صنعت قالی بافی عراق۱

| نمایندۀ آذربایجان دردورۀ دوم مجلس شورای ملی

از جمله محصولات دستی و صنعت قیمتی مال التجارۀ معروف و معتبر قالی بافی عراق است که انواع و اقسام فرش های بزرگ و کوچک به طرح های گوناگون در شهر سلطان آباد و دهات اطراف بافته و ساخته اتصالاً به معرض بیع و شری می گذارند. به طور یقین و صحیح نمی توان معین کرد که از چه تاریخ قالی بافی در شهرهای ایران عموماً و در خطۀ عراق خصوصاً شیوع یافته است. اجمالاً آنکه در سنوات قبل خرید و فروش فرش قالی در عراق مختص تجار ایرانی بود که از سلطان آباد به سایر ولایت داخله و خارجۀ ایران، به اسلامبول و وین و سایر بلاد فرنگ و اخیراً به لندن و پاریس و امریک، نیز می فرستادند که شکوه و جلوۀ قالی و قالیچه های ایران در شعبات ”اکسپوزسیون“ بازارهای عمومی بلاد فرنگ رونق بازار سایر فرش های عثمانی و قفقازیه را شکسته، جلب توجه مشتری های باسلیقه را می نمود. بدین جهات، به تدریج قالی ایرانی قیمت های عالی پیدا کرده، نازکی و لطافت فرشهای فراهان و ساروق در شرق و غرب معروف شد.

و نه تنها قالی تازۀ ایران مرغوب و مطلوب عامۀ ناس گردید، بلکه از زمان دیرین فرش های کهنه، به اصطلاح ”انتیک“ [antique]، از حیث بافت و رنگ و طرح و دوام مقام ممتازی را در نزد صاحبان ذوق دارا شده که تجار فرنگ به قیمت های گزاف قالی های مقبرۀ اجداد سلاطین صفویه را در اردبیل و یا در سر قبور شاه عباس و شاه صفی، که در جنب آستانۀ حضرت قم مفروش است، می خریدند. ولی زمامداران امور دولت و ملت بدین معامله راضی نشدند. با وجود آنکه کارخانجات فرنگ و استادان حرفه و صنایع عثمانی در ازمیر و سایر جاها مدت ها جد و جهد کردند، نظیر قالی های ایران را نتوانستند ببافند یا از جای دیگر به دست بیاورند. بدین جهت، شعبۀ تجارت قالی ایران در داخله و خارجه روزبه روز بر رونق و شکوه می افزود و بدیهی است که سالی کرورها از نتایج این صنعت و حرفت عاید حال دولت و ملت ایران میشد. ولی متأسفانه از چند سال قبل رنگ قلابی جوهر را عمداً یا جهلاً تجار داخله یا خارجه داخل رنگ های ثابت لایتغیر طبیعی ایران کرده که این لون غیرمربوط به کلی رونق بازار این متاع مرغوب را شکسته و شکست بزرگی وارد آورده که تجار ایرانی هنوز استعمال آن رنگ بَدرنگ را ترک نکرده، اصراری دارند و اگرچه از دوازده سال قبل، یعنی از وقتی که مسیو نوز بلژیکی [Joseph Naus] اصلاحاتی در امور گمرک ایران قرار می داد، در موقوف شدن رنگ جوهر مقاومت سخت کرده و احکام سخت به ادارات گمرک صادر شد، ولی افسوس که این مرض مسری ترک نشده، هنوز سرایت دارد و بعد از آن، اولیای دولت علیّه جلسات عدیده در این سنوات اخیره با حضور تجار محترم تشکیل [داده] و مضرات علمی و عملی این رنگ بدل را معلوم فرموده و قدغن اکید کردهاند، چاره نشده است.۲

