل آب و گیاه و جاندار و فلز و سوخت ­هاست به خوبی پاسداری و از آنها به درستی بهره­برداری کند. به هر حال آمدن، بهار و نوروز و جشن و سرور مرتبط با آن رویدادی فرخنده است و به ما یادآوری می­ کند که همانند طبیعت، که شبانه ­روزش مساوی می­ شود و خورشید که در اعتدال بهاری است، ما نیز در اعتدال زندگی کنیم. حال که زمستان و روزهای سرد و طاقت ­فرسایش سپری شده است، ما نیز که بخشی از این طبیعت خدادادی هستیم، زمستان افکارمان را به فراموشی بسپاریم. روح و اندیشه و نگرشمان را نسبت به همه­ کس و همه­ چیز نو کنیم. در درونمان هم­ پای طبیعت شکوفه­ های دوستی، آرامش و امید برآوریم و این آغاز را در روح و جسممان جشن بگیریم و همراه دعای تحویل سال، بر سر سفرۀ هفت­ سین، برای صلح پایدار و آرامش در سراسر جهان و دوستی و همدلی و همزیستی مسالمت­ آمیز همۀ مردم جهان دعا کنیم.


۱ عمر خیام نیشابوری، نوروزنامه (تهران: نشر چشمه، ۱۳۸۵)، ۲۵.

۲ محمدبن احمد ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه، ترجمۀ اکبر داناسرشت (تهران: امیرکبیر، ۱۳۸۶).

3 Amir Abbas Aryanpur, The New Unabridged English-Persian Dictionary (Tehran: Amir Kabir, 1984), 5351; A. S. Hornby, Oxford Advanced Learner’s Encyclopedic Dictionary (Oxford: Oxford University Press, 1993), 884; Webster’s New Collegiate Dictionary (Springfield Massachusetts: Merriam Company G. & C., 1976), 1127.

۴ کتاب اوستای موجود را از نظر زبان به دو بخش قدیم و جدید تقسیم کرده ­اند. متن کهن ­تر را اوستای متقدم می ­نامند که گات­ ها یا سروده­ های زرتشت جزو این بخش است. بخش عمدۀ اوستای متأخر شامل یشت­ ها است. یشت به معنی ستایش و نیایش است. در این بخش از کتاب اوستا، به هر یک از ایزدان و فرشتگان یشتی اختصاص داده شده است.

۵ ابراهیم پورداود، یشت­ ها (تهران: طهوری، ۱۳۴۷)، جلد ۱، ۸۵.

۶ پورداود، یشت ­ها، 81-84؛ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، گزارنده مهرداد بهار (تهران: توس، ۱۳۸۵)، ۴۸.

۷ بهرام فره­وشی، فرهنگ پهلوی (چاپ ۲؛ تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۵۲)، ۱۴.

8 Christopher Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch (Berlin: Unveränderte Auflage, 1961), 85.

۹ واژۀ ”سنت“ (saint) در انگلیسی به معنی مقدس است و واژه­ هایی با تلفظ مشابه در سایر زبان­ های اروپایی به همین معنی و هم­ریشه با این واژۀ اوستایی وجود دارد.

10 Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1133.

۱۱ فره­وشی، فرهنگ پهلوی، ۴۴۷.

۱۲ گزیده­ های زادِسپَرَم، ترجمۀ محمدتقی راشد محصل (تهرانک مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی، ۱۳۶۶)، ۶۳.

۱۳ پورداود، یشت­ ها، جلد ۱، ۸۹.

۱۴ گزیده­ های زادِسپَرَم، ۱۳.

۱۵ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۴۹.

۱۶ فره­وشی، فرهنگ پهلوی، ۴۳.

17 Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 229.

۱۸ پورداود، یشت­ ها، جلد ۱، ۹۲.

۱۹ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۱۱۲.

20 Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 276.

۲۱ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۴۱۷.

۲۲ پورداود، یشت ها، جلد ۱، ۹۳.

۲۳ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۱۱۳.

24 Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1621.

۲۵ فره­وشی، فرهنگ پهلوی، ۴۰۴.

۲۶ پورداود، یشت ­ها، جلد ۱، ۹۴.

۲۷ فره­وشی، فرهنگ پهلوی، ۴۰۴.

۲۸ گزیده­های زادسپرم، ۶۸.

۲۹ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۴۹ و ۱۱۴.

30 Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 1791.

۳۱ فره­وشی، فرهنگ پهلوی، ۴۸۸.

۳۲ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۵۱.

33 Bartholomae, Altiranisches Wörterbuch, 143.

۳۴ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۱۷.

۳۵ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۱۱۵.

۳۶ منیژه مشیری، ”خرداد و مرداد در گذر زمان،“ در نامۀ ایران، به کوشش حمید یزدان­ پرست (تهران: اطلاعات، ۱۳۹۱)، جلد ۶، ۲۷۳-۲۸۹.

۳۷ پورداود، یشت­ ها، جلد ۱، ۹۵.

۳۸ قرآن کریم، تفسیر و ترجمۀ مهدی الهی قمشه­ ای (تهران: سازمان چاپ و انتشارات ایران، ۱۳۵۸)، سورۀ نور، آیۀ ۳۵.

۳۹ پورداود، یشت­ ها، جلد ۱، ۳۹.

۴۰ قبلۀ زرتشتیان برای اجرای مراسم دینی هنوز هم در روز نورخورشید و در شب روشنایی چراغ است. امروزه در گفت ­وگوی مردم نیز قسم خوردن به سوی چراغ هنوز متداول و سوگند به نور است که در واقع، نوع دیگری از سوگند یاد کردن به خداوند یکتاست.

۴۱ من هم با ساکنان این مناطق گفت ­وگو داشته و هم خود شاهد برگزاری این آیین بوده ­ام.

۴۲ فرنبغ دادگی، بُندَهِش، ۱۷۹.