تاريخچۀ فرش و فرش‌بافی در استان مركزی*

| دانشجوی دکتری اقتصاد ؛ کارشناس پژوهش جهاددانشگاهی استان مرکزی

تحولات فرش دستباف استان مركزی

شهر اراک زمانی مركز مبادلات تجاری همۀ فرش‌های منطقه و میدان تحولات توليد اين كالا بود. اين شهر از بدو تأسيس تا دوره­ای طولانی جاذب جمعيت شهرها و روستاهای اطراف بود و به­خصوص به علت بازار مساعد فرش و رونق اقتصادی شهر، عدۀ زيادی از اطراف بدان­جا می آمدند. بعد از جنگ جهانی اول، به سبب ركود اقتصادی تا حدودی مهاجرت‌ها متوقف، ولی در حوالی سال‌های ۱۳۲۰ مجدداً مهاجرپذيری اراك شروع شد. از سال ۱۳۳۰ به بعد، جمعيت اراك خود شروع به مهاجرت كردند.۱ در ادامه به بررسی تحولات فرش دستباف در دو دورۀ قبل از حضور كمپانی­ های خارجی و پس از آن پرداخته شده است.

پیش از حضور كمپانی های خارجی

از سابقۀ قالی بافی قبل از ساخت شهر اراک اطلاعات کافی در دسترس نيست، اما به سبب وجود مراکز فرش­بافی در اطراف اراک مانند كاشان، قم و اصفهان نمی توان متصور شد که قالی بافی در منطقۀ اراک سابقۀ کمتری از آن مناطق داشته باشد. در تاريخ اشاره شده که هنگام عبور شاپور ذوالاكتاف از فراهان، در ساروق فرشی به او هديه داده شده است که مشخصاً نشان­ دهندۀ قالی بافی در آن دوران در منطقه است.۲ مسلم اینکه قالی بافی در گذشته در سرابند و فراهان رواج داشته است، زيرا بوته مال مير سرابند و قالی های دولاخور (مشک‌آباد) و ساروق از جمله قالی های معروف بوده‌اند.۳ قبل از آغاز دورانن طلايی بافت قالی در اراک، بيشتر بافته‌های منطقه به مصرف محلی می رسيد.۴

فرش اراك از اواسط حكومت ناصرالدين­شاه كه بیشتر مطرح شده و فرش‌های منطقه گاه شهرتی جهانی یافته­ اند. ناصرالدين ­شاه در سفرنامۀ خود در سال ۱۲۸۷ق، به هنگام مراجعت از زيارت عتبات عاليات از راه عراق به طرف آشتيان و تهران، می نويسد:

به سلطان ­ عزيمت كرديم . . . ترتيب كوچه و تقسيم آب شهر خيلی منظم است. عمارات حكومتی از شهر خارج است. در شهر خانه‌ها و عمارت‌های عالی بسيار است. تجار آذربايجانی و عده‌ای در اين شهر به تجارت قالی مشغول­ اند. هر ساله قالی زياد از اين­جا به ممالك روس و عثمانی حمل می شود. عراق از مملكت‌های خوب و حاصل خيز است. اهالی آن به كسب و صناعت راغب­ اند و ديروز و امروز نمونه‌های خيلی خوب و ممتاز از قالی عراق ديدم كه مستوجب خيلی تمجيد است.

اين امر نه فقط بر مرغوبيت فرش اراك گواهی می دهد، بلكه مبين آن است كه توليد فرش از زمان‌های پيش­تر در آن منطقه رايج بوده است.

شرايط جغرافيايی و قومی از عواملی بوده ­اند كه اين منطقه را كاملاً برای توليد فرش مساعد کرده ­اند. مسلم است كه به دنبال ايجاد شهر جديد اراك، ابتدا بانيان اين شهر به فراخواندن صاحبان حرف و صنايع از نقاط متفاوت كشور نظير اصفهان، كرمان، كاشان و تبريز پرداخته و درصدد كمك به آنها و ايجاد تسهيلات برای توليدات گوناگون برآمدند. بر اساس برخی شواهد، در تجديد حيات فرش در منطقه، طراحان و بافندگان كرمانی، كاشانی و اصفهانی دخالت مستقيم داشته‌اند و آثار حضور طرح‌های بومی آن مناطق را در فرش‌های اراك می توان پی گرفت.۵

دكتر فوريه در بخشی از سفرنامۀ خود می گويد:

پيش از آنكه اراك به وجود آيد، شهری در فراهان به نام ساروق بوده و شهر ديگر به نام ديزآباد پی در پی وجود داشته كه مردم آنجا در تهيۀ صنعت فرش تخصص داشتند . . . صنعت فرش در شهرستان اراك جنبۀ قدمت داشته و دختر از مادر آن را آموخته تا به عصر حاضر رسيده است. اگر قصۀ بازی های تجار اروپايی را به كناری گذاشته، می توانيم بگوييم اهالی شهرستان اراك از جهت تهيۀ رنگ و رنگ ­آميزی و بافت قالی تا اوايل قرن چهاردهم هجری سرآمد ابنای وطن خود بوده‌اند.۶

ظاهر امر دلالت بر آن دارد كه قالی بافی در همۀ منطقه مركزی ايران قدمت و سابقه داشته است. حضور و رفت ­وآمد مداوم اقوام و ملل گوناگون نظير اعراب، تركان و پيروان مذاهب و اديان مختلف نظير زرتشتيان، ارامنه و يهود در اين منطقه از علل اصلی تنوع و بداعت فرش‌های اين منطقه بوده است. حتی اگر توليد فرش در اراك را به حساب نياوريم، تنوع و تفاوت فرش مناطقی نظير فراهان، محلات، ساروق، ليليان و مشك ­آباد از يكديگر بر حضور سنت كهن فرش‌بافی در بين ساكنين منطقه دلالت دارد.

در موزۀ فرش ايران چندين فرش از اراك و فراهانِ دورۀ سلطنت ناصرالدين ­­شاه و حكومت ظل­السلطان وجود دارد. از آنجا كه اين فرش‌ها از كاخ گلستان به موزۀ فرش منتقل شده ­اند و مشخصات فرش‌ها و نظم بافت و ابعادشان حكايت از آن دارد كه به سفارش دربار يا به منظور هدیه به شاه تهيه شده ­­اند، بنابراین پيش از آن زمان می­بایست صنعت فرش‌بافی در اين منطقه به خوبی پيشرفت کرده باشد.

فرش‌های مانده از آن دوران کلاً با نام ساروق، فراهان يا بافت اراك ناميده می شوند. به احتمال زياد حدود ۱۵۰ سال پيش در فراهان و بخش‌های مرتبط با آن يعنی مشك ­آباد، كزاز، ساروق، محلات، تره­ مزد و انجدان فرش‌هايی بافته می شده كه با نام فراهان يا مشك ­آباد شناخته می شدند و از حیث طرح و رنگ متنوع بوده­ اند. به هر حال، شهرت فرش ساروق احتمالاً در سال‌های بعد، یعنی آغاز نفوذ تجارتخانه‌های خارجی، بالا گرفته است كه قالی بافی منطقۀ اراك را علی ­رغم تنوع سال‌های اوليه، تدريجاً به طرف نوعی نقشه‌های محدود و شناخته ­شده سوق داد.۷

پس از حضور كمپانی های خارجی

موقعيت اداری شهر اراك و قرار گرفتن آن بر سر راه‌های بازرگانی و تجاری كشور شرايط مناسبی برای استقرار تجار و بازرگانان فراهم آورد. برای اولين ­بار در حدود سال‌ ۱۲۵۴ش/۱۸۷۵م و در زمان ناصرالدين­ شاه، بازرگانان تبريزی به صدور فرآورده‌های فرش اراك و نواحي اطراف آن اقدام کردند. مي‌توان دريافت كه ارزش اقتصادی اين امر در آن زمان به چه حدی رسيد كه در حدود سال‌ ۱۲۶۶ش/۱۸۸۳م، شركت انگليسی-سويسی زيگلر (Ziegler) دفتری در اين شهر باز کرد. به گفتۀ سيسيل ادواردز (Cecil Edwards)، اين امر به دنبال آن صورت گرفت كه يكی از كارمندان شركت زيگلر با نام اسكار اشتراوس (Oscar Strauss) پيشنهاد کرد كه به جای تبديل پول‌های به­ دست­ آمده به امپريال طلای روسی، وجوه آن را صرف خريد قالی کند.

در اين زمان بايد به ميزان غفلت و عدم آگاهی دولت مركزی و ناتوانی حكومت وقت در استفاده از امكانات و ثروت‌های ملی اشاره کنیم كه چگونه باعث شد در اندك زمانی اين مؤسسه و مؤسسات ‌بی شمار ديگريی راساً برای تأمين نيازهای خود به توليد فرش و قالی بپردازند. بر همين اساس بود كه اشتراوس طی يكی دو سال محوطۀ وسيعی را در سلطان­آباد به دفتر كار و محل استقرار كارمندان، رنگرزخانه و انبار كالا اختصاص داد. ناصرالدين ­شاه در سفر خود در سال ۱۳۰۹ق به اراك شهادت می دهد كه ”آن تجارتخانه مشغول ساختن بنای عظيمی ‌بوده است كه در نظر داشته شايد مدرسه‌ای هم جهت نساجی مطابق اصول علمی تهيه نمايد.“ بر اساس آنچه ادواردز می گويد، كارمندان شركت زيگلر برای اولين­ بار كلاف‌های رنگ ­شده و آماده به بافندگان دادند. به دنبال شركت زيگلر، طی ده سال، كمپانی های ديگر در اراك شروع به فعاليت كردند که نام برخی از آنها در زير آمده است:

۱. كمپانی تاوسهندچيان نيويورك. محل فعاليت اين شركت منطقۀ وسيعی بود كه فعلاً ادارات دارايی در آن قرار دارد و به انبار غله معروف است.

۲. كمپانی شرق (ازميری). محل كار اين شركت حدود كوچۀ الكه بوده است.

۳. كمپانی غازان. اين شركت در كوچۀ بانك عباس­آباد قرار داشت.

۴. شركت تلفنيان. مخصوص خريد و صدور فرش و محل كار آن در بازار سرای نوذری بود.

۵. شركت قراگوزيان. محل كار اين كمپانی حدود خيابان حجازی، واقع در خيابان شريعتی، بود و فعاليتی چشمگير و حدود ۲هزار دار قالی داشت.