heinz-hegenbart.de فرانتس تئودور اشتراوس در سلطا نآباد. برگرفته از

خلاصه، اگرچه در سایر بلاد ایران از قدیم و جدید در کرمان و کردستان و خراسان و آذربایجان و کاشان و یزد و غیره فرش های خیلی اعلا می بافند که وقتی قالی کرمان ذرعی به بیست تومان رسید و قالیچه های ابریشم کرمان از دویست تومان در قیمت تجاوز کرد، باز بالنسبتاً در میان همۀ فرش های ایران قالی فراهان و قالیچۀ ساروق [فراهان] رجحان دیگری دارد و این برتری از جهت لطافت پشم و نزاکت بافت و خوبی ساخت آن است که اغلب فواید این همه قالی های لطیف و زیبا را تجار خارجه می برند و در رقابت و تجارت آنها بر تجار ایرانی سبقت جستهاند. زیرا که بدیهی است سرمایۀ شرکتی مربوط به تجارتخانۀ معظمی البته غلبه دارد. وانگهی، تجار خارجه هیچ وقت فرش ملوّن و منقّش به رنگ جوهر را خریدار نمی شود. ولی تجار ایرانی به ملاحظۀ ارزانی این قسم فرش رونق بازار  تجارت خود و متاع مملکت خود را به دست خود می شکنند و عذرشان این است: عوض این رنگ بدل را ما نداریم که بدل اتخاذ کرده به مصرف این صنعت برسانیم. جواب آنها را در کمیسیون ها و جلسات رسمی اهل خبرل این فن به طریق علمی و صنعتی داده، مجاب کردهاند و چنان که در ”باب سیم“ و ”فصل هفتم“ این اوراق قبلاً ذکر شد، از چند سال قبل چند کمپانی تجارتی فرنگ پی به فواید این مال التجاره برده، اقدامات جدی به عملیات خرید و فروش آن کردهاند که از همه مقدمتر تجارتخانهای که در عراق رشتۀ تجارت معتبری را تشکیل داد، تجارتخانۀ انگلیسی معروف به زیلگر [Ziegler & Company] است که بدواً پا بر میدان تجارت فرش در عراق گذاشته،۳ ادارۀ معتبری بر پا کرده، مدیر و رئیس یا عامل اولی این شعبۀ تجارتخانه در عراق میسو اشتراوس نام آلمانی [1911-1859,Franz Theodor Strauss] بود،۴ که هر قدر ممکن داشت یا قالی حاضری از دهات و اطراف شهر خریده به خارجه، به لندن، می فرستاد یا آنکه موافق سلیقۀ خود دستورالعمل میداد در دهات بافته تحویل تجارتخانۀ او شود، به خارجه حمل میداد و هم به امتداد راه شوسۀ عراق مشغول بود که ذکر آن سابقاً نگارش یافت که تجارتخانۀ این کمپانی در قلعۀ نوساز معتبری است.۵ مسیو اشتراوس مدت بیست و دو سال در سلطان آباد ریاست این تجارتخانه را با نفوذ تمام داشت. راه شوسه را امتداد داد، تجارتخانۀ بزرگی مانند قلعۀ محکمی به خرج زیاد بنا کرد و دو سال و نیم پیش از عراق به فرنگ رفته، آنجا مرد. قبل از فوتش، رئیس کمپانی مرکزی لندن به عراق آمده، تفتیشات لازمه را نموده، مراجعت کرد و پس از آن، اشتراوس منفصل شد و به طرف لندن رفت. در آنجا فوت کرد. بعد از آن، چندی مسیو بایر به سمت ریاست این تجارتخانه به عراق آمد و از طرف سفارت انگلیس او را ویس قونسول [Vice  Consul] آن دولت در عراق معرفی کردند. قبل از انقلاب عمومی و جنگ فرنگ موقتاً او را به ریاست مرکزی طهران منسوب نموده و مستر ودسن، که اجزای تجارتی بود، به همان سمت موقتاً در عراق مأمور و معیّن شد و مستر هوسن هم اجرات [. . . ].۶

شرکت قالی شرق، معروف به ازمیر (Oriental Carpet Manufacturers Ltd)

دویم تجارتخانۀ معتبری که بساط معاملۀ خرید قالی را در عراق بر پا کرد کمپانی معروف به ازمیر یا شرق [Oriental Carpet Manufacturers Ltd] به شراکت انگلیسها و عثمانیها به یک سرمایۀ خیلی عمده در سال [1907/1908م]۷ در عراق ایجاد شد. عامل اولی این تجارتخانه مسیو ترابیان نام مسیحی بود که چند سالی مدیر بود. بعد از آنکه او به طهران رفت، مسیو رکین تبعۀ عثمانی، که اصلاً از اهل ازمیر است، رئیس این اداره است که سمت رسمیت ندارد. عمدۀ تجارت اینها به اسلامبول و امریک است. دستگاه تجارت این کمپانی هنوزخیلی معتبر و موجود است.

حیاط منزل اسمیت در سلطان آباد، سال ۱۸۹۵ (؟)، آرشیو سی آر اسمیت، موزۀ ویکتوریا و آلبرت
C.R. Smith Archive, No. E.160-2012, Victoria and Albert Museum

تجارتخانۀ دیگر به اسم کمپانی آلمانی [Persische Teppichgesellschaft-AG] از تاریخ دو سال و نیم قبل به مدیری مسیو گل تبعۀ انگلیس در سلطان آباد ایجاد شد.۸ ولی بعد از چندی جنگ بین الملل شروع شد و رئیس استعفا داده، به فرنگ رفت و مسیو رونر دفتردار، که تبعۀ سویس است، به سمت عامل تجارتخانه و آژان قونسولی برقرار شد. پس از آن، در چند سال قبل تجارتخانۀ امریکی موسوم [به . . .]۹ مدیری تریاکیان در سلطان آباد بساط دادوستد فرش را جدیداً گسترد. تجارتخانۀ معتبری است و مدیر آن از طرف سفارت آمریک سمت نمایندگی را دارد و هم در سه سال قبل کمپانی دیگر معروف به کاسطلی و برادران [Nearco Castelli & Brothers] تبعۀ ایطالی در عراق تجارتخانۀ مختصری برای خرید و فروش تأسیس کردهاند که مدیر آن سمت رسمیت ندارد.

به قراری که اهل شهر ذکر میکنند، هیچکدام از این کمپانیها در پول خرج کردن و جلب قلوب عامۀ ناس کردن و تخم عمل پاشیدن مانند کمپانی ازمیر نمی شود که عمدۀ سبب زیادی قیمت فرش و ترقی مظنۀ پشم و خامه و مزد کارگر از آن کمپانی شد. ولی حالا از اول ظهور جنگ بین الملل که راه تجارت بسته، بازار خرید فرش هم خیلی شکسته و قیمت فرش هم تنزل کرده که خریدار ندارد.۱۰

چنان که همه میدانند، در سنوات اخیره سلیقۀ ایرانی و فرنگی در صنعت قالی بافی زیاد شده، نقشها و صورتهای جدید گوناگون در متن فرشها طرحریزی میکنند که این نقش و نگار در زمینه سازی بعضی قالیها و لطافت صنعت و ممتازی حرفت در بند و بست نخ و پشم چنان مقبول و مرغوب می افتد که از دور گویی پردۀ نقاشی مجسم است که اغلب ارباب سلیقه اینگونه قالیچه های قیمتی را به چهارچوبه گرفته، از در و دیوار آویزان می نمایند که جالب نظر صاحبان سلیقه و ذوق میشود. از این قبیل قالیچه های اعلی، که شبیه به شال کشمیر و کرمان دیده شد، در موقع جشن تاجگذاری اعلی حضرت اقدس همایون سلطان احمدشاه خلد اللّه دولته و ملکه بود که در آخر ماه شعبان ۳۲ اهالی طهران از اعلی و ادنی سه شبانهروز شهر را آیین بسته، عید بزرگ گرفته بودند و در بین آرایش در و دیوار و سردَر خانه ها بعضی اغنیاء و شرفا بعض اشیاء ممتاز به معرض جلوه و شکوه گذاشته بودند که در آن میانه چندین فرشهای پُرقیمت دیده میشد که چشم از نظارۀ صنعت آنها سیر نمی شد.

چنان که گفته شد، در عراق، در کرسینشین فراهان، در ساروق و جیریا بهترین قالیچه ها را می بافند که در همه جا معروف است. اتفاقاً روزی در دست دهقان ساروقی یک تخته قالیچۀ ممتازی دیده شد که یک ذرع و یک چارک عرض و دو ذرع طول آن با نخ فرنگی چز قلعۀ اعلایی بود. قیمت سؤال شده، گفت سی تومان تمام شده است. به نظر خیلی گران آمد. علت گرانی تحقیق شد. جواب داد که این قالیچه یک من نخ فرنگی با ریخته و پاشیدهاش برده که سه تومان کمتر نمیدهند و دو من [و] نیم تبریز هم خامۀ رنگین با دَمقیچی مصرف شده که آن هم رنگ کرده یک من چهار تومان و یک تومان هم علیالرسم به استاد کارگر داده شده که دستگاه او را میزان و تیار کرده و غیر از اینها یک نفر زنی یک سال تمام در سر این قالیچه کار کرده که اگر برای آن روزی هشت شاهی مزد، چنان که فرنگیها میدهند، حساب بکنید، سی تومان مجموع اینها شده، زیاده نگفتهام. چون گران بود و شاید راست میگفت پس داده شد. در صورتی که حالا مزد کارگر روزانه از ده شاهی کمتر نیست. پس در این صورت، اگر یک نفر دهاتی خواسته باشد بدین ترتیب خودش قالی ببافد، چون همهچیز گران شده، برای او و زنش فایده نمیدهد. مگر آنکه کارگر دیگری بشود، یعنی مزد و مایه را دیگری بدهد، اوکار بکند.

سلطان آباد از فراز بام، سال ۱۸۹۵ (؟)، آرشیو سی آر اسمیت، موزۀ ویکتوریا و آلبرت
C.R. Smith Archive, No. E.174-2012, Victoria and Albert Museum

در شهر سلطانآباد و دهات اطرافش در اغلب خانه ها در اطاقی یک دستگاه کارگاه قالی بافی را برپا کرده دارند. اگر مصالح فرش از حیث نخ و خامه و خوبی جنس آنها متمایز شد، البته قالی و قالیچه نیز ممتاز می شود و اگر بیمایه و بیچیز باشند، فرشِ بافته نیز پُرقیمت می شود که با وجود این، باز امروز فرش خیلی پست در عراق ذرعی از دو تومان کمتر ممکن نیست به دست بیاید، مگر چه جور فرش بوده باشد. باری، بهترین پشم که خامۀ آن جنس اعلی و صاف و نازک میشود، پشم گوسفندان سمت کرمانشاهان است و بعد مال گلپایگان و بعد از آن پشم گوسفندان مشک آباد فراهان است که نسبت به سایر پشمها اینها در هر منی چند قرانی تفاوت قیمت دارد و پشم برهای را که قیچی میکنند، چون کوتاه است، باید او را با هم حلاجی کنند و به کار بزنند. ولی مال گوسفند، چون بلند است، محتاج حلاجی نیست. فقط پشم گوسفند را می شورند، پاک و صاف و براق می شود. همین که گوسفند راه رفت، خشک میشود. پشم بز به کار نمیخورد. بعد از آنکه پشمها را جمع کردند، به هر اندازه که لازم دارند رنگ می نمایند و بهترین رنگ ها رنگ های ثابت مال خود ایران است که تغییرپذیر نیست. اگرچه اخیراً از آلمان رنگ آنولین [Aniline] و از انگلیس رنگ های دیگر تجارتخانه ها به عراق آوردهاند و اگرچه آن رنگها خوشظاهر و خوشایند و براق است، ولی دوام رنگ روناس اصفهان و بقا و رنگ نیل اصلی هند را ندارند.

و این نکته نیز نگفته نماند که علت ترقی خامه و مزد رویهمرفته بالا رفتن قیمت فرش از همچشمی تجارتخانه ها است که در عراق است که فرش را به قیمت زیاد خریده یا تمام می کنند و به خارجه میفرستند. در سالهای سابق، منتها قیمت بهترین خامۀ رنگ کرده یک من تبریز دو تومان بود. حالا قبل از جنگ عمومی یک من خامۀ رنگ رده به پنج تومان رسیده بود که چهار تومان بیرنگ و یک تومان هم مزد رنگ کردن می شود. بعد از وقوع  جنگ طولانی فرنگ که بازار فرش روبه کسادی گذاشته و تنزل فاحش نمود، باز یک من بیرنگ سه تومان و رنگ کرده چهار تومان است.

زنان قالی باف در سلطان آباد، سال ۱۸۸۰ ، آرشیو سی آر اسمیت، موزۀ ویکتوریا و آلبرت
C.R. Smith Archive, No. E.339:34-2010, Victoria and Albert Museum

در آذربایجان، اطفال کوچک و هکذا در یزد پسران خردسال آنها قالی بافی در تحت نظر استادان دارند، ولی در عراق زنها مطلق کار می کنند و هر زن یا دختر بزرگ لااقل یک سال باید شاگردی کرده تا در تطبیق خانه های نقشه و نمونه که مانند کاموادوزی از روی نقشه است – که هر خانه را به ده قسمت کرده، از آن رو کار می کنند- استاد شوند و همین که استاد شد، میتواند از روی نقشه تارها را شمرده، گُلکاری بکند. ترتیب دادن زمینۀ هر قالی را در سر دستگاه از حیث تارخواه به نخ فرنگی یا ایرانی به هر عرض و طول که فرمایش دادهاند به عهدۀ استاد کارگر است که مزدی گرفته است.

و بعد، در سر دستگاه هر قالی و قالیچۀ بزرگ یا کوچک لااقل دوازده عدد گلولۀ خامۀ رنگین به شکل گرد، که آنها را ”توپک“ گویند، از بالای دستگاه آویزان است و هر نقشه را بهطور تساوی خانه به خانه تقسیم و هر خانۀ مربع را به ده اندازۀ کوچک قسمت کرده، از روی آن شمرده، رنگ گُلها به هر خانۀ رنگین افتاد، از همان خانۀ رنگین ریشه مصرف می کنند و همین که چند تاروپود کار کرد، آنها را شانه میزند. شانۀ دستگاه قالی بافی به شکل پنجه است، ولی از آهن سنگین است. وزن هر یک یک چارک میشود که هر قدر شانه را مکرر و سخت و سفت زنند، تاروپود قالی محکمتر و خوشقماشتر میشود. حالا فرنگی ها قالی را به اصطلاح پُرگوشت سفارش میدهند که نازک نباشد. بدیهی است دوام آن زیادتر هم خواهد شد، ولی برخلاف در سابق قالی هر قدر نازک و لطیف میبود مطبوعتر میگردید. اما حالا ایراد میگیرند که قالی نازک شل است، زود میترکد و بیدوام میشود. خلاصه، فعلاً نخ فرنگی مرغوب شده است. زیرا که رشته و لطیف است و هر تار نخ فرنگی، با وجود آنکه شانزده لا نخ نازک را یک تا ریسیده و به کار رفته، از این تارها در یک گره تا صد و بیست ریشه یا تار را استعمال می کنند. صنعتگران قابل ساروق در یک گروه مسافت تا دویست لا تار یا ریشه هنر به خرج می دهند که آنها را ”رگ“ میگویند. ولی در نخ ایرانی بدین نازکی ممکن نیست. منتهی چهار بتوانند در یک لا با هم بریسند.

نخهای تار و پود قالیها در ازمنۀ قدیم تماماً از پنبۀ کار ایران به عمل می آمد، چنان که در خطوط خیاطی و رختدوزی پنبه یا ابریشم معمول بود که چطور نازک بود، ولی به تدریج آن نخها و کلافها از میان رفته، زیرا که در سابق در کاشان و اصفهان کارخانه های شعربافی و نساجی دیگر فراوان بود که انواع پارچه های نازک از کار درمی آورند. ولی متأسفانه از وقتی که آن کارخانه های عمدۀ نساجی از کار افتاده، آنگونه نخریسی نازک هم ترک شده، محتاج نخ فرنگی شدند. لابد از بمبئی یا فرنگ به قیمت گزاف آورده، به فروش می رسانند، والا پنبۀ خوب قم وکاشان هم همان نخ را می تواند به دست بدهد. چنان که ماشین او را چند سال قبل مرحوم صنیعالدوله به طهران آورد. ولی بعد شرکاء موافقت نکرده، کارخانه بی سرمایه از کار افتاد.

قطر و قواره و عرض و طول قالی های ایران قدیماً، چنان که معلوم است، غیر از قالیچه یکپارچه نبود. کنارۀ میان فرش مربع مستطیل یا طرز دیگر بود. بعد که یکپارچه به اندازۀ هر اطاق و مسکن بود، در آن حال اندازه سفارش می دادند و غیر از سفارش سه ذرع در چهار ذرع یا چهار ذرع و پنج ذرع در سه ذرع و نیم معمول بود. ولی بعدها سلیقۀ آنها طور دیگر اقتضا کرد که تقریباً بدین قرار به دلالها، که واسطه و ضامن زنهای دهاتیان می شدند، اینطور دستورالعمل دادند. مثلاً دو ذرع و ده گره عرض و سه ذرع و پنج گره عرض و چهار ذرع و شش گره طول اندازۀ معمولی آنها بود. و همین طور سالیانه چندین هزار فرش یا سفارش داده یا حاضری خریده به خارجه می فرستادند. غیر از دهات اطراف شهر، در خود سلطانآباد در خانه های فقرا و ضعفا هر یکی دستگاه قالی بافی دارند که تجارتخانه های خارجه به آنها پول و دستورالعمل داده، از آن قرار زنها مشغول قالی بافی هستند و امر معیشت هر خانواده از این ممر و رهگذار می گذرد. ولی از وقتی که جنگ عمومی بین الملل شروع شده و راه ارسال مالالتجاره از روسیه به سایر ممالک فرنگ مسدود گردیده است، لابد تجارتخانه ها تعطیل کرده، این کارخانه های قالی بافی هم خوابیده است و چون کار دیگر ندارند یا نمی دانند یا سرمایه ندارند، در کمال پریشانی زندگی میکنند. اغلب آنها دیده می شد که در نهایت افسردگی دست روی دست گذاشته، مبهوت اند. روزی از دو نفر دلال عراقی سوال شد که تجارتخانه ها در سال چقدر فرش به خارجه می فرستادند، گفتند: حساب در دست نداریم، ولی روی هم روزانه دو هزار تومان معامله می کردند.


۱رضا وکیلی طباطبایی تبریزی، “تاریخ عراق (اراک)،” فرهنگ ایران زمین، شمارۀ ۱۴ ، (۱۳۴۵)  فصل ۷، ۴۳ ۰ – ۴۴۰ . تاریخ عراق به اهتمام دکتر منوچهر ستوده برای چاپ در فرهنگ ایران زمین تهیه شده بود. رضا وکیلی درشرح چگونگی نگارش تاریخ عراق در ”مقدمه یا افادۀ مرام“ نوشت: ”برحسب اتفاق در هذه السنه ۱۳۳۴ [۱۲۹۴ ش/ ۱۹۱۵ م]، راقم حروف وارد عراق [اراک] گردیده در مدت توقف از اوضاع عمومی و خصوصی آنجا تحقیق و تدقیق نموده، زاید ندید که اخیراً نتیجۀ اطلاعات مکتسبۀ خود را به رشتۀ تحریر بیاورد. اینک با اختلال حواس و اختلاف سراسر ایران مبادرت نموده، عنوان این اوراق را تاریخ عراق نام نهاد و امید که درنزد ارباب ذوق و مصرفت مطبوع و مرغوب افتد. و بالله التوفیق.“
۲در دهه های پیش و پس از انقلاب مشروطیت به کاربردن یا نبردن رنگ جوهری به مشکل بغرنجی در برنامه ریزی اقتصادی ایران تبدیل شده بود. در شمارۀ آیندۀ دیار نظریات متفاوت در این باره را در”رنگ فرش و رنگ تجارت“ بررسی خواهم کرد (محمد توکلی طرقی).
۳شرکت زیگلر در سال ۱۸۵۵ در منچستر (Manchester) انگلستان بنیاد گذاشته شد. مدیریت این شرکت سویس یالاصل را جان فیلیپ زیگلر (Johann Philiph Ziegler) بر عهده داشت. این شرکت درآغاز فعالی تهایی تجاری داشت، ولی به علت افزایش تقاضا برای قالی های ایرانی در امریکا و اروپا به تولید قالی روی آورد. در آغاز، امیل آلپیگر (1905 – Emil Alpiger, 1841) مدیریت زیگلر در ایران را برعهده داشت. آلپیگر بین سال های ۱۸۵۹ تا ۱۸۹۶ در ایران فعال بود و قلعۀ معروف اراک و کارگاه های زیگلردر آن منطقه را مدیریت می کرد. در این زمینه به مقالۀ ارزندۀ خانم آنت اتیگ بنگرید:
.103-135 ,(1992) Annette Ittig, “Ziegler’s Sultanabad Carpet Enterprise,” Iranian Studies, 25:1/1
همچنین بنگرید به
.Tsutomu Sakamoto, “Istanbul and the Carpet Trade of Iran in the Nineteenth Century,” Orient, xxix (1993), 57-76
۴فرانتس تئودور اشتراوس  (۱۸۵۹ – ۱۹۱۱) ( در سال ۱۸۸۶ به ایران آمد. اشترواس گیاه شناسی آماتوربود و مدیریت رنگرزی قلعۀ زیگلر در سلطا نآباد را برعهده داشت. پس از بازگشت آلپیگر به اروپا در سال ۱۸۹۶ ، اشترواس مدیریت زیگلر در سلطان آباد را بر عهده گرفت. برای اطلاعات بیشتردربارۀ اشترواس بنگرید به مقالۀ ارزندۀ موسی ایرانشهر، ”یادنامه ای از فرانتس تئودور اشتراوس،“ محیط شناسی ، سال ۱۲ ، شمارۀ ۱ (فروردین ۱۳۶۴)، ۱۳۳ – ۱۴۲. همچنین بنگرید به
”,H. Walter Lack, “Die Pflanzenabbildungen von Franz Theodor Strauss aus dem Iran Annalen des Naturhistorischen Museums in Wien, Serie B für Botanik und Zoologie, 107 (2005), 275-287; H. Frotscher, Die Teppiche und Blumen des Franz Theodor Strauss: über Leben und Werk des nach Persien ausgewanderten Thüringers Franz Theodor Strauss (Hohenleuben,1998); F. K. Meyer, “Fratz Theodor Strauss: Ein Leben im Dienste der Wissenschaft,” Wissenschaftliche Zeitschrift der Friedrich Schiller Universität, 24:4 (1975), 477-497
۵پس از انحلال شرکت زیگلر این قلعه را حاج محمدحسین میثمی وکیل خریداری کرد و اکنون به نام قلعۀ حاج وکیل معرف است. دانشگاه جامع علم ی کاربردی استان مرکزی در بخشی از این بنای تاریخی قرار دارد.
۶متن افتادگی دارد.
۷ذکری از تاریخ در متن نیست.
۸دربارۀ فعالیت های این شرکت که از سال ۱۹۱۱ آغاز شد بنگرید به
.Heinrich Jacoby, Persische Teppich Gesellschaft A.G. 1911-1936 (Berlin: Persische Teppich Gesellschaft, 1936)
برای اطلاعات بیشتر دربارۀ شرکت های قال یبافی در اراک و فراهان بنگرید به
.Eckart Ehlers, “Teppichmanufaktur und Teppichhandel in Arak/Farahan—Iran,” Der Islam, 59:2 (January 1982), 222–253
۹اما در فصل ۷، ”اتباع خارجه که قدیماً و جدیداً در سلطان آباد اقامت داشته و دارند،“ وکیلی نوشت: ”رابعاً تجارتخانۀ امریکایی معروف به اسم مدیر آن تریاکیان است که از سال ۱۳۳۰ هجری قمری درعراق عرض اندام نموده است.“ بنگرید به وکیلی، ”تاریخ عراق (اراک)،“ ۴۰۳ .
۱۰شرکت قالی بافی پارسیان (Persian Carpet Manufacturing Company) یکی دیگر از شرکت های انگلیسی در اراک بود. قالی بافی پارسیان از شرکت های اقماری جی سی پی هُلتز و پسران (J.C.P Hotz & Son) بود و مدیریت آ ن را چارلز آر اسمیت (Charles C. Smith, 1866) برعهده داشت. مجموعه ای از آلبوم عکس های اسمیت از سلطان آباد در موزۀ ویکتوریا و آلبرت (Victoria and Albert Museum) موجودند. برخی از این عکسها را در این نوشته به کار گرفته ایم.