۶. شركت‌هاي سليم شاهنيان، قاراپت شاهنيان، خياطان، موچكيان، هواساييان، پاپازيان، لوان داووديان، مهرتاتيان، واژاپتسيان، آساطوريان، برادران سامره‌ای، قصابيان، چگنيان، قونطاطيان، طافشانچيان که كار اكثر آنها خريد برای امريكا و محل فعاليتشان بازار بود.

در اهميت و قدرت شركت‌های مزبور همين بس كه شركت زيگلر كار كنسولی نيز صورت مي‌داد و پس از انحلال شركت، محل آن را يكی از بزرگان اراك با نام حاج وكيل خريداری كرد كه تا اين اواخر با نام قلعۀ وكيل معروف بود. غالب شركت‌های مذكور برای خود دفتر و تجارتخانه داير كرده و مستقيماً به استخدام كارمند و همچنين رنگرزی و بافت فرش می پرداختند يا فرش‌هايی با رنگ‌ها و بافت‌های مورد نظر خود را سفارش می دادند. اين وضع تا آغاز جنگ جهانی اول ادامه داشت تا اينكه مشتريان جديدی از بازارهای امريكا به سراغ فرش اراك آمده و با ايجاد برخی از شركت‌های يادشده تولید فرش اين منطقه را زير نفوذ خويش گرفتند. به علت ايجاد بحران اقتصادی در امريكا در حوالی سال‌هاي ۱۹۲۹-۱۹۳۰م، غالب شركت‌های امريكايی ورشكسته و مجبور به ترك ايران شدند و تجار ايرانی سهم بيشتری در تجارت اين كالا بر عهده گرفتند. چندی بعد، در ۱۳۱۴ش، عملاً نوعی ملی شدن صنعت فرش اتفاق افتاد و توليد اين كالاً تقريباً در اختيار تجار ايرانی و شركت فرش ايران قرار گرفت.۸

بر اساس آنچه ادواردز می نويسد، در حدود سال‌های ۱۳۲۵-۱۳۲۸ش، فقط سه نوع فرش در منطقه وجود داشت كه با نام مشك ­آباد، محال و ساروق معروف بودند. جدول ۱، نواحی اصلی قالی بافی اراك طی سال‌های مذكور را نشان می دهد.

جدول ۱- نواحی اصلی قالیبافی اراک طي سال‌های ۱۳۲۵-۱۳۲۸

ناحيه

  نوع

اراک (شهر)

  ساروق درجه يك و دو

مشك ­آباد

  مشك ­آباد

فراهان

  قاليچه‌های ساروق

دلاخور

  مشك­ آباد و محال

چهار راه

  قاليچه‌های ساروق

محلات

  ساروق عالی درجه يك و دو

كزاز

  ساروق درجه دو و سه

خوانسار

  ساروق درجه يك و دو

كمره

  قالی و قاليچه‌های ليليان و ريحان

جاپلق

  انواع ارزان مشك­ آباد، غالباً انيلينی

سربند

  انواع قالی ها و قاليچه‌های ارزان­ قيمت سربند برای مصرف داخلی

برگرفته از  صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق .

ارزش اقتصادی فرش اراك در يك قرن پيش بدان حد بود كه ناصرالدين ­شاه از رفاه و تمكن مردم منطقه ياد می كند و بازرگانان خارجی ترجيح می دهند به جای امپريال‌های طلای روسيه، پول خود را به فرش تبديل كنند. هنگامی كه تجار خارجی رو به فرش ايران آوردند، اروپا در جريان اوج­گيری تمدن صنعتی و هجوم كالاهای مدرن ماشينی به بازارهای خويش بود و حتی بخشی از اين صنايع نيز به صورت صنعت نساجی و صنايع كوچك­تر ديگری به ايران راه يافته بود. در دوره قاجار و قبل از جنگ جهانی اول، شهر اراك بازار مهمیبرای تجارت و صادرات فرش در همۀ منطقه بود و درآمد عمدۀ مردم اين شهر و منطقۀ وسيع فراهان و دهات و روستاهای آن و همچنين مراكزی مثل خمين، محلات، سرابند و غيره از قالی بافی و حرفه‌های وابسته آن بوده است. شاهزاده ظل ­السطان هنگامی كه مأمور سرکوبس ايلات و عشاير می شود، يک سال در اين شهر به سر برده، می نويسد:

من چهار فصل در آنجا بوده­ ام. ارزانی و وفور نعمت و ارتفاع غلات همه در آنجا به اعلا درجه است. شش بلوک دارد: کزاز، بزچلو، سرابند، خلج، فراهان و شراء که تمام اين بلوکات و شهر عراق به­واسطۀ صنعت قالی بافی که در اوج کامل قرار دارد فوق ­العاده متحول و آباد شده‌اند. به طور يقين سالی يک ميليون تومان که دويست هزار ليره باشد از خارجه وارد و يا به­ واسطۀ کمپانی زيگلر و ساير فرنگی ها پول داخل مملکت شده قالی می خرند.

دكتر فوريه نيز در سفرنامه­اش چنين می نويسد: ”سلطان­ آباد يا عراق از بركت همين تجارت قالی كه مرغوب­ ترين آن را در فراهان می بافند به سرعت ترقی كرده است، چنانچه در عرض ۵۰ سال جمعيت آن به ۴۰هزار نفر رسيده و همين به خوبی كيفيت صنعت قالی اين شهر را می رساند.“ او در جای ديگر سفرنامه خود می نويسد:

شهر سلطان ­آباد اهميتی جز مركزيت بافت و تجارت قالی ندارد. در هر خانۀ سلطان­ آباد كارگاهی برای بافت قالی برپاست. زن‌ها در عين اينكه به كارهای خانه­ داری می رسند، به قالی بافی نيز مشغول­ اند و به طور متوسط هر هفته ۲ فرانك از اين راه عايدشان می شود كه چون در اين جا ارزانی است كافی به نظر می رسد.

شركت زيگلر و دو شركت ديگر هر يك متجاوز از ۲۵۰۰ دار در اختيار داشتند. تعدد و گسترش شركت‌های خارجی و بازرگانی ايرانی كه طی سال‌های ۱۲۹۰-۱۳۱۰ش در زمینۀ فرش اين منطقه فعاليت می كردند تا حدود زيادی مبين ارزش تجاری اين كالاست. بعد از جنگ جهانی اول و طی سال‌های كاهش فعاليت تجار خارجی و ركود بازار فرش اراك، مجدداً به دنبال درخواست شركت‌های امريكايی تولید اين فرش رونق می يابد. اين امر با افزايش فعاليت تجار ايرانی همراه است تا آنكه در حوالی سال‌ ۱۳۱۰ش توليد و تجارت فرش عملاً در دست بازرگانان ايرانی قرار می گيرد. زمانی که ادواردز در سال‌ ۱۳۲۵ش شروع به بررسی فرش مناطق مختلف کرد، تخمين زد که احتمالاً ۱۰هزار دار در منطقه وجود داشت. در همين سال‌هاست که شاهد آغاز رشد برخی مفاسد زيان­ بخش در فرش مناطقی نظير اراك، همدان و كرمان هستيم. مسايلی كه در آن زمان از آنها ياد می كند عبارت از كاهش استفاده از رنگ‌های طبيعی، يكنواختی طرح‌ها و افزايش تقلبات و از جمله جفتی ­بافی است.۹

تا سال ۱۳۴۵ در اين صنعت گرايش به ايجاد کارگاه‌های قالی بافی بود. چنانچه در سال ۱۳۴۰ تعداد ۱۰۷ کارگاه قالی بافی با ۳۴۸ نفر کارکن در شهر اراک موجود بود که يکی از آنها بين ۱۰ تا ۱۹ نفر و ۲ واحد ديگر هر يک بين ۵۰ تا ۹۹ نفر کارکن داشتند.۱۰ اما از آن پس به دلايل گوناگون کارگاه‌های قالی بافی برچيده شدند و اين صنعت بيشتر به صورت صنعت دستی خانگی اداره می شد. در اين مدت رنگرزی گياهی و ريسندگی دستی به تدريج جای خود را به رنگرزی پاتيلی (به روش شيميايی) و خامۀ ريسيده به وسيله ماشين داد. به هر حال، قالی بافی اهميت خود را چه در صنايع خانواری و چه به صورت اشتغال اصلی زنان شهری و روستايی در صنعت استان حفظ کرد. سهم شاغلان صنايع نساجی در کل اشتغال صنعتی استان بسيار قابل توجه بوده است و در سال‌های ۱۳۳۵، ۱۳۴۵ و ۱۳۵۵ به ترتيب به ۱/۶۸، ۱/۸۸ و ۸/۷۷ درصد می رسيده است که بخش اعظم آنها در قالی بافی، رنگرزی خامه و ريسندگی خامه به کار اشتغال داشته‌اند. در سال ۱۳۵۵، تعداد خانوارهايی که در بافت قالی و گليم اشتغال داشته‌اند از ۷/۱۲ هزار نفر به ۷/۲۳ هزار نفر رسيد. بدين ترتيب، تا جايی که به ايجاد فرصت‌های جديد اشتغال و درآمد مربوط می شود، به­رغم تحولات بنيانی در صنعت منطقه، قالی بافی به تنهايی گوی سبقت را از همه فعاليت‌های صنعتی ربوده است.۱۱

يكی از پیامدهای انقلاب اسلامی ‌ايران بروز نوعی تعارض همگانی عليه سرمايه‌داریها و مجتمع‌های بزرگ بود و اين عكس‌العمل طبيعی مردم در برابر سرمايه‌داری وابسته، سرمايه‌داری غرب‌گرا و سرمايه‌دارانی بود كه به دنبال افزایش سرمايۀ خود به هر قيمتی، حتی با از بين رفتن هويت ملی و فرهنگی و سنتی، بودند. شايد چنين به نظر می­آمد كه همۀ كسانی كه به نوعی در راه فرش يا در حمايت از بافندگان، رنگرزان، طراحان و ساير وابستگان اين حرفه قلم و يا قدم می زدند می­ بايد لزوماً مخالف كارفرمايان و سرمايه داران بزرگ فرش بودند.۱۲ به همین سبب، شمار شاغلان بخش صنعت استان در دهۀ ۱۳۵۵-۱۳۶۵ از ۵/۵۳ هزار نفر به ۸/۳۴ هزار نفر تقليل يافت و در حدود ۷/۱۸ هزار فرصت شغلی در اين بخش از دست رفت. نکتۀ در خور توجه اينکه در صنايع نساجی، پوشاک و چرم به تنهايی ۳/۳۲ هزار شغل از دست رفت و در صنايع ديگر ۶/۱۳ هزار فرصت شغلی جديد ايجاد شد. اين تحول نشانۀ بحران جدی قالی بافی در دهۀ مذكور در استان مرکزی است و شمار قالی بافان روستايی از حدود ۷/۳۴ هزار نفر به ۴/۵ هزار نفر رسيد. به دقت نمی توان دانست که طی این دهه شمار قالی بافان روندی نزولی پيموده است. همين بحران در صنايع خانگی نيز مشاهده می شود. شمار خانوارهای دارای صنعت دستی در دهۀ مذکور به کمتر از نصف تقليل يافت و از ۳/۵۷ هزار خانوار به ۸/۲۵ هزار خانوار رسيد که بيش از ۹۵% اين کاهش مربوط به قالی بافی بود. در صنايع کارگاهی کوچک و بزرگ تعداد ۶/۱۳ هزار فرصت شغلی جديد به وجود آمد. از علل اين امر می توان به سياست ايجاد اشتغال کاذب در صنعت اشاره کرد که توسط دولت در پيش گرفته شد تا بحران بيکاری در منطقه اندکی کاهش يابد. شواهد موجود نشان­دهندۀ تأثير قاطع اين سياست در افزايش اشتغال صنعتی است. به بيان ديگر، طی اين دهه‌استان مرکزی از يک اقتصاد سنتی مبتنی بر کشاورزی و فعاليت‌های روستايی ابتدا به کندی و سپس با سرعت به جامعه‌ای تحول يافت که در آن فعاليت‌های غيرکشاورزی و نفتی اهميت يافت و مبادله و داد و ستد کالاها و خدمات و کار دستمزدی مسلط شد. توسعۀ صنعتی استان مرکزی حاصل تأثير متقابل عوامل منطقه‌ای، ملی و بين­ المللی بود و به عبارت دقيق­ تر توسعۀ بازار داخلی، پيدايش تقسيم کار و تخصص ميان مناطق مختلف کشور و گسترش تجارت خارجی در تعيين سمت و سرعت صنعتی شدن منطقه نقش داشت.۱۳

بر اساس نتايج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۶۵ حدود ۲۶هزار خانوار به صنايع خانگی اشتغال داشتند که ۸۷ درصد آنها در مناطق روستايی و مابقی در مناطق شهری ساکن بوده‌اند. بر اساس همين آمارها از سال‌های مذکور بافت قالی و گليم نيز مهم­ترين صنعت خانگی محسوب می شد در سال ۱۳۶۵، ۹۲ درصد از خانوارها به قالی بافی مشغول بوده‌اند. با توجه به اينكه قالی بافی عمدتاً در روستاهای استان مرکزی رواج داشته و طی سال‌های گذشته نيز با تغيير در تقسيمات کشوری برخی روستاهای استان در محدوده استان‌های مجاور قرار گرفته‌اند و در سال‌های گذشته نيز آمار قابل استنادی از تعداد قالی بافان و دارهای موجود در دسترس نيست. یگانه منابع قابل استناد گذشته سرشماری نفوس و مسکن ۱۳۶۵ است که عنوان می کند ۲۹۲۰ خانوار در شهرهای استان و ۲۰۷۷۵ خانوار در نقاط روستايی به صنعت قالی بافی مشغول بودند. در سال‌های فوق الذکر رونق قالی بافی به سبب وجود بازارهايی صادراتی و بازارهای شهری رو به گسترش و وجود بيکاری پنهان و آشکار در روستاها و فقر و مسکنت روستاييان کم ­زمين و بی­ زمين بود. بنابراين، روستاييان وقت خود را صرف فعاليت‌های دستی خانگی و از آن جمله قالی بافی می کردند. پس از سال ۱۳۶۵، آمار و اطلاعات مدونی وجود ندارد و در صورت وجود به لحاظ استنادی کم ­اعتبار است.۱۴

در سال ۱۳۷۵، معادل ۱۶۳۶۱۱ مترمربع فرش دستباف به ارزش ۴۲۹۷۷ ميليون ريال به دست ۶۳۲۰۷ نفر بافنده در استان مركزی توليد شد كه سهم ۳۴/۲ درصدی توليد و ۴۵/۲ درصدی ارزش توليد كشور را به خود اختصاص داد.۱۵ آمار و اطلاعات تعداد بافندگان و ميزان توليد صنايع خانگی به تفكيك و شامل فرش تا سال ۱۳۷۵ در سرشماری عمومی ‌نفوس و مسكن جمع آوری شده است و پس از آن اطلاع دقيقی در دسترس نیست.

وضعيت فرش دستباف استان مركزی

ويژگی های کلی فرش استان مرکزی

فرش اراك از نوع فرش درشت­ بافت و در بهترين فرم آن فرش‌های با رج شمار متوسط ۴۰ و به ندرت ۵۰ يا بالاتر است. اگر چه فرش‌هايی وجود دارد كه نشان می دهد در اين منطقه گاه بر اساس برنامه‌ريزی و سفارش فرش‌های ظريف نيز بافته شده است، ولی آنچه فرش اين منطقه بدان اشتهار يافته حضور نوعی خصلت بومی- منطقه‌ای و كهن بر اساس استفاده از پشم و رنگ و طرح‌های خام و ساده و تقريباً روستايی است.

منظور از فرش درشت­بافت فرشی است كه در آن از پرزهای (گره‌های) ضخيم، بلند و مقاوم با خاصيت ارتجاعی مناسب استفاده شده باشد. اين كيفيت كه نقش پوششی به فرش می بخشد، با ويژگی های ايلياتی و عشاير و روستاها و يا مناطق سردسير و كوهستانی تطبيق دارد. استفاده از پشم‌های بومی و نخ‌های دست‌ريس و رنگ‌های محلی و رنگرزی سنتی اساس بافت اين فرش‌ها را تشکيل داده است. بايد توجه داشت، در حالی كه فرش ۱۵-۲۰ رج برخی نواحی انواع خرسك‌هايی پست با رنگ‌ها و بافت‌هايی زير استان دارد به حساب می آيد، ولی فرش‌های قديم مشك­آباد با رج­شماری بين ۱۵-۲۲ و اندكی بيش، شهرتی جهانی می يابد که بی ترديد اگر بخشی از آن مربوط به رنگ­ آميزی و نقوش ابتدايی اين فرش باشد بخشی از آن نوع پشم مصرفی با طول بلند و قابليت ارتجاعی بسيار بوده است. اين كيفيت در فرش‌های نوع مرغوب‌تر آن زمان يعنی فرش‌های ساروق (منطقۀ فراهان) كه رج­شمارهای بالاتری در حدود ۳۵-۴۰-۴۵ نيز دارند، ديده می شود. پشم مصرفی اين فرش‌ها غالباً از نوع پشم‌های مناسب ايرانی با طول بلند و ضخيم و جعد خاص خويش است كه زمانی به وسيله دست و چرخچه‌های معمولی ريسيده می شد. انواع اين پشم‌ها از محل‌های سبز‌وار، بروجرد، چهارمحال و بختياری و اطراف همدان و كرمانشاه تأمين می شده كه دارای بهترين نوع پشم برای فرش ايرانی اند.

در آغاز اوج­گيری تجارت فرش در اراك بي­شك تنوع طرح و رنگ­آميزی و نوع توليداتی كه عمدتاً فرش‌های كوچك پارچه را در برگرفته، دلايل مرغوبيت اين فرش بوده است. در سال‌هايی كه به كمك كمپانی های خارجی فرش اراك كاملاً فرشی صادراتی می شود، رشد و نفوذ طرح‌های باب پسند بازار همۀ فرش­بافی های منطقه را به سوی طرح‌های خاصی سوق می دهد. در سال‌های ۱۳۲۰-۱۳۳۰ فرش‌های اراک به سه دسته محال، مشك ­آباد و ساروق تقسيم می شود كه كلاً زير نفوذ و پوشش فرشی به نام ساروق قرار دارد.

اگر چه شهرت فرش ساروق تدريجاً تمامی فرش‌بافی سنتی منطقه را عقب راند، ولی درخشش و شكوفايی اين فرش نيز به دليل آنكه پشتوانه آن متأسفانه خواست و ميل تجار و كمپانی های سودجو و فرصت­ طلب بود پايدار نماند و فرش ساروق كاملاً از ويژگی های اصيل و محلی خويش به دور افتاد. در دوران ياد شده، بافت نوعی فرش با استفاده از نخ‌های ظريف (نخ فرنگ) باب می شود كه در واقع آغاز استفاده از نخ‌های خارجی، معروف به كرك، با ظرافتی بالا است. بافت فرش‌های بزرگ پارچه يكی از مشخصات اين دوران است كه بعدها با بافت برخی از فرش‌های زيبا و سفارشی توانايی بالقوه توليد فرش‌های ظريف پركار را در منطقه نشان می دهد. دلايل متفاوت و مختلفی برای مرغوبيت اين فرش ارايه شده است. از جمله آنها رواج دامداری و وجود تعداد زياد گوسفندان بومی در منطقۀ مشك­ آباد در زمان رونق قالی بافی بوده است. پشم اين گوسفندان همۀ خصوصيات لازم خانۀ فرش، نظير طول بلند، جعد، ضخامت و قابليت ارتجاع مناسب -در عين لطافت- را داشته است.

فرش اراك به بافت فرش‌های ابريشمی شهره نيست، زيرا استفادۀ بسيار از پشم در فرش‌هايی به غايت ساده و طرح‌هايی ساده ­­تر و رنگ ­آميزی محدود ولی زيبا، اين فرش را بی­ نياز از آن می كرد كه برای بالا بردن ارزش خويش متوسل به استفاده از مواد اوليه گران­ قيمت شود. علاوه بر آن، پشم‌های مورد استفاده از گوسفندان ايرانی كه با دست ريسيده می شد و به دست هنرمند رنگرز در پاتيل (خم) رنگرزی محتوی ذرات خشن روناس، پوست انار و پوست گردو کاربردی ماهرانه می يافت و سپس در زير گذر از ذرات معلق در آب‌های روان، رنگ‌های اضافی و خشونت الياف خويش را از دست می داد، سطحی آن چنان نرم، صيقلی و درخشان می يافت كه نه تنها با ابريشم، حتی با رشته‌های طلای جهان نيز قابل قياس نبود.۱۶

رنگ‌بندی

هدف از رنگ‌بندی در نقشۀ فرش، كنار هم قرار دادن رنگ‌ها به نحوی است كه در كل نقشه يك هماهنگی و توازن پديد آيد. در هنرهای سنتی ايران و به خصوص فرش كه تداوم و تكامل اين هنرهاست، نقش­ آفرينی محدود است. محدوديت نقش­ آفرينی طبيعتاً به محدود شدن رنگ‌ها نيز منجر می شود و از آنجا كه در رنگ­ آميزی سنتی در ايران، سایه زدن و ایجاد حالات با استفاده از نور و حجم كاربرد ندارد، بنابراین استفاده از رنگ‌ها محدود بوده و غالباً به ­وسيلۀ مرزهای مشخصی از يكديگر جدا می شود. همان­ طور كه نقش ­آفرينان و هنرمندان نقاش به علت محدوديت در كار خويش به ريزه­كاری و هنرنمايی در محدوده‌های كوچك هنری پرداخته‌اند، در مورد رنگ نيز با تمرين و تجربه و كاربرد تعداد محدودی رنگ در زمينه‌های مشخص، توانسته‌اند در استفاده از آنها به حد كمال برسند. اوج زيبايی در هنر رنگرزی نقاشان ايرانی را می توان در مينياتور و تزيينات كتاب‌های كهن مشاهده كرد.

بايد دانست كه استفاده از رنگ‌های متفاوت در طراحی و نقاشی تا حدود زيادی محدود است و هر رنگی را نمی توان استفاده كرد. طی سال‌ها استفاده از رنگ‌ها، مقرراتی به وجود آمده است كه اوج آن را می توان در رنگ‌های به كار رفته در فرش مشاهده كرد. برای مثال، استفاده از رنگ‌های تند و خالص در هنر ايرانی رايج نيست. رنگ‌ها عموماً ناخالص ­اند كه به آنها رنگ‌های پخته می گويند. رنگ‌بندی فرش‌های ايران حتی اگر دارای تيرگی باشد، فرش‌های زمينه سرمه ای و يا قرمز، دارای نرمش و لطافتی است كه در بيننده ايجاد آرامش می كنند.

يكی از دلايل اين امر (ايجاد آرامش) را می توان استفاده نكردن از رنگ‌های تند و خالص نظير نارنجی، زرد و يا رنگ‌های تركيبی سبك نظير بنفش، صورتی و يا سبز (اصطلاحاً فسفری) دانست. قرار دادن رنگ‌های تيره چنانچه در زمينه يا در حاشيه باشد، به ­وسيلۀ گل‌ها يا نقوشی با رنگ‌های آرام و شاد تعديل می شوند و اصولاً رنگ‌های تيره كنار يكديگر قرار نگرفته و هر رنگ به وسيله نقطه ­چين رنگ روشن از رنگ ديگر جدا می شود. چنانچه متن فرش تيره­تر باشد، معمولاً حاشيۀ آن رنگ روشن دارد و برعكس، اگر در حاشيۀ فرش رنگ تيره به كار رفته باشد، در متن از رنگ‌های روشن استفاده می شود. در سال‌های اخير، با وارد شدن تابلوبافی و نقشه‌هايی كه در آنها تعداد زيادی رنگ به كار رفته، تا حدود زيادی محدوديت سنتی ناشی از استفاده از رنگ‌های گياهی از بين رفته است. با اين همه، حتی در رنگ‌بندی فرش‌های تابلويی و به خصوص تابلوهايی كه بر اساس مينياتورهای ايرانی تهيه می شود، روح كلی حاكم بر رنگ‌بندی ايرانی را می توان احساس كرد.

رنگ آميزی و نوع رنگ

با آنكه رنگ‌بندی اوليه در نقشه به ميزان زيادی تعيين ­كنندهۀ رنگ‌های فرش است؛، ولی نوع رنگ به كار رفته در فرش نيز بسيار مهم است. تا آنجا كه می توان گفت يكی از دلايل برتری فرش‌های ايرانی نسبت به انواع مشابه چينی يا هندی، نوع خاص رنگ‌های ايرانی است. اين در شرايطی است كه می دانيم در كشورهای آسيايی، به خصوص دو كشور چين و هند، رنگ ارزش خاصی دارد.

رنگ‌های مورد استفاده در فرش رنگ‌های خاصی­ اند كه به آنها اصطلاحاً رنگ پخته می گويند. اين رنگ‌ها عمدتاً ناخالص بوده و نسبت به رنگ‌های خالص صنعتی از شفافيت و درخشندگی كمتری برخوردارند. علت اصلی اين خاصيت آن است كه در گذشته برای رنگرزی نخ‌های مورد استفاده در فرش، عمدتاً از رنگ‌های گياهی و طبيعی استفاده می شده است و ساختمان رنگی اين گياهان -يا قرمزدانه كه رنگ حيوانی است- عمدتاً ناخالص است. برای مثال، در مادۀ رنگی روناس تركيبات رنگی مختلفی وجود دارد كه به هنگام رنگرزی بر روی يكديگر و بر خامۀ فرش اثر گذارده و رنگ حاصله را تغيير می دهند. تركيبات موجود در مادۀ رنگی روناس كه عمدتاً در ريشه آن است، ممكن است دارای رنگ ارغوانی، صورتی مايل به زرد يا قرمز يا تركيبی از هر سه رنگ باشد. به همين سبب به هنگام رنگرزی اين رنگ‌ها، روی خامهۀ رنگ­شده اثر می گذارند. گاه نيز به علت محدود بودن رنگ‌های طبيعی، برای به دست آوردن رنگ‌های بيشتر از تركيب اين رنگ‌های گياهی استفاده میشود؛ مثل رنگ سبز كه از تركيب نيل با اسپرك يا گندل به دست می آيد و انواع قرمزها، كِرِم‌ها و سبزها كه رنگ‌های تركيبی ­اند. اين نوع رنگ‌ها كه از قديم در فرش‌های بافته ­شدۀ ايرانی ديده می شود، بعدها نيز در فرش‌هايی كه طرح‌ های آنها دارای تعداد رنگ‌های بيشتری بود، اثر می گذارد. بدين ترتيب حتی رنگ ­آميزی فرش‌های تابلويی يا منظره مجموعه رنگ‌های آرام و هماهنگی به نظر می رسند و فاقد تندی يا زنندگی ­اند.

بايد بدانيم كه برای رسيدن به اين نتايج درخشان در رنگ‌های فرش تجربيات عالی رنگرزان ماهر و پرحوصلۀ ايرانی بسيار مؤثر بوده است. رنگرزان ايرانی در كارگاه‌های سنتی خود گاه برای به دست آوردن يك فام (مايۀ رنگی) روزها و هفته‌ها تلاش میكردند. نخ رنگ­شده را بارها شسته و در آفتاب پهن كرده و مجدداً به كمك دانه‌ها و مواد كمكی ديگر رنگ می كردند و حاصل كار آنها يكی از دلايل شهرت اين فرش است.

رنگ عامل مهم ارزش ­دهنده و هويت­ بخش فرش ايران است و حتی گاهی جلوه ­بخشی واقعی نقش‌ها ناشی از رنگ‌های به كار رفته در آنهاست. بنابراين، شهرت رنگ‌های ايرانی را بايد در درجۀ اول مديون مهارت، تجربه و دقت رنگرزان هنرمند و بعد از آن وفور رنگ‌های گياهی در ايران و نوع رنگ‌های خاصی كه از آنها به دست می آيد دانست. این موارد در خصوص استان مركزی نيز صدق می كند و چه بسا می توان گفت كه با توجه به صادراتی بودن فرش استان مركزی و رونق آن در بازارهای خارجی، يكی از دلايل شهرت فرش‌های ايرانی به لحاظ كيفيت و رنگ‌بندی مربوط به فرش‌های توليد استان مركزی بوده است، به طوری كه فرش‌های ساروق را می توان مصداق عينی اين موضوع دانست.

رنگ‌های اصلی فرش استان مركزی عبارت­اند از لاکی، روناس (قرمز دوغی)، آبی، کرم، سرمه‌ای، مله‌ای،۱۷ سبز روشن، شتری، قهوه‌ای، نخودی، طلايی، دارچينی، صورتی، موشی و . . .

آن رنگ‌هايی که به صورت آبی فراهان، نيلی و روناسی مشک ­آباد يا قرمز دوغی ساروق هنوز شهرت خود را حفظ کرده است و رنگ‌های سبز و کرم و زرد کاهی همگی از ترکيبات غنی گياهی به دست می آمد و رنگ‌های روناس، پوست گردو، برگ مو و پوست انار هر يک سهمی ‌باارزش و شايسته در رنگ‌های فرش اين منطقه داشته‌اند. دکتر فوريه در خاطرات خود می نويسد: ”اگر حقه‌بازی برخی تجار اروپايی را کنار گذاشته می توانيم بگوييم اهالی شهرستان اراک در جهت تهيۀ رنگ­ آميزی و بافت قالی تا اوايل قرن چهاردهم هجری سرآمد ابناء وطن خود بوده‌اند و هنوز هم فرش خوب ايرانی را در بازار اروپايی به نام ساروق می شناسند.“ شهرت رنگ‌های فرش معروف ساروق نظير همۀ فرش‌های کهن منطقه به سبب استفاده از رنگ‌های گياهی است. اگر چه اين بدان معنی نيست که وجود رنگی مثل نيل را که از قديم رنگی غيرگياهی بوده يا قرمزدانه که حشرۀ رنگينی است نديده بگيريم، ولی در فرش‌های اين منطقه يا مناطقی که به استفاده از رنگ‌های سنتی ايرانی شهرت دارند، استفاده از روناس و به ندرت قرمزدانه، برگ مو، پوست گردو يا جفت و اسپرک رايج و غالب است.۱۸

بافت، دوام و كاربری

نحوۀ بافت، پرداخت و تكميل فرش‌های اراك از گذشته تا به حال چندان تغييری نكرده است. مشخصۀ اصلی فرش‌های قديم و دوران رونق بافت خوب و تقريباً دقيق به خصوص در مورد نمونه‌های سفارشی بوده است.۱۹ فرش‌های اراک بيشتر از انواع متوسط و مرغوب و گره فرش‌ها از نوع فارسی (نامتقارن) است. يعنی پس از گره زدن از دو سر خامه، يکی را کمتر و ديگری را بيشتر می کشند. به عبارت ديگر، اين گره به دور يک تار می پيچد و سر ديگر آن از پشت تار دومی به طور آزاد می گذرد. در واقع، در گره فارسی سه گره از طرفين يکی از تارها درمی آيد.۲۰

1شكل ۱. نمايش گره نامتقارن

پشم‌های به کار رفته در قالی بافی اراك از نوع مرغوب است. بدبافی و استعمال گره‌های تقلبی يا جفتی کيفيتی است که در فرش‌های اين ناحيه کمتر ديده می شود. بافندۀ اراکی بر اساس سنت‌های ديرين خود از دارهای ايستاده (عمودی) استفاده کرده و همواره از روی نقشه می بافد و طرح‌های آن از محلی به محل ديگر تغيير می کند.

2

شكل ۲. نمونۀ دار

يکی از عوامل مؤثر بر کيفيت و مرغوبيت قالی تعداد گره در هر رج است. هر چه فرش ريزبافت‌تر باشد، يعنی تعداد گره در هر رج بيشتر باشد، مرغوبيت و نوع آن بهتر است. در استان مرکزی معمولاً همه نوع قالی از ۲۰ رج يک گره تا ۷۰ رج بافته می شود که نشانۀ پويايی اين هنر در استان است. معمولاً فرش‌هايی با بافت ۲۰ و ۲۵ رجی جز فرش‌های درشت بافت شمرده می شوند که از بافته‌های معروف و جهانی استان در اين زمينه می توان به فرش‌های مشک­آباد اشاره كرد. ضمناً توليد اين نوع فرش در برنامه‌های آموزشی و توسط بافندگان ساده و مبتدی صورت می گيرد. بيشتر فرش‌های منطقۀ اراک و حومه، سربند، قره­کهريز و شرا ۲۵، ۳۰ و ۳۵ رج­اند. فرش‌های عالی فرش‌های ۴۰، ۴۵، ۵۰ رج (گل فرنگ) است که معمولاً در مناطق ساروق و ساوه بافته می شود و اين در حالی است که رج شمارهای ريزتر تا ۷۰ رج با مواد و مصالح ابريشم به دست هنرمندان ساوجی در سه منطقۀ غرق­آباد ساوه و زرنديه (خرقان) بافته می شوند و جزو دستۀ فرش‌های نفيس قرار دارند. جدول ۲ به شرح اين تفاوت‌ها در استان اشاره دارد.

جدول ۲- رج ­شمارهای فرش‌های استان مرکزي

شهر (منطقه)

رج

اراک

۳۰ رج

جيريا، ساروق و غياث ­آباد

۴۵-۴۰ رج

مشک ­آباد

۲۵-۲۰ رج

سربند، قره کهريز و شرا

۳۵-۳۰-۲۵ رج

خمين و تفرش

۴۰-۳۰ رج

ساوه

۶۰-۵۰ رج

برگرفته از صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۱۸.

با توجه به ارتباط شهرستان تفرش با استان قم، فرهنگ قالی بافی اين شهرستان از استان قم متأثر بوده است و رواج قالی های کرک و ابريشم و توسعۀ آن به چشم می خورده است. فرهنگ قالی بافی محلات شباهت زيادی با اراک داشته و فرش‌های ۳۰، ۳۵ و ۴۰ رج بافته می شده، اما اكنون در حال تأثيرپذيری از فرش قم است. حدود ۷۰ درصد از کل وزن قالی را خامه پشمی آن تشکيل می دهد و ۳۰ درصد باقی را نخ‌های پنبه‌ای و تار و پود تشکيل می دهند و مهم­ترين شاخص مرغوبيت فرش نوع پشم آن است و مرغوبيت الياف پشمی نيز بستگی به ظرافت، طول، رنگ، استحکام و قابليت کشش آن دارد. در ساروق قالی های ريزبافت با ۱۲۰ گره در هر رج و در روستاهای وفس قالی هايی با ۱۶۰ گره در هر رج بافته می شود. ويژگی های فنی بافت در قالی اراک را به شرح ذيل می توان بر شمرد.

جدول ۳. ويژگی های فنی بافت در قالی اراک

مواد اوليۀ مورد مصرف

  پشم در پرز فرش و نخ پنبه در تار فرش یگانه موارد استفاده در قالی های منطقه اراك است.

ابعاد رايج

  پشمی- ذرع و نيم، دو ذرع، ۳×۲، ۵/۳×۵/۲ مترمربع و حتی ابعاد بزرگ­تر نيز در قالی های منطقۀ اراك وجود دارد.

نوع گره

  قالی های اراك با گره فارسی بافته می شود.

شيرازه بافی

  قالی های اراك و روستاهای حومه آن هنگام بافت دارای شيرازه می شود.

نوع دار قالی

  دارهاي عمودي ثابت مورد استفاده است.

نوع چله كشی

  قالی های منطقه اراك به روش فارسی چله ­كشی مي‌شود.

برگرفته از صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۸۴.

طرح و نقشه

هيچ سابقه‌ای در دست نيست كه قبل از رشد و گسترش نوع جهانی فرش ساروق بر فرش‌بافی گسترده كارگاهی و بافت فرش‌های ظريف و بزرگ پارچه با طرح‌های اسليمی و پيچيده كه در عصر صفوی وجود داشته دلالت کند. اين امر خود دليل محكمی ‌بر آن است كه جذابيت و شهرت منطقۀ فراهان قديم و ساروق و نهايتاً اراك را بايد در ويژگی های محلی اين فرش‌ها و همچنين نقش طرح آنها جستجو كرد.

در يك بررسی اجمالی از نقوشی كه هويت خاص فرش‌های منطقه طی حدود ۵/۱ قرن را نشان می دهد می توان اين طرح‌ها را در چهار مرحلۀ مشخص دسته‌بندی كرد. بديهی است كه اين نظريه به معنای درجه‌بندی و شناسايی و ارزيابی كلی طرح‌های منطقه نبوده و قابل تغيير خواهد بود.

مرحله اول، مرحلهۀ قبل از صد سال اخير، يعنی قبل از اينكه فرش اراك به منزلۀ يك كالای تجاری و صادراتی دستخوش تغيير و تحول شود را در بر می گيرد. اين دوره احتمالاً از دوران فتحعلی ­شاه تا اواخر سلطنت ناصرالدين­ شاه را شامل می شود كه در اين دوران هويت بومی و منطقه‌ای كاملاً بر فرش‌های محدود موجود حاكم است. وجود برخی از طرح‌های سنتی قديمی ‌نظير ماهی، بوته، لچك ترنجی و طرح مأخوذ از شال‌بافی (بادامی) كه به وسيله بافندگان كرمانی و احتمالاً كاشانی در طرح‌های منطقه و بر روی فرش‌های بالنسبه درشت جا افتاده و وجود برخی از طرح‌های خاص در فرش‌های قديم مناطق کمره، سرابند، ليليان، ساروق و مشک‌آباد گواه آن است که در منطقۀ مرکزی ايران و حول و حوش جايی که امروزه اراک ناميده می شود، پيش از حضور بازرگانان و تجار خارجی، فرش‌بافی غنی و جالب توجهی وجود داشته است.

مرحله دوم آغاز گسترش تجارت فرش اراك و افزايش تجارتخانه‌های خارجی در اين منطقه است كه يادآور بازار پررونق و سودآور فرش در اواخر سلطنت ناصرالدين ­شاه، عصر مظفرالدين ­شاه، احمدشاه و اوايل دورۀ پهلوی است. در اين زمان، به سبب نفوذ فرهنگی و اعمال سليقه از طريق عاملان توليد فرش، منطقه تدريجاً تحت تاثير طرح‌ها و نقوش و رنگ­آميزی اروپايی (باب اروپا) قرار می گيرد. با وجود اين که از اين زمان شواهد متعددی در دست است که کمپانی های مزبور خود راساً اقدام به تهيۀ طرح و رنگ کرده و حتی نمونه‌های نقاشي­شده از طرح را در اختيار طراحان قرار می دادند، ولی ويژگی های بومی و محلی و استفاده از طرح‌ها و رنگ­آميزی منطقه نيز دارای ارزش بوده و مورد استفاده قرار می گيرد و برخی طرح‌ها نظير گل فرنگ و کف ساده که متأثر از طرح‌های گوبلنی است، با كمك قلم طراحان و بافندگان ماهر ايرانی در اراك نيز همچون مناطق ديگر (کرمان) تقريباً جا می افتد. تخريب واقعی فرش اراک از زمان نفوذ کمپانی های امريکايی آغاز شد که به دليل تحميل سليقۀ خويش در طرح‌ها و رنگ‌ها، تدريجاً طی سی سال فرش اراک را به نوعی تهی شن از شکل و محتوا تهی کرده است.

بعد از جنگ جهانی اول و عقب­­­ نشينی کمپانی های اروپايی و با حضور شرکت‌های امريکايی، مشخصات فرش‌های منطقه بر اساس نياز اين شرکت‌ها تغيير پيدا می کند. بر اساس نياز تجار امريکايی نوعی بافت با الياف بلند و رنگ‌های تند و طرح‌های ساده به بافت منطقه نوعی خاصيت دکوراتيو و غيرسنتی می دهد. مشتری اين فرش‌ها عمدتاً تجار و بازارهای امريکايی اند و به همين سبب است که در بحران سال‌های ۱۹۲۹-۱۹۳۰م بازار اين فرش در امريکا به شدت آسيب می بيند و سقوط می کند.

مرحلۀ سوم سال‌های بين ۱۳۱۰-۱۳۳۰ش است كه فرصتی برای تجديد حيات فرش ايران پديد می آورد، زيرا ابتدا با ايجاد مؤسسۀ قالی و سپس از طريق ادارۀ هنرهای زيبا و شركت فرش نوعی حمايت از اين كالا شكل می گيرد. اگر چه در اين مرحله با کشانيدن طراحان صاحب قلم و هنرمند طراح به تهران، مراکز فرش‌بافی در بخش طراحی خويش آسيب جدی می بيند، ولی به­طور کلی در اين دوره فرش‌های زيبا و ظريفی بافته می شود که حکايت از رونق توليد فرش‌های با کيفيت خوب دارد. تا آنجا که می دانيم در اين دوران طراحان بزرگی نظير ذبيح ­الله و اسدالله ابطحی و برادران تهرانی در طرح فرش اراک دست دارند و با آنکه نمونه‌ای دال بر حضور طراحان بزرگی نظير عيسی بهادری متولد بزچلو اراک و اسدالله دقيقی و عبدالکريم رفيعی متولد اراک و اسدالله انجدانی (غفاری) در فرش منطقه در دست نداريم، ولی احتمالاً عيسی ­خان بهادری، طراح بزرگ فرش و دو طراح ذکرشدۀ ديگر، قبل از رفتن به تهران در اراک فعاليت داشته‌اند. با اين وصف، طی اين سال‌ها مجدداً مشتريان امريكايی كماكان با خواست‌های مشخص به بازار فرش اراك باز می گردند تا برای سال‌های بعد تأثير دائم خود را بگذارند.

مرحلۀ چهارم مرحلۀ بازگشت به چارچوب توليدات محلی و ترك بازارهای جهانی است، با اين تفاوت كه ديگر از آن تنوع حسرت برانگيز طرح‌های بومی و آن غنای رنگ‌های سنتی و محلی كمتر می توان نشانی يافت.، اگرچه در اين زمان كوشش‌هايی از طرف برخی تجار و شركت فرش صورت می گيرد كه فرش اراك به عصر رونق گذشته بازگردد، ولی فرش امروز اراك گواه آن است كه شمارش معکوس از همان زمان برای اين فرش آغاز شده بود.۲۱

گستردگی و تنوع نقشه در اين استان در حد بالايی است و اكثر نقشه‌های جديد مورد استفاده از شهرهای اصفهان و قم و تلفيقی از نقشه‌های منطقه است. اين نقوش که عمدتاً از طرح‌های محلی است و در دهه‌های اخير دچار تحولاتی شده است که عبارت­اند از ۱. ماهی درهم، ۲. مرغ ماهي­­خوار، ۳. تک­بند، ۴. ستونی، ۵. لچک ترنج، ۶. بته مير، ۷. جغرافيا، ۸. دستگاهی، ۹. اطلسی، ۱۰. ليليان، ۱۱. زير خاکی، ۱۲. بند ريحان، ۱۳. مهرجو، ۱۴. کف ساده، ۱۵. شاه عباسی و ۱۶. افشان.

در نقاط متفاوت استان به طرح‌های خاص منطقه نيز برخورد می كنيم كه آن طرح‌ها با نام همان روستا يا محل شهرت دارند، مانند

۱. نقشۀ بته سرابند (بته مير) كه مخصوص منطقۀ سربند و جايگاه اصلی آن روستای مالمير است و آن را از حفظ هم می بافند و به بافت نقوش ديگر نمی پردازد، مگر نقشۀ دسته گلی.

۲. نقشۀ گل حنا كه مخصوص روستای تره­مزد است كه گاهی قالی را به همان نام می شناسد و اين روستا در شمال اراك است.

۳. ديگر قالی های منطقۀ مشك ­آباد است كه طرح خاص خود را دارند و بيشتر با رج شمار ۲۰ و ۲۵ تهيه می شوند.

۴. نقشۀ قالی های روستای ليليان از توابع شهرستان خمين كه از قديم به بافت آن اشتغال دارند و طرح قالی روستای كمره، با توجه به اينكه از قديم تعدادید از ارامنه در آنجا سكونت داشته­ اند با طرح‌های مخصوص آنها نيز برخورد می كنيم؛ مانند نقشه‌های منظره‌ای به شكار رفتن خسرو پرويز و ديدار شيرين در چشمه كه از قالی های موزه‌ای است.

۵. ديگر قالی های محلی با نقشۀ خاص خود مانند شيخ صفی و يا انواع ساده ­شدۀ شاه ­عباسی كه بيشتر در رج­شمار ۲۵ بافته می شوند و مربوط به روستاهای مابين اراك و خمين­ اند، مانند گيلی، كودزر، حسن­ آباد و ورچه.

۶. قاليچه‌های بافت اطراف شهر محلات و اراك، از جمله مشك­آباد، با نام محال معروف است. در قديم منطقه‌ای به اين نام وجود داشته كه قالی های آن مشهور و مراكز داد و ستد بوده است.

برخی مفاهيم تخصصی هنر و صنعت فرش استان

دسته گلی: مجموعه‌ای از گل‌ها كه به صورت دسته‌ای بدون گلدان و يا با گلدان طراحی شده است. اين طرح در اغلب نقاط ايران به ويژه كرمان، قم و اراك بافته می شود و اصطلاحاً به ”كومه“ يا ”كومه‌ای“ و ”كومه گل“ و ”دسته گل اراك“ معروف است.

سماوری: قندانی يا چاي­دانی نقشی است همانند شكل سربند اسليمی كه شباهتی با سماور يا چاي­دان دارد. اين نقش كه با دو چنگ اسليمی طراحی می شود، معمولاً در حاشيۀ پهن و در كنار ساير نقوش تكرار می شود. طراحی اين نقش به صورت هندسی و گردان امكان­ پذير است. استفاده از اين نقش در مناطق مختلف و به ­ويژه آذربايجان، كردستان، خراسان و اراك متداول است.

ظل ­السلطانی: طرحی از قالی ايرانی كه بيشتر در اراك، فراهان، ملاير، ابركوه و آباده بافته می شود و منسوب به نمونه‌ای از طرح قالی است كه برای ظل ­السلطان، فرزند بزرگ ناصرالدين ­شاه قاجار، بافته شده است. اين طرح از واگيره‌ای با نقش گلدان پرگل شكل گرفته كه در متن قالی تكرار شده است.

كناره: دستبافته‌ای با عرض باريك و طول بلند كه برای فرش كردن بخش از اتاق يا راهروها و پله‌ها استفاده می شود. در يك دست قالی، دو تخته قالی كه در طرفين قطعه‌ای به نام ”ميان فرش“ قرار می گيرند نيز كناره است. در مناطق اراك و نائين به بخش ساده­باف قالی نيز كناره می گويند.

گره نامتقارن: در اين نوع گره، كه به گره فارسی نيز معروف است، نخ پرز به دور يكی از تارها می پيچيد و در نتيجه شكلی نامتقارن به وجود می آورد. اين گره بين بافندگان نواحی خراسان، قم، اراك، اصفهان، كرمان و برخی مناطق شرقی ايران رايج است.

ماهی:‌ اين نقش كه نمونه‌های اوليه آن در هرات به دست آمده است، نقش ساده‌ای از ماهی است. اين نقش در قالب برگی منحنی شكل طراحی شده است كه استفاده از رنگ‌های روشن در لبه‌های داخلی برگچه، حركت آرام و دلپذير ماهی كوچكی را در ذهن تداعی می كند. تكرار قرينه اين نقش به دور گل‌های چندپر، واگيره‌ای را به وجود می آورد كه با تكرار آن طرح ماهی درهم شكل می گيرد. اين طرح كه می تواند متن، ترنج، لچك و حاشيه‌های قالی را تزیين كند، در مراكزی چون خراسان، آذربايجان، كردستان و فراهان به شيوه‌های مختلف استفاده می شود.

ماهی ساروق: طرح ماهی ساروق يا ماهی درهم ساروق نيز از اصول كلی طراحی نقش ماهی تبعيت كرده، به صورت ريز و درهم و ظريف به كار برده می شود، به طوری كه ظرافت آن تداعی­ كنندۀ نقش پارچه‌های ترمه است.

ماهی فراهان: از نقش‌های سنتی نواحی اراك، از جمله فراهان است و از انواع نقوش ماهی در هم محسوب می شود. در اين طرح، نگاره ماهی به غير از متن، حاشيه‌ها را نيز تزیين می كند و با نگاره لاك پشتی يا سماوری نيز همراهی می شود.۲۲

اندازه و ابعاد

فرش دستباف از نظر اندازه و ابعاد به چند دسته تقسيم می شود که عبارت­اند از

۱. قالی: به فرش‌هايی گفته مي‌شود كه مساحت آنها ۶ مترمربع يا از آن بيشتر باشد كه معمولاً در ابعاد ۳×۲، ۳/۵×۲/۵، ۴×۳، ۵×۳/۵، ۶×۴، ۷×۵، ۱۰×۶ متر.

۲. قاليچه: فرشی با سطح حداقل ۳ متر مربع با ابعاد عرضی از ۱/۴۰ تا ۱/۵۵ متر و ابعاد طولی بين ۲/۲۰ متر تا ۲/۳۵ متر.

۳. ذرع و نيم: فرشی با ابعاد عرض ۱/۱۵-۱ متر و ابعاد طولی ۱/۶۵-۱/۵۰ متر.

۴. ذرع و چارک: ابعاد اين نوع فرش‌ها عموماً ۱۳۰×۸۰ سانتی متر است و بافت آنها نيز بيشتر در مناطق فارسی­ باف رايج است.

۵. دو ذرع: ابعاد اين نوع قاليچه ۱/۳۵×۲/۱ متر است.

۶. پرده­ ای: اندازۀ فرش‌های پرده­ای معمولاً ۲/۵×۱/۵ متر است. اين نوع فرش‌ها در مدخل اتاق يا سالن‌ها نصب می شود.

۷. کلگی: ابعاد اين فرش‌ها معمولاً ۳×۱/۵، ۳×۱/۷۰، ۳/۵×۲ متر است. بافت كلگی بيشتر در قديم و در ميان چادرنشينان و روستاييان معمول بوده است.

۸. خرک، پشتی، پادری: انواعی از فرش با ابعاد کوچک با عرض کمتر از يک متر.

۹. کناره: نوعی فرش دارای طول بلندی كه همراه با ميان فرش به کار رفته و برای پوشاندن روی پله و راهرو استفاده می شود.

۱۰. پادری: اين فرش به اندازۀ پاگرد در ورودی معمولاً ۷۰×۵۰ بافته می شود.

۱۱. فرش بيضی و دايره: انواعی از فرش بر اساس نقشۀ از پيش طراحی شده روی چله‌های معمولی که بافتن آنها مهارت خاص می خواهد.

البته با توجه به دستبافت بودن اين فرش‌ها احتمال چند سانتي­متر اختلاف را بايستی در اندازۀ آنها در نظر گرفت.۲۳

در نقاط گوناگون استان مركزی با توجه به سبك منطقه و رواج فرش­ بافی تنوع اندازه و ابعاد فراوان است، ليكن اندازه و ابعاد رايج فرش استان مركزی عمدتاً ذرع و نيم، دو ذرع، ۳×۲، ۳/۵×۲/۵ مترمربع بوده و حتی ابعاد بزرگ­تر نيز در قالی های منطقه اراك دیده می­ شود.

 کانون‌های فعال فرش دستباف استان مرکزی

واج سبک‌های طراحی و فنون بافندگی فرش در ساير استان‌های کشور خبر از قلمرو گسترش­يافتۀ جغرافيای فرش استان می دهد. فراوانی، تنوع و گستردگی کانون‌های بافت فرش در استان در مجموع از همسانی خاصی بهره می گيرد که سازندۀ نهاد فرش در استان و تجلی گاه فرهنگ، مناسبات و شئون عديده‌ای است که به مرور طی نسل‌های متمادی بر مبنای اين خاستگاه شکل گرفته‌اند. امروزه کانون‌های فعال فرش‌بافی استان مرکزی به شرح ذيل اند:

جدول ۴. کانون‌های فعال و نقشه و طرح‌های مختلف رايج در استان مركز

رديف

  نام شهرستان

  کانون‌های فعال

۱

  اراك

  الف. شهرستان اراك و بخش‌ها و روستاهای تابعه شامل ساروق و جيريا، غياث­ آباد، طور سينا،   بادرستان، رازگردان، مشهدالكوبه

  ب. روستاهای مهرآباد، هزاوه، شمس­ آباد، داين، مرزيجران

  ج. مشك ­آباد، سهل­ آباد، قلعه نو، كارچان، داودآباد، ده نمك، شانق

  د. گوار، عقيل ­آباد، گوشه، چشمه پهن، علی ­آباد، سنجان، گلشن­ آباد، گل تپه

۲

  ساوه

  شهرستان ساوه و روستاهای غرق ­آباد، بندچای، مرق، مرق كان، انديس، آوه، اوجان، رحمت­ آباد، ازبيزان، نورعلی بيك، يل­ آباد، استوج، الوسجرد

۳

  خمين

  شهرستان خمين روستاهای جلماجرد، جعفرآباد، فرج­آباد، شهابيه، ورآباد، ميشی جان، رباط مراد، خراوند، ليليان

۴

  محلات

  شهرستان محلات و روستاهای باقرآباد، پشت گوار، كوه سفيد، لريجان، گل چشمه، چل رز، نخجيروان، قايقان، ور عليا، ور سفلی، اميرآباد، بزيجان

۵

  دليجان

  شهرستان دليجان و نراق و روستاهای مشهد اردهال، قالهر، خاوه هستيجان، موزوش، سينه قان، دريجوقا، رباط ترك، راونج، وسقونقان، هستی جان، توت، لاران، جوشق، فرنق، قوچك، كهك، دودهك، راوه، واران، دوزيا، كروگان، بيجگان، ريحان

۶

  شازند

  شهرستان شازند و آستانه و روستاهای مالمير، سربند، زاليان، آستانه، هفته، بازنه، ورشه، موچان، حصار و فر، تحت محل، باغ بر آفتاب، قلعه آقا حميد

۷

  تفرش

  شهرستان تفرش و روستاهای فرك، جفتان، قزلجه، قزل­قاش، بازرجان و سفتگان

۸

  آشتيان

  شهرستان آشتيان و روستاهای كرديجان، سياوشان، نوده، مزرعه نو، گركان، فيض ­آباد، بنچنار، ورسان ساوشان، صالح ­آباد

۹

  كميجان

  شهرستان كميجان و روستاهای ياسبلاغ، يساول، دره سبز، چهرقان، كلوان، خمارباغی، كوت ­آباد، وفس، ميلاجرد، خنجين، فامرين، سمقاور، سليم­ آباد، خسروبيگ، اسفندان و چلبی

۱۰

  زرنديه

  در بخش مركزی (مناطق زرندكهنه، اميرآباد، آسيابك) و در بخش خرقان روستاهای عليشار، رازقان

۱۱

  فراهان

  شهرستان فرمهين و روستاهای دستجان و غياث آباد، تلخاب، شيرين آباد و آرزومند، زنگارك و آقازيارت

۱۲

  خنداب

  شهرستان خنداب و حومه خنداب و روستاهای درمن، آدشته، غينرجه، ديزآباد، دهنو، خانقا و دهچال

کانون­های فرش دستباف

اراك، با محوريت ساروق و جيريا

تاريخ توليد قالی های ساروق نسبتاً متأخر است و به حدود نيمۀ دوم قرن نوزدهم می­رسد. قالی های قديمی ‌آن به سبب نقش مليح و ظريف، رنگ‌های ملايم و زنده و بافت بسيار دقيق و محکم مورد توجه بوده است. فرش‌های اين منطقه غالباً در سبک‌های شاخه شکسته يا منحنی معمولاً با طرح‌های لچک و ترنج و دسته گل بافته می شوند.

در پايان جنگ جهانی اول يک شرکت امريکايی تجارت فرش از ميان نقشه‌های متداول در ساروق و اراک تعدادی طرح مطابق سليقه امريکاييان ابداع کرد که بعدها اين نقش‌ها به ساروق امريکايی شهرت يافت. فرش‌هايی دو پود با پرز بلند در اندازه‌های متفاوت در زمينه‌ای قرمز با حاشيۀ سرمه‌ای و يا بژ روشن با حاشيه سرمه‌ای به تعداد زيادی بافته و به امريکا صادر شد. اين طرح‌ها فاقد لچک‌های چهارگانه بوده و ترنج ميانی نيز اکثراً برخلاف ترنج‌های سنتی فرش‌های ايران، فاقد خطوط حد فاصل ترنج و متن است. در متن اين فرش‌ها دسته‌های گل و برگ‌های پيچيده بزرگ که اطراف آنها با گل‌های کوچک پوشيده شده به صورت مجرد و جدا از هم ديده می شود.

يکی از بهترين فرش‌های جديد ساروق، با نام مشايخی (نوعی طرح ماهی)، شهرت يافته که لچک و ترنج آن بسيار شبيه فرش‌های بيجار است. طرح مشايخی فراورده‌ای است که توليد کنندۀ آن قصد زنده کردن طرح‌های سنتی ساروق را داشته و نيمی از فرش را با نقوش هندسی و نيمی ‌ديگر را با گل و بوته هراتی بافته است. فقط با حفظ صحيح نقوش ماهی درهم که تهيه آن در عمل به آسانی طرح‌های کاملاً گردان نخواهد بود، بافنده يک استاندارد را در طرح خود به وجود آورده که در جای خود قابل تحسين است.

تکنيک بافت قالی های ساروق:‌ گره مورد استفاده در قالی های اين منطقه فارسی (نامتقارن) است. پود ساروق‌های قديمی، نازک و اکثراً آبی يا صورتی است. در پاره‌ای از ساروق‌های قديمی، پود سومی را بعد از هر ده رج گره به کار می برند. دارها هم به صورت افقی و هم عمودی مورد استفاده قرار می گيرند.

قالی های ساروق اکثرا در اندازۀ قاليچه (۲/۱۰×۱/۳۰) و ذرع و نيم (۱/۵۶×۱/۴۰) توليد می شوند، اما در بازار قالی های بزرگ­تری نيز با نام ساروق عرضه می شود. يکی از مشخصات قالی های ساروق رنگ‌های آن است، رنگ‌هايی که بيشتر در مايه‌های مسی، دوغی، بلوطی، قرمز، بژ و آبی به زمينه فرش منعکس می شوند.

رنگ‌های چيره عبارت­اند از آبی يا آبی روشن برای لچک‌ها و برای ترنج، قاب‌ها و يا گل‌ها، رنگ صورتی کهنه و قرمز کاربرد دارد. در رنگ آميزی گل‌ها از سبز کبود و برای زمينه قالی از رنگ سفيد عاجی، قهوه‌ای بسيار روشن و آبی استفاده می شود.

در ساروق‌های قديم فقط از رنگ‌های طبيعی با مايه‌های رنگی ملايم و لطيف استفاده می شده است. جلوه‌ای از رنگ قرمز روناسی که به نام قرمز دوغی معروف است، از ترکيب مادۀ رنگ­دار روناس و دوغ که حاوی اسيد لاکيتک است به وجود می آيد که خاص فرش‌های اراک و قم است. رنگ قرمز مسی ملايمی که به مرور زمان پخته و براق شده نيز به فرش حالت مخملی مانندی می دهد. به ­ويژه به آنهايی که با پشم‌های مرغوب و لطيف بافته شده‌اند. بافندگان ساروق معمولاً حاشيۀ فرش‌های خود را به نقوش سماوری، خرچنگی يا نقوش کلاسيک شاه­ عباسی تزيين می کنند.

ترکيب نقش قالی های کوچک ساروق شامل چهار عدد لچک است که زمينۀ آن معمولاً آبی ملايم يا قرمز است و روی آن يک برگ زينتی نخل و يا گل و بوته‌ای از نيلوفر آبی گسترده است. در ساروق‌های بزرگ­تر غالباً ترنج وجود ندارد و رنگ زمينه، که معمولاً قرمز صورتی است، از گل‌هايی به صورت دسته گلی و يا از گل دانه‌هايی به شکل چليپا پر شده است.

در سال‌های اخير هندسی شدگی طرح‌ها شديدتر و خشک­تر شده است. پس از جنگ جهانی اول بازگشتی دوباره به سنت‌ها صورت گرفت و پس از آن نوع جديدی از ساروق رواج پيدا کرد که ”مهد شيران“ ناميده شد. از ويژگی های اين نوع فرش حاشيۀ عريض، پرز بلند و به­خصوص نقش فشرده­ای از گل‌های به هم فشرده بوته‌ای و دسته­ گل‌هايی روی زمينه صورتی و به ندرت قرمز يا سفيد بود.

فراهان

فراهان شامل ناحيۀ وسيعی بين شهرستان‌های اراک، تفرش و آشتيان است. اين ناحيۀ بسيار کهن از دوران مادها تاکنون يادگارهايی در خود نگه داشته است. هنر فرش­بافی ظاهراً خيلی دير به دشت فراهان راه يافته است و ابتدای ورود آن احتمالاً به اواخر قرن دوازدهم هجری می رسد. بخش فراهان از سال به سبب تقاضای مستمر خارجيان تبديل به منطقۀ عمده‌ای برای صادرات فرش شد.

در گذشته بافت فرش‌هايی ترنج­دار در سبک شاخه شکسته و در زمينه‌ای ساده و عاری از نقش اکثراً به رنگ زرد طلايی با حاشيه‌ای سماوری و همچنين طرح‌های درختی در متنی به رنگ آبی سرمه‌ای در فراهان رواج داشت. بافندگان فراهانی امروزه فرش‌ها و کناره‌هايی در طرح هراتی مينياتوری در زمينۀ سبز متمايل به زرد را در کنار ساير طرح‌های متداول در اين منطقه می بافند. تقريباً همۀ فرش‌هايی که با نقشۀ هراتی در اين ناحيه بافته می شوند، فاقد ترنج ميانی­ اند.

ويژگی بافت قالی فراهان: تراکم گره در فرش‌های فراهان بسيار بالا است و ابعاد فرش‌های فراهان از گذشته تا امروز تقريباً بی ­تغيير باقی مانده است که بيشتر در اندازه‌های ذرع و نيم و دو ذرع است و کناره‌های آن غالباً در طول ۱/۵ تا ۳/۵ متر به بازار عرضه می شوند. در فراهان نيز مانند سنندج قاليچه‌هايی به صورت قاچ زين اسب می بافند. فرش‌هايی با بافت متوسط اين ناحيه به نام فراهان- موصل در بازار شهرت دارند.

شازند (سرابند)

سرابند بخش کوهستانی صعب­ العبوری در جنوب غربی ملاير و غرب اراک است. مال مير يکی از روستاهای اين بخش است که مرکز اداری است و نام خود را به قالی بافت قديمی محلی داده است، که به مير سرابند مشهور هستند. قالی های اين منطقه دارای ساختاری مشابه قاليچه‌های ساروق­ اند و یگانه وجه تمايز طرح ويژۀ آنهاست. امروزه قاليچه‌های بته ميری شناسنامۀ سرابند هستند.

نقش بته ميری (يعنی دستۀ کوچکی از برگ‌های ميری) اصلی ترين نقش اين منطقه است. در خصوص خاستگاه اين نقش و همچنين معنای نمادين اين سخن بسيار رفته است. نقوش بته ميری در سرابند می تواند به گونه‌های مختلفی تعلق داشته باشند. آنها کم و بيش دراز شده، يک طرح پيچ و خم دار يا اندکی هندسی ­شده­ اند. خطوط محيطی آنها مشخص نيستند. طرح کاج سرابند يا بته ميری که در آنها نقش ترنج کوچکی نيز ديده می شود، در نقشۀ اين قالی ها بسيار به چشم می خورد. حاشيۀ اين فرش‌ها توری­ مانند بوده و در زمينۀ سفيد شکری بافته می شود. به همين علت در بين طراحان قالی به حاشيه شير شکری مشهور شده است.

رنگ‌های متنوعی نيز در اين قالی ها وجود دارد: آبی، قرمز، آبی روشن، مايه‌های گوناگونی از رنگ‌های خرمايی که با زمينه‌ای که عموماً به رنگ قرمز با مايه‌های گوناگون است در تضادند. زمينۀ اين قالی ها نيز به رنگ سفيد عاجی، قهوه‌ای بسيار روشن يا آبی است. حاشيه نيز، که به منظور تضاد با يکنواختی زمينه به وجود آمده، از سه تا هفت قاب و حتی بيشتر تشکيل شده است. در کل، قالی های سرابند دارای يک ساختار بسيار محکم با تار و پودهای پنبه‌ای نسبتاً ضخيم­ اند و گره مورد استفاده از نوع ترکی است. از اين قالی ها، که به فرش‌های بته مير مشهورند، در ابعاد بزرگ­تر به علت نرمی و استحکام در مساجد و تکايا نيز استفاده می شود.

در بافت قالی های اين منطقه از پنبه، پشم و ابريشم استفادهد می شود. قطع آنها نيز بسيار متنوع است. از پيش­تختی تا سجاده يا از کناره تا کلگی و گاهی نيز قالی هايی به قطع بسيار بزرگ را می توان در اين منطقه يافت.

در امر تجارت معتبرترين قالی های بافت قديمی را به نام ميرسرابند و يا مير می شناسند. اين قالي‌ها از طريق شفافيت و کيفيت بسيار خوب پشم‌های مصرفی و همچنين از کار دقيقی که بر روی آنها انجام شده است به راحتی قابل تشخيص­ اند. قالی های سربند از طريق پاره‌ای از جزیيات در رنگ­آميزی، قالی های قديمی همدان را تداعی می کنند، به ­ويژه در رنگ‌های طبيعی موی شتر و يا رنگ حنايی که در حاشيه‌ها استفاده می شود. قالی های سرابند، به ­خصوص ”مير،“ در سايۀ دوام و بی­ پيرايگی ظريف و آميخته با سليقه‌ای که در نقش آنها وجود دارد، در انگلستان بسيار متداول بوده و به قالی جنتلمن‌ها معروف بوده است.

محال و مشک­ آباد

مشک­ آباد: مشك ­آباد در قديم مرکز فراهان بوده است. قالی های مشک­ آباد نام خود را از روستايی در حوالی اراک گرفته‌اند که در قرن نوزدهم میلادی ويران شد. گونه‌هايی که با ويژگی های مشابه بافت و نقش درشت آنها قابل شناسايی اند. اندازۀ قالی های مشک­ آباد غالباً متوسط و بزرگ است.

در اين ناحيه قالی هايی با طرح‌های ميناخانی (شبکه‌ای از گل‌های کوچک که به تناوب گل‌های نرگس در آن جای گرفته‌اند)، همچنين گل حنايی (تره مزد، يعنی بوته ستليزه شده حنا) و طرح‌های هراتی (گل‌های درشت در زمينه‌ای تيره با رنگ‌های مسلط آبی و سبز) توليد می شدند. قالی های قديمی مشک­ آباد دارای سطحی مخملی و برخوردار از نوعی درخشندگی بوده‌اند. گره مورد استفاده در اين منطقه فارسی است.

محال:‌ مرکز اصلی قالی های محال محلات بوده است. محلات امروزه مرکز بافت قالی های ساروق است. قالی های محال از نظر کيفی بهتر از قال یهای مشک ­آباد بوده ­اند. ارتفاع پرز آنها بلند است و رنگ‌های آنها روشن­تر است، اما هيچ وقت شفاف نبوده ­اند. طرح آنها مشابه قالی های مشک­ آباد، اما کوچک­تر است. معمولاً در اين قالی ها ترنج مرکزی بيضی شکلی را می بينيم و زمينۀ يک رنگ آن نيز مزين به نقش هراتی و دارای لچک است.

ليليان

ليليان متشکل از هفت دِه ارمني­نشين در جنوب اراک در منطقه‌ای به نام کمره است. در اين ناحيه قاليچه‌هايی توليد می شود که در نظر اول بيشتر به منطقه همدان شبيه­ اند. بافت قالی ها به صورت يک پوده ­اند که اکثراً ظريف و به رنگ‌های قرمز با ظاهری مخملی بافته می شوند.

قالی های ليليان از نظر طرح و تا حدودی رنگ مشابه فرش‌های ساروق امريکايی­ اند. ترنج ميانی به مانند عنکبوتی در ميان تار در متن فرش آويزان است و دو سر ترنج آن مانند دو چتر طاووس به نظر می آيند. بقيۀ متن فرش با دسته گل‌های پر مانند پوشيده شده است. در فرش‌های ليليان پرده‌های صورتی به کار رفته است. اين قالی ها در همۀ اندازه‌ها بافته می شوند. امروزه در اين منطقه به بافت رو کرسی، (قاليچه‌هايی در قطع کوچک با نقشۀ خرچنگ و چهارچنگ معروف به ماهی هراتی) مشغول ­اند.


* مقالۀ حاضر برگرفته از طرح ”تهیه و تنظیم سند راهبردی فرش دستباف استان مرکزی“ است که به سفارش سازمان صنعت، معدن و تجارت استان مرکزی در سال های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ تهیه شده است.

۱ شیرین صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق (تهران: كتيبه و سروش، ۱۳۷۲)، ۴.

۲ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۸.

۳ محتاط، ۱۳۶۸.

۴ محمود اعتمادزاده، قالی ایران (تهران: به آذین، ۱۳۴۴).

۵ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۸-۹.

۶ به نقل از صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۱۳.

۷ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۱۵.

۸ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۹-۱۴.

۹ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۱۵-۱۸.

۱۰ وزارت كار و امور اجتماعی وقت، ۱۳۴۰

۱۱ گروه مطالعاتی هامون، طرح مطالعات جامع توسعۀ اقتصادی- اجتماعی استان مركزی (اراک: سازمان برنامه و بودجه استان مرکزی، ۱۳۶۹)، .

۱۲ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۱۰۰.

۱۳ گروه مطالعاتی هامون، طرح مطالعات جامع، ۳۸-۴۰.

۱۴ گروه مطالعاتی هامون، طرح مطالعات جامع، ۲۲۹.

۱۵ تحليل وضعيت هنر- صنعت فرش دستباف، ۱۳۸۵

۱۶ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۱۸-۱۹.

۱۷ رنگی است بین زرد و نارنجی و از مخلوط کردن نصف استکان رنگ زرد و چهار قطره سرمه­ای به دست می آید. این رنگ به سکه‌ای نیز شهرت دارد.

۱۸ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۲۰-۲۱.

۱۹ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۲۶.

۲۰ فضل­الله حشمتی رضوی، فرش ايران (تهران: دفتر پژوهش­های فرهنگی، ۱۳۸۰)، ۲۶-۳۰.

۲۱ صوراسرافيل، غروب زرين فرش ساروق، ۲۸-۳۰.

۲۲ سيدجلال­الدين بصام، محمد حسین فرجو، زهرا ذريه و سيدامير احمد، (۱۳۸۶)، ”رويای بهشت،“ در هنر قالی بافی ايران (تهران:۱۳۸۶)، ۲۶-۳۴.

۲۳ شيرين صوراسرافيل، رنگ‌های ايرانی (تهران: مؤسسۀ تحقيقات فرش دستباف، ۱۳۷۸